چرا نیرو های فروش دچار یاس می گردنند
رادیو سرپرست فروش 02 فوریه 2017

چرا نیرو های فروش دچار یاس می گردنند

این مطلب در پاسخ به تمرین درسی از سایت متمم می باشد با عنوان “چرا انگیزش و سخنرانی انگیزشی جایگاه ویژه در آموزش نیرو های فروش دارد “

در این مطلب مهمترین دلایل  به شرح ذیل بیان شده است :

1-کار فروش بسیار سخت و انرژی بر است :

با توجه به فضای حاکم در ایران و نوع نگاه به فروشنده و ویزیتورهای شرکت می توان با نگاهی به درصد تقاضا های روزنامه ها و نیازمندی ها در ستون جذب نیرو فهمید که علاوه بر جذب نیروی کار آمد ،نرخ جابه جایی هم در این نیروها زیاد است و از طرفی شرکت ها به دلیل نداشتن واحد آموزشی موثر برای این دسته از افراد منجر به خروج نیروها و بی انگیزگی در کار فروش می شود . علیرغم جملات زرد کتاب های فروش که مهمترین نیروها در سازمان را نیرو های صف و یا فروشنده می دانند حتی از دادن لباس و کفش و آرم واحد به این دسته خودداری می نمایند و خود باعث می گردد که بعد از مدتی فروشنده علاوه بر سختی کار بیرون با بی توجهی مسئولین هم مواجه شود .

2-شنیدن پاسخ منفی :

با توجه به رکود اقتصادی حاکم در بازار ایران علیرغم نپذیرفتن دولتمردان ،افزایش آمار چک های برگشتی و بسته شدن تعداد واحد های تجاری فعال می تواند به عنوان یک شاخص پس نگر دیده شود ،سختی فروشندگان در این دوران دو چندان است به طوریکه میزان زیادی استهلاک و اصصحکاک بیرونی را باید تحمل نمایند ،حال اگر مدیران فروش به جای دادان انگیزه به نیروها (در اکثر مواقع مدیران فروش اعتقاد دارند این آموزش ها متخصص خودشان است و دادن آموزش به فروشندگان بیشتر موجب پر رویی و لوس شدن نیرو می گردد ) کمتر به نگاه والدانه و دستور مابانه برخورد نمایند . روزهای شنیدن نه از مشتری که محصول قبلی را هنوز نفروخته است کمی دردناک است .

3-فروش نیاز به عزت نفس بالایی دارد :

این روزها روزهای کسب امتیاز از طرف مشتری است ،چانه زنی نه به عنوان یک هنر بلکه ورد زبان هر خریدار شده است و گاهی هم جهت اذیت و آزار فروشنده که شده متلک های از این جنس صحبت ها می شود از طرفی فروشنده که نیاز به کسب اعتبار مشتری و حفظ رابطه دارد ،تحمل می کند و به آرامی لبخند می زند ،اما در درونش و دنیای درونی خودش غوغایی به پا است و دائم باید صدای درونی خود را خفه کند که مبادا مشتری از اخم و تخم اش به چیزی پی ببرد و با شوخی از این مسئله عبور می کند ،انتقاد از محصول به همان اندازه که انتقاد به شخصیت طرف است فشار وارد کرده و گاهی این همبستگی چندان زیاد است که نیروی فروش هر روز مستهلک تر می گردد.

4- نیروهای فروش در خیلی از زمان ها نمی تواند خودش باشد :

می گویند نیرو های فروش باید بازیگر باشند هم بتواند با غم مشتری غم خود را نشان دهند و هم با شادی مشتری چهره شاد خود را حفظ نمایند ،خیلی وقتها اینقدر این ماسک ها و نقش ها با هم آمیخته می شود که خود فروشنده به درد بی درمان دچار می شود هویت خود را صد پاره می بیند و نمی تواند سیر منطقی از هویت و شخصیت اصلی خود را در این هزار توی مشتریان پیدا کند و آسیب های آن کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس است ،در این میان هم اگر مدیری نا صوابی داشته باشد به جای تفکر سیستمی و بیان درست مسئله بیشتر نقش نقادانه خود را همچو شلاقی بر پشت این انسان ها می تازاند .

5-این قشر از جامعه جز کارگران احساسی ( Emotional Labor) طبقه بندی می شوند ،یعنی کارکرد اصلی شان حفظ رابطه با مشتری و اولویت اصلی شان حفظ چهره مطلوب از خود است ،امروزه که نقش اخلاق کمی کم رنگ شده است و به راحتی مشتریان برای خالی کردن شانه خود از فروش برخی از محصولات دائم غر می زنن

1+
مطالب مرتبط

0 دیگاه

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *