زبان بدن مکمل انتقال پیام در ارتباط

در این فیلم کوتاه ، ، “شیوه های مکمل در استفاده از زبان بدن برای انتقال مفاهیم “

2017-01-01_131039

برخی از منابع برای مطالعه بیشتر :(برگرفته از سایت متمم) این فیلم از سایت متمم اقتباس شده است .

فهرست مقالات و منابع مرتبط با زبان بدن و ارتباطات غیرکلامی

زبان بدن در فضاهای محدود: بی توجهی مودبانه یا بی توجهی مدنی

کلیپ تصویری زبان بدن: استفاده از حرکات دست

 

0

جنبش #یادهست

جنبش # یاد هست

چند روزی است که دوست خوب متممی ام ،سجاد سلیمانی در  اقدام مبتکرانه و  بسیار زیبا به نام “جنبش # یاد هست را شروع کرده که اولین بار استاد خوبم محمد رضا شعبانعلی در سایت رسمی خود به انتقاد از کلمه یادبود ، کلمه ” یادهست ” را اختراع کرد و شاید برای ما در همان روز و خواندن مطالب  به ثبت دفتر خاطرات تبدیل شد ،ولی دوست خوبم با انرژی و تلاش  خوبی توانست، از این کلمه جنبشی را راه اندازی نماید،من هم به رسم #یادهست از استادخوبم (محمد رضاشعبانعلی)و دوست خوبم ( سجاد سلیمانی)این مطالب را باز نشر می کنم و در برنامه آینده ام سهمی در این جنبش زیبا خواهم داشت .

لینک کوتاه شده این مطالب(https://goo.gl/F7aNBV)

0

ترفیع مقام یا تنزل درجه

آقای سلامت جز نیروی های مالی یکی از شعبات پخش و توزیع محصولات تند فروش در یکی از استان مرکزی  ایشان پسری محجوب و بسیار آرام بود در حدود 2 سال بود که در این شعبه مشغول به کار شده بود دارای تسلط خوبی هم به مسائل مالی بود اما این شعبه به دلایل متعدد مدیریتی دچار زیان و ضرر بود و هر سال شعبه با زیان صورت های مالی خود را ارائه می داد البته جو سازمانی خوبی هم نداشت موزعین  تقریبا هر ما یکی روز اعتصاب می کردند و به محصولات را توزیع نمی کردند تا اینکه مسئولی از تهران می آمد و کمی امتیاز می داد و جو را آرام می کرد و دوباره شروع به کار می کردند و دوباره مدتی همین وضعیت ادامه داشت ،تا اینکه مدیر مجموعه تاب نیاورد و مجموعه را ها کرد و سازمان برای خالی نشدن مجموعه کسی جز آقای سلامت را نداشت که در این جایگاه قرار دهد از طرفی هم به دلیل زیان ده مجموعه  نمی توانستند مدیر با تجربه ای را در اختیار بگبرد و از طرفی با توجه به چندین بار بنر و آگهی فرد مناسبی را پیدا نکرده بود ،آقای سلامت به دلیل جوان بودنش و همچنین شم مالی کمی نگران بود در روز های اول بسیار محتاطانه عمل می کرد و در اکثر روزها دقیقا نمی دانست باید چه بکند و مدیر مجموعه هم با کلی انتظارات از ایشان در بین جمع تعریف می کرد و هدف افزایش 40 درصدی را برای ایشان ترسیم می کرد ،با گذشت زمان اوضاع بدتر شد و عوامل توزیع  اعتراضات بیشتری را انجام می دادند و ویزیتور ها هم دقیقا نمی توانستند چطور منظور خود را بیان کنند از طرفی سرپسرت مجموعه که دارای تجربه فروش بود فضا مناسبی جهت جولان دادن خود در این عرصه دیده بود و با دست اندازی در اهداف فروش و تحریک عوامل سعی در تنگ کردن عرصه بریا مدیر فروش مجموعه را داشت بیچاره آقای سلامت در بد مخمصه ای گیر افتاده بود از کار راحت و بدون دغدغه حسابداری گرفته تا دردسر های روز افزون فروش و توقعات بالادستی و اعتراضات پایین دستی مجموعه ،و در این میان مراسم ازدواج خود نیز برپا کرده بود که روز های شیرینی را برای خود ترسیم کند اما این ترفیع بسیار برایش درد آور شده بود و هر روز آرزو می کرد که مدیرپیدا شود و مسئولیت را بر گردن آن بیندازد و خود را ها نماید.

مسئله مدیریتی

وظایف پست مدیریت علاوه بر شناخت فرهنگ و فضای کاری ،داشتن توانمندی برنامه ریزی،سازماندهی ،کنترل و هدایت است و همچنین وظایف تخصصی که برقراری ارتباط بین افراد ،نقش های اطلاعاتی (تجزیه و تحیلیل درست اطلاعات و روند ها و رویدادها ) ،نقش تصمیم گیری را نیز به آن می توان اشاره کرد ، پست مدیرت برای کسی که در شغل غیر مدیریتی  موفق است الزاما پاداش محسوب نمی شود چرا که علاوه بر فرسودگی خودش باعث شکست سازمان هم می شود .

راهکار مدیریتی :

معمولا در سازمان فروش عرف است که از بین کارشناسان قدیمی خود مدیران خود را انتخاب می کنند به این امید که ایشان چون آدم موفقی در جایگاه قبلی خود بوده پس در جایگاه بالاتر هم می تواند موفق باشد ،غافل از اینکه با توجه به بافت سنتی در شرکت های پخش معمولا کسانی که در پست های مدیریتی هستند راه و رسم این جایگاه را به خوبی به کسی آموزش نمی دهند و مهارت ها و تجربه های خود را معمولا  پنهان نگه می دارند و با کیف خود از سازمان می برند از طرفی سازمان ها به دلیل عدم انتخاب درست افراد شایسته و یا هزینه نکردن برای این جایگاه ترجیح می دهند از همان نفرات قبلی با پست های پایین تر شروع کنند زیرا این مسئله معمولا باعث بروز تعارضات سازمانی می گردد و فرد مورد نظر با هزینه های گزافی که معمولا پنهان هستند ( خارج شدن نیرو های خوب سازمان به دلیل داشتن ارتباط ضعیف و یا نداشتن دیپلماسی مذاکره ،از بین رفتن مشتریان و موزعین ،افزایش مطالبات و هزینه های دوباره کاری بخشی از مسائلی است که ممکن است اتفاق بیفتد در شرایط توصیه می شود که یک کارشناس خبره و یا یک مدیر خبره به عنوان راهنما به صورت آموزش های حین کار در کنار ایشان قرار گیرد و بعد از مدتی که حداقل 3 ماه تعیین می شود این پست و مسئولیت های آن را واگذار نماید البته اگر در طی این دوران این فرد از خود قابلیت های مدیریتی را بتواند نشان دهد.

0

مدیر عامل و باتلاق بازار

این داستان از سری داستان‌های واقعی  سازمان پخش و توزیع می‌باشد. اسم شخصیت‌ها به دلیل حفظ حریم شخصی همکاران تغییر پیداکرده است.

آقای داوودی از مدیران باسابقه کارخانه در واحد تولید بود، ایشان درزمینهٔ تولید دارای مهارت خوبی بود و در طی چند سال اخیر تنوع محصولات  قابل‌عرضه به بازار را زیاد کرده بود، چند وقت بود که زمزمه تغییر مدیرعامل در شرکت پیچیده بود و هرکدام از مدیران خود را برای این پست آماده می‌کردند البته آقای داودی بدش نمی‌آمد که این پست را داشته باشد، بعد از حدود 3 ماه مدیرعامل قبلی  عوض شد و آقای داوودی را به پست مدیرعاملی کارخانه منصوب کردند در روزهای آغاز فصل مهرماه بود و روند فروش لبنیات نسبت به ماه قبل کم شده بود، موجودی انبار در حال افزایش بود و نگرانی از کم تاریخ شدن محصولات بسیار در چهره آقای داو,دی بسیار مشخص بود، ایشان گروه فروش را جمع نمودند و نگرانی خود را به این گروه انتقال دادند و 2 هفته فرصت دادند که روند فروش را سروسامان داده و روند افزایشی را ایجاد نمایند در این میان مدیر شعبه فروش اعتراضاتی به مشکلات کیفی محصولات داشتند که اخیراً در مورد دوغ و ماست ایجادشده بود مدیرعامل با شنیدن این صحبت‌ها برافروخته شد و با لحنی تند مدیر شعبه و همکارانش را به تنبلی و روزمرگی متهم کرد و جلوی کارشناسان شرکت حسابی مدیر شعبه را موردعنایت خشم خود قرارداد، بعد از اتمام جلسه مدیر شعبه و همکار فروش از این رفتار رنجیده شده بودند و برایشان قابل‌درک نبود که مدیرعامل جدید چرا به این موضوع که آمار ضایعات برگشت از فروش نیز این موضوع را تأیید می‌کرد این‌قدر واکنش تند روبه‌رو شدند.

در این میان آقای داوودی بسیار خوشحال بود که توانسته بود در اولین جلسه فروش آتوی خوبی از این مسئله گرفته  و یک درس حسابی به این افراد داده است به‌هرحال ایشان مدیر تولید بوده و زیر سؤال بردن این واحد ازنظر ایشان یعنی توهین  به مقدسات.

فصل سرما و برف زمستانی حیاط کارخانه را سفیدپوش کرده بود و آقای داوودی امروز در تهران جلسه داشت، امروز همکاران فروش جلسه اضطراری با فروشندگان خود تشکیل دادند با توجه به روند فروش در طی سه‌ماهه افت 30 درصدی را تجربه کرده بودند و در این جلسه مدیر شعبه باحالت حاکی از نگرانی در حال تشریح اهداف بود و ویزیتورها هم دلایل خود را از قبیل آغاز فصل سرما و کاهش کیفیت محصولات ازجمله ماست دبه‌ای و پنیر پرفروش خود را داشته‌اند، و از عدم پیگیری مسئولین فروش در این خصوص گلایه داشتند مسئولین فروش سعی در آرام کردن همکاران داشتند چون تقریبا با صدای بلند اعتراضات خود را بیان می‌کردند و اخیراً هم به علت نرسیدن به اهداف فروش جریمه از کارکرد و غیبت برای ویزیتورهای منظور شده بود  ، جو سنگین شده بود و مدیر شعبه احساس می‌کرد که ادامه جلسه منجر به تنش بیشتر می‌شود لذا ختم جلسه را با تأکید بر فروشندگان و حضور سرپرستان تمام کرد و به اتاق خود رفت و از پشت پنجره سعی در ترسیم این روند کاهشی در ذهن خود داشت البته از طرفی هم خوشحال بود که مدیرعامل تحت‌فشار قرار گرفته بود تا یاد بگیرد نیروهای فروش جز نیروهای پیشرو سازمان هستند و بی توجهی به آن‌ها می‌تواند سازمان را به سمت و سوی بدی ببرد.

آقای محمدی و آقای حسنی  دو تن از سر پرستان هم دل و دماغ درستی نداشتند چون پورسانت و اضافه کار آنها در 2 ماه گذشته قطع شده بود و از طرفی هر روز مجبور بودند به اتاق مدیریت بروند و کلی غر و شکایت مدیر شعبه را بشنوند و از طرفی ویزیتور ها هر روز شکایت و اعتراض به مسیر و کیفیت محصولات داشتند و لی ظاهراً گوش شنوایی نبود که مسائل را بتواند تجزیه و تحلیل کند.

مدیر کیفیت آقای اصغری و مدیر فنی آقای سعیدی و مدیر برنامه ریزی آقای شاکری در جلسه‌ای نشسته بودند و در حال تعریف خاطرات گذشته خود بودند و از روند رونق و فعال بودند کارخانه تعریف می‌کردند که امروز دیگر خبری از رونق تولید و فروش نیست و با انتخاب آقای داوودی اوضاع هم بدتر شده است و ایشان در مدیر خود هم دچار ضعف شدید است و توان تصمیم گیری ندارد موجودی انبار بالا رفته و فروش پایین آمده و سود کارخانه هم کم شده احتمالاً در این سه ماهه خبری از کارانه وجود ندارد.

تحلیل راهبری داستان:

با توجه به اینکه معمولاً مدیران عامل در شرکت‌های دولتی از بدنه خود سازمان انتخاب شده و بدون در نظر گرفتن تحصیلات مرتبط و به صرف داشتن روابط و سابقه تا حد زیادی  در انتخاب مدیر عامل مؤثر است، با توجه به اینکه این کارخانه در حال گذر از مرحله تولید به فروش بوده و لازمه این حرکت پشتبانی قاطع و صریح مدیر عامل از این روند با طرز تفکر و بیان در عمل می‌باشد، که بدنه سازمان را می‌تواند با خود هما هنگ کند، بروز اختلاف در میان واحد فروش و واحد تولید همیشه وجود داشته است و آنچه مهم است درک درستی از فرایندها و توان حل تعارضات سازمانی می باشدنه قضاوت یک طرفه مسائل و طرفداری صرف از یک واحد به صرف دیدگاه گذشته آن واحد، همچنین داشتن دیدگاه نزدیک از بازار و رصد دائم بازار و کمک فکری به واحد فروش در برحه های که فروش کاهش می‌باید تمرکز بیشتر بر روی کیفیت محصولات و خدمات دلیوری محصول و دادن انگیزه به فروشندگان جهت حضور بیشتر در بازار در دوران رکود می‌تواند بسیار اثر بخش باشد.

نکات مدیریتی داستان:

1-داشتن تفکر 360 درجه یا تفکر سیستمی در پست‌های مدیریت یک از الزامات این جایگاه می‌باشد.

2- حضور مؤثر و به موقع در بازار یعنی داشتن کیفیت برتر و خدمات بیشتر ضامن حفظ و نگهداری از سهم بازار و فروش می‌باشد.

3- در مواردی که مدیر عامل کمتر اشراف بر بازار خود می‌باشد استفاده از مشاورین این صنعت می‌تواند بسیار ره گشاباشد

4-حل تعارض سازمانی نیازمند مهارت‌های اولیه اصول و فنون مذاکره سازمانی و فردی می‌باشد که مسلماً  این آمزش در بدنه واحد مدیریت می‌تواند در کاهش تعارض سازمانی نقش موثری بازی نماید.

5- نشست‌های کوتاه و مؤثر در درون واحدهای فروش با سایر و مدیران می‌تواند پرزنت خوبی برای دلایل کاهش فروش و بررسی راهکارهای فروش و دل گرمی مدیر فروش و تیم فروش باشد

0

لحظه نگار-باغ فین کاشان

حال و هوای عجیبی دارد ،باغ فین کاشان برای سومین بار است که به این باغ می روم و هر بار هم در تابستان گرم مجبور بروم که معمولا گرمای خشک و آزاد دهنده دارد ،وقتی وارد باغ می شوی محوطه بسیار زیبای دارد از آب نما و استخر ها گرفته تا طاق ضربی و حجره و حوض های سر صحن و درختان کهن سال ،ولی باز دل آدم می گیرد احساس خفگی دست می هد ،نمی دانم  شاید به  این دلیل که این باغ زیبا شاهد مرگ بزرگ مردی بود که فریاد  را در کام خود را فرو خورد تا فریادش نشانه ترسش نباشد ،بسیار سخت است که مرگ خود را به دست خود رقم بزنی و وقتی قحط الرجال در مملکت  بیداد می کند ،دلم گرفت و برای لحظاتی به درخت کهن سالی تکیه دادم و گوش خود را بر درخت نهادم شاید بتوانم کمی به درد دل درخت گوش کنم ،درختی که شاهد مرگ عزیری بود که مادر عالم دیگر از و نزایید ، ناله درخت برایم هم تسکین وهم رنج هم غم بود .- مرداد 1395 – کاشان

0

دغدغه این روزهای من

 “این روزها در فضای متمم در خصوص در حال آموزش علوم رفتاری هستم و شاید در ابتدای سال بیشترین مطالعات ام در زمینه تخصص ام در حوزه

بازاریابی و فروش بود ،ولی به تدریج سهم علوم رفتاری زیادتر شد، به طوریکه اگر هر روز در این زمینه مطالعه نکنم و یا دنبال مصداقی در زندگی خودم

نباشم ،احساس حسرت و خسران شدیدی می کنم در هفته گذشته مطلبی با عنوان ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی(استفاده منصفانه )

مربوط به سایت روز نوشت های محمد رضا شعبانعلی  را مطالعه کردم و دیدم که چقدر در طی این چند سال رفتارم مصداق های رفتار مجرمانه بوده

، که به دلیل خطای تایید خود گرفتار این رفتار  شده بودم ، اما آگاهی همیشه با رنج است و به قول سهیل رضاییاین خامی است که اصالت دارد نه رنج

،زیرا خامی در واقع نشان دهنده عدم بلوغ ما در آن موضوع است و باید هزینه و تاوان پختگی را بدهیم و مانند پارسیفال در کتاب جام مقدس  به سفر

قهرمانی خود گام نهیم ، در میان این راه سخت از منزلگاهی های متعددی باید عبور می کنیم و  گاه دچار یاس و نامیدی و گاه دچار هیجان و امید می

شویم گاه از یک مسیر به دلیل بی خردی و نداشتن ظرفیت وجودی مناسب آن منزلگاه بارها عبور می کنیم و هزینه های زیادی هم باید بدهیم و

نوسانات روحی زیادی  را تجربه می کنیم و گاه به هدف اصلی (رشد فردیت کمال یافته ) نزدیک و گاه دور می شویم  اما در این راه هدف اصلی به

دست آوردن جام مقدساست ، و نماد  یک شخصیت  قوی و با بنیان خوب است که  ،کار ی بس طاقت فرسا است ،من  این روزها کمی طعم تلخ و

سخت این اصلاح رفتار را مزه کردم ام و کمی هم  بابت اشتباهاتم هزینه پرداخت کردم   که ساده ترین آن عذر خواهی صادقانه بوده و باید اعتراف کنم

که سنگ بنای یک شخصیت قوی داشتن عزت نفس است ،که مسلما از مسیر فردیت کمال یافته عبور می کند  من  بیشتر در این مسیر خود را مدیون

محمدرضا شعبانعلی و گروه متمم می دانم که با  تولید محتوای اصیل در آموزش  انسان های طالب و تشنه آموزش ، در   این مسیر سخت به یاری ام

می شتابند

0