الگو های تکرار شونده نفرین شده
اجتماعیات 18 ژانویه 2017

الگو های تکرار شونده نفرین شده

تا حالا براتون پیش آمده مشکلی یا مسئله ای یا کدروت ،ناراحتی ،سوء تفاهم ، شکست ،در رابطه کاری و یا خانوادگی و عاطفی و بعد با خودتان عهد کرده اید ،که دیگر بار از دو سوراخ گزیده نمی شوید و حواستان به رفتارتان است که فریفته نشود و تاج قربانی را بر سر نگذارید ، اما بار دیگر همچنان شکست مشابه ای را رقم زده اید و وقتی درست و صحیح فکر کرده اید به یک الگوی نفرین شده رسیده اید که هر بار در لباس و رنگی تازه خودنمایی می کند ، در کتاب هنر شفاف اندیشدن و کتاب خطا های شناختی موارد ذکر شده که ذهن انسان گاهی الگو های تکراری از شکست را تکرار می کند و انسان های هوشیار این مسئله را به خوبی و به موقع تشخیص می دهند ، اما برای افرادی که تفکر سنجشگر اندیشی ندارند و نقادانه خود را نقد منصفانه نمی کنند ،مسئله به صورت گلایه از روزگار و ، بد شدن آدم های دور و ور مطرح می شود .

برای من هم همین الگو ها رخ داده ،البته نه یک بار  بلکه ده ها بار و به اشکال مختلف ولی با ریشه های رفتاری یکسان ، چند سال پیش با یکی از دوست نما قرار شد ،کار مشارکتی را انجام دهیم و من که از کارم استعفا داده بودم و خودم را برای یک زندگی تمام عیار  کسب و کار شخصی آماده کرده بودم ، ولی بعد با  با نارو و فریب رو آن دوست نما به رو شدم (به قول استاد خوبم  محمد رضا  شعبانعلی دروغ گفتم و فریب خوردم ) و بعد از چند سال دوباره این واقعه تکرار شد و جالبتر اینکه از نظر خودم تمامی زوایای کار را در نظر گرفته بودم و در ضمن فرد دوم جز مدیر ان و کسانی بود که تخصص اش مدیر پروژه بود ،ولی به دلیل نداشتن چشم انداز مشترک و اصول سر پرستی مناسب مجبور به جدایی نا خواسته شدیم ،وقتی خوب فکر کردم دیدم ریشه هر دو مشارکت یکی است ، عدم شفافیت ،جدا نکردن همکار از کار ، مکتوب نکردن دامنه همکاری و اکتفا به یک متن کلی ، سایه دوستی ها بر نگاه های خوش دلانه و تصورات غلط از یک همکاری خوب و توجه نکردن به نشانه ای یک کسب و کار در معرض شکست و ورشکسته ، مجموع عواملی بود که منشاء خطا های تکراری من بود ، مرا در این سراشیبی قرار داد  و توانم را فرسود و اعتمادم را خدشه دار کرد  و چقدر نفرین آور است این الگو های  تکرار شونده تار عنکبوتی .

شناخت و تشخیص درست در طی زمان به دست می آید ،ولی اگر عادت به تکرار الگو های غلط داشته باشیم ،دچار کالیبراسیون اشتباه می شویم و بعد تجربه  هم  را با سابقه اشتباه گرفته و دوباره  تکرار این مسئله سخت تر استخوان های مان می شکند.

چرا الگو های تکراری اتفاق می افتد .( البته این نظرات شخصی من است و فقط به عنوان یک نویسنده به آن اشاره می کنم و مسلما از دیدگاه رفتار شناسی تحلیلی ،مسئله دارای تحلیل بهتری  در زاویای مختلف خواهد بود ) .

1-عدم ثبت شکست ها به دلیل سخت بودن قبول شکست و سهم خود در شکست .

2-تحلیل نکردن مسئله،ننوشتن ایرادتی که در طی مسئله بوجود آمده است .

3-  عدم مراجعه به خطای های تصمیم های گذشته در هنگام تصمیم گیری مجدد .

4-ننوشتن اهداف و برنامه برای زندگی و همچنین ارزشها و یا در صورت نوشتن ،عدم مراجعه و یا مرور آنها در طی سال .

5- اکتفا نمودن به سیستم 1 در هنگام تصمیم گیری و سهم بیشتری برای تفکر شهودی خام قائل شدن .

6- ننوشتن چرایی موضوع و بیان درست مسئله ( کوتاهی در تعریف درست مسئله و تنبلی در خصوص نوشتن پروژه شکست

7- برون افکنی مساله به خارج از دایره ذهن و تسکینی برای فراموشی به علت درگیر شدن ذهن و عدم بخشش ذهنی خود (نگاه مقصر یابی ).

8- نادیده گرفتن نقش سبد فعالیت ها و ارزش ها مرتبط با اهداف .

9- تعریف نادرست از مصداق کار آفرینی ( شروع یک کسب و کار شخصی بدون توجه به تعبات آن  ) و اکتفا کردن به نحوه کار کردن استارتاپی در ابتداو میانه و پایان  پروژه .

10- سهیم کردن سهم دیگران به مقدار زیاد در هنگام تصمیم گیری و نادیده گرفتن سهم خود در تعیین  و تصمیم به اقدام در وقایع و نتایج .

و صد ها دلیل دیگر که به ذهن شما می رسد . ولی واقعا وقتی به خوبی در این زمینه فکر می کنی که چرا هر بار از یک سوراخ گزیده می شوی بسیار خجل و شرمساری می شوی ، و  نادیده گرفتن مسئله عزت نفس  و نقش آن در تصمیمات  بسیار دیده می شود .نمی دانم برای شما چنین مسئله ای   از این دست رخ داده یا خیر ، اما اگر صادقانه نگاه کنیم بی هدفی در جامعه هدف زا زده ، زیاد دیده می شود و سهم خطای های فردی هر روز بیشتر و بیشتر و هزینه آن جبران ناپذیر تر می شود . نگرانی من این است که با بالا رفتن سن و عدم تحمل ریسک بیشتر از این وقایع ، حس بی اعتمادی رواج یافته و بزرگترین سرمایه روابط انسانی  در میان سالی  یعنی اعتماد بسیار کم رنگ شود.

یکی از سخت ترین کارها نوشتن و تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر انتخاب و هدف گذاری است ، و بعد از آن تحلیل عوامل شکست ،زیرا قرار است خود را در یک چارچوب و خطر سیر قرار دهی ،که  بعد ها با همین چارچوب فکری مسئله ات را ببینی ،با توجه به تنبلی ذهن در اکثر مواقع  این کار به تعویق می افتد . و یا اگر نوشته می شود تحلیل مسائل بسیار سخت می گردد زیرا سهم واقعی خودت را باید مشخص کنی .

سوال من از خودم در هنگام تصمیم گیری که باید رعایت کنم .

الگو های تکراری من در تصمیماتم چیست ؟

رفتار های غالبم در شرایط ابهام چگونه است و فرایند ذهنی خود را چگونه مدیریت می کنم ؟

آیا دارای شهود غنی هستم و یا فقط آرزو اندیشی را با شهود  فریب کارانه اشتباه می گیرم؟

0
مطالب مرتبط

15 دیگاه

  1. جناب کشاورز عزیز

    باور کنید خیلی سخت است که بخواهیم بر خلاف غرایز عمل کنیم! انگار اصلا قرار نیست بشود و با این که میدانی این کار عاقبت ندارد، باز هم گزیده می شوی. بارها و بارها!

    0

    • keshavarz گفت:

      سلام یاور جان :
      این الگو ها در زندگی همه ما وجود دارد البته اگر کمی بیشتر در مورد ریشه های روانی این الگو های بخواهیم بحث کنیم مطالعه آثار فروید و یونگ در زمینه (لیبدو – اگو – سوپر اگو – ) که بیشترین آثار روانی و ذهنی را دراین دروان می سازند می تواند سرنخ خوبی برای فهیمدن این الگو های نفرین شده پیدا کنیم که بعد بتوانیم در مسیر درستی برای شناخت آن نه متوقف کردن این الگو ها برداریم . البته کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر بسیار آموزنده و قابل فهم سرنخ برخی از این الگو ها را می دهد در جای اشاره جالبی دارد که “باید برای شناخت این الگو های مثل کسی که مترصد ، ماهی گیری است ،همیشه قلابتان در درون روانتان باشد و با مهارت و سکوت بتواند این الگو ها را به دام بیندازید “.

      0

      • خیلی متشکرم از معرفی منابع تان. با توجه به این که یونگ و فروید صاحب سبک و مکتب در روانشناسی هستند، آیا کتاب و نشریه خاصی هست که اندکی بیشتر به این داستان بپردازد یا این که به صورت کریستالی از این مفاهیم باید بهره گرفته شود؟

        متشکرم.

        0

        • keshavarz گفت:

          سلام یاور عزیز قطعا در این زمینه مطالب بسیار آموزنده ای وجود دارد، بخصوص با زبان انگلیسی که من هم علاقه دارم ،ولی به دلیل ذیقع وقت و عدم تسلط بر ترجمه متون کمتر به آن پرداخته ام البته این فهرست جز کتاب هه ای که خوانده ام و تقریبا کمک به ایجاد یک تصور کلی برایم نموده ولی اصلا کامل نیست و به شخصا دنبال منابع بهتری می گردم ، منابع با زبان انگلیسی به نظرم بسیار خوب است بخصوص کتاب های رابرت بلای و رابرت جانسون و دن اریلی :

          1-کتاب قهرمان هزار چهره : نویسنده جوزف کمپل – ترجمه شادی خسرو پناه -نشر گل آفتاب (البته ترجمه های دیگر است که من مطالعه نکرده ام )
          2- یونگ شناسی کاربردی : رابین رابرتسون ( ترجمه ساره گلی )- انتشارات بنیاد و زندگی
          3- خود نا شناخته : کارل گوستاو یونگ (ترجمه مهمدی قائنی )چاپ دالاهو
          4-سیزیف : ورنا کست ( ترجمه کیهان بهمنی) انتشارات افزار
          5-پاسخ به ایوب : کارل گوستاو یونگ ( ترجمه فواد روحانی ) انتشارات دیبا
          6-نوجوان ابدی و نبوغ خلاقانه : ماری- لوئیز فون فرانتس – ترجمه (تورج رضا بنی صدر )-ناشر لیوسا
          7-اسطوره جام مقدس : رابرت جانسون (ترجمه تورج رضا بنی صدر )-انتشارات فرگان
          8- عقده مادر و روابط زن و مرد : رابرت جانسون (ترجمه تورج رضا بنی صدر )-
          9-مرد مرد : رابرت بلای ( ترجمه فریدون معتمدی ) انتشارات مروارید
          10- نا بخردی پیش بینی پذیر : دن اریلی (ترجمه رامین رامبد ) انتشارات مازیار

          0

          • از لطف شما و از لیست دقیق و بلند بالایتان تشکر ویژه دارم. این کتاب ها را هم به کتاب هایی که باید بخوانم اضافه میکنم.

            0

          • حسن عزیز من هم ازت بابت این رفرنس های عالی ممنونم . هرچند همونطور که گفتم در حال حاضر در شرایطی نیستم که این مطالعات را شروع کنم ولی در واقع سئوال دوست عزیزمون یاور مشیرفر سئوال من هم بود . من قطعا در آینده نزدیک این مطالعات رو شروع میکنم . فقط امیدوارم تا اون موقع لطف خدا شامل حالم باشه و زنده بمونم و بدون فهمیدن یونگ نمیرم

            0

  2. ممنون از این مطلب خوب
    حس جان من هم مثل شما خیلی با این موضوع درگیر هستم . خیلی مواقع الگوی رفتاری مشابهی در من تکرار شده که بهم آسیب میزنه، معمولا خودم را با این گفتگوی درونی که :”بهروز اینها تجربه است” آرام کرده‌ام . اما صادقانه که نگاه میکنم میبینم نه ! تجربه یک تعریف دیگری داره . من در یک چرخه گیر افتاده‌ام و نمیتونم ازش بیام بیرون و برای اینکه به خودم دلداری بدم اسمش را میگذارم تجربه
    دوست دارم به لیست 10 تایی شما یک مورد هم من اضافه کنم :
    – بررسی رویدادهایی که منجر به ایجاد الگوهای معیوب در ذهن من شده .
    برای مثالی که شما زدی : از ابتدای فعالیت کاری‌ام با چه رویدادهایی مواجه شده‌ام . رویدادهایی که این الگو را در ذهنم ساخته است : خودم به تنهایی نمیتونم کار کنم و باید حتما با شخص دیگری شریک بشوم ؟

    0

    • keshavarz گفت:

      بهروز جان :
      بسیار ممنون هستم که این بحث رو با محد رضا شروع کردی ، این الگو های تکراری که در کتاب نابخردی پیش بینی پذیر در آن کاملا و مشروع اشاره شده و به نظرم این کتاب یکی از کتاب های مقدس برای کسانی که در جامعه ما به عنوان تحلیگر و یا کار آفرین می خواهند بشوند است ، متاسفانه این الگو ها اکثر به عنوان سایه هستند و به راحتی قایب تشخیص نیستند ،که شاید به تعبیر کارل یوستاول یونگ عقده های روانی که در پس نا خودآگاه پنهان شده اند و برنامه ریزی ذهنی ما را طرح ریزی می کنند و بدون توجه خود آگاهانه و کار آگاهانه رسیدن به سایه ها امکان پذیر نیست ،من لیستی از خطای های شناختی خودم تهیه کرده ام و در هنگام تصمیم گیری بخصوص اگر اثراتش بیشتر از روزمرگی هایم باشد حتما سعی می کنم از این فیلتر عبور دهم .

      0

      • از رفرنس‌هایی که معرفی کردی ممنون . کتاب اریلی رو حتما میگذارم توی لیست کتابهام . در مورد یونگ همیشه احساسم این بوده که وارد شدن به دنیای تفکرات یونگ یک عزم جدی و وقت آزادتری میخواهد که من به جبر روزگار فعلا اولویت‌های دیگری دارم . ولی قطعا در مسیری که میرم چاره‌ای جز مواجهه با یونگِ بزرگ ندارم (در واقع با کمک یونگ با خودم مواجه میشم)
        اجازه بده من هم رفرنسی را که مد نظرم بوده معرفی کنم . یه رفرنس کاملا کارگاهی و کاربردی .
        نمیدونم چقدر با برنامه‌های 12 قدمی آشنا هستی . من دوستان زیادی در این انجمن‌ها دارم . کنکاشی که تک تک اعضا این انجمن ها در وجود خودشان کرده‌اند حداقل من در روانشناسی سنتی و علمی کمتر دیده ام . 12 قدمی ها یه شاخه فاینانس هم دارند که مهمترینشون DA و UA هست .
        Business DA هم مربوط به کسانیه که کسب و کار خودشون رو دارند

        0

        • keshavarz گفت:

          سلام بهروز جان
          نه اطلاعاتی خاصی در این زیمنه ندارم ولی علاقمند هستم ، لطفا کمی در این زمینه بیشتر بنویسید . و چگونه عضو شدن و یا آشنایی با این گروه از دوستان که قطعا می تواند ره گشایی بهتری برای من داشته باشد

          0

  3. Cheap iPhone 7 گفت:

    I’m not gonna get into that,” Mara said. “And that’s one of the reasons why I hesitated quite frankly in addressing all of you because you get into discussions like that and I don’t think it’s fair or appropriate. There are privacy issues here. There are sensitive, emotional issues that affect families.”

    0

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *