داستان تکامل برنامه ریزی فردی -گام پنجم
دل نوشته های من ۲۰ اسفند ۱۳۹۵

داستان تکامل برنامه ریزی فردی -گام پنجم

#قسمت اول داستان تکامل برنامه ریزی فردی من

#قسمت دوم داستان تکامل برنامه ریزی فردی من

#قسمت سوم داستان تکامل برنامه ریزی فردی من 

#قسمت چهارم داستان تکامل برنامهریزی فردی من 

 نقشه پی دی اف برنامه ریزی فردی من 

نکته مهم : هدف از ارائه این مطلب به صورت نوشتاری ،نوعی برون ریزی افکارم است که ،بتوانم برای حل مسائلم به درک و تحلیل درست تری برسم.

 

1735097176702185172195122212491227187131

انسان ها زیادی از تاریکی می ترسند.

این ترس،عموما به خاطر خود تاریکی نیست .

بلکه به خاطر احساس تنهایی است.

پرده سیاهی بر روی همه چیز می افتد و ما تنها می مانیم.

هر چه هست بیگانه است و ما آموختیم که

از بیگانه ،بیشتر از خودمان بترسیم

آنکس که می کوشد الگوی اندیشدن را خود بسازد ،

دیر یا زود ،در میان انبوهی که شیوه ی اندیشدن خود را مانند یک ویروس فراگیر ،از دیگران می گیرند و  به آن خشنود هستند .

تنها خواهند ماند.

اندیشدن اصیل ،چیزی مانند تجربه ی حضور در تاریکی است.

شاید هم تلخ تر و سخت تر

چون تمام آنها که جرات پیاده روی در تاریکی را ندارند ،این بار نقش اشباح را بر عهده می گیرند ومدام با زوزه های خویش ،می کوشند تو را از ادامه ی راه باز دارند.

چرا که آنها از تنها ماندن می ترسند 

(برگرفته از دیر آموخته ها- محمد رضا شعبانعلی)

پی نوشت اول : 

قوّ علی خدمتک جوارحی و اشدد علی العزیمة جوانحی و هب لی الجدّ فی خشیتک

 خدایا را برای انجام این خدماتی که بر عهده‌ام است، از لحاظ جسمانی توانا کن، اراده و عزم مرا مستحکم کن و  به من حالتِ جد بده.

به قسمت انتهایی داستان تکامل برنامه ریزی فردی و شیوه تکامل این برنامه در زندگی شخصی من رسیدیم،این مسیر برای من سال های زیادی طول کشید ،تا بتوانم با کلمه برنامه ریزی و هدف گذاری خو نماییم و باید اعتراف کنم در این مسیر طعم ناامیدیها ،دستاورد های اشتباهی ،شکست ها را چشیده ام ،گاهی چنان از این کلمه بدم می آمد،که برای چند مدت از دایره لغت زندگی ام حذف اش کردم و گاهی چنان دچار توهم کائناتی می شدم که با خواندن چند ذکر و ورد می خواستم ،طبیعت را به نفع خودم تغییر دهم ،اما همیشه غبطه افراد موفقی که در راه هدفشان  گام می نهادند را می خوردم، تا اینکه فهمیدم به تعداد آدم های روی زمین انواع برنامه و هدف گذاری داریم و قرار نیست، یک راه مشخص و واضح برای همه تعریف کنیم ، هر کس با گام نهادن در آن موفق بشود ،یکی از اشتباه مدرسان برنامه و توسعه مهارت فردی این است که می خواهند، تا آنجا که می شود، مسیر را روشن و شفاف نمایند و در قالب واژه ها و کلمات افراد را وادار به حرکت نماید ،غافل از اینکه اگر کسی در زندگی اش دغدغه برنامه ندارد ،اصلا نباید دنبال برنامه ریزی و هدف گذاری برود و بگذارد این فرد همچنان خوش دلانه در مسیر زندگی اش سیر کند و لذت ببرد.اما مسیر برنامه ریزی همیشه قرار نیست شما را به موفقیت برساند فقط احتمال شکست های را کم می نماید ،همانطور که برای من بوده است ،اما هر چقدر با خودتان خو نماید و زیر و بم شخصیت ،منش ،رفتار ،عقده های روانی ،ضعف و قوت خود را بدانید، نسبت به کسی که گله وارانه زندگی می کند ،احتمال موفقیت بیشتری دارید،این به اما و اگر های زیادی در طول مسیر بستگی دارد ،مثل تعهد و پیوستگی به هدف و دادن هزینه روانی و مادی (متمایز سازی خود ).

پی نوشت دوم :

نوشتن و مهارت نوشتن عصاره وجودی برنامه ریزی است و هر چه بدون این فقط یک بیانیه ،از حرف های شعارگونه و رتوریک است ،که بیشتر برای ارسال توی اینستاگرام برای جلب دوستی ها به درد می خورد تا پوست اندازی درونی .داشتن نگاه (نقادانه ) به خود،می تواند تا حدودی خطای های انسانی را کاهش دهد ،پیدا کردن الگو های رفتاری تکرار شونده بسیار در طول مسیر مهم می باشد .

شروع نقشه راه :

تو پای در راه نه و هیچ مپرس              که خودن بگویدیت که چون باید رفت

1- برنامه ریزی و هدف گذاری با تحلیل وضعیت موجود آغاز می شود ،تا دردی نباشد درمانی هم نیست ،در هدف گذاری زمانی می توانیم شاهد تغییرات باشیم که به حد آستانه رسیده باشیم ،یعنی جای در وجودمان حس نیاز را کشف کرده باشیم و حاضر باشیم برای تغییر مسیر زندگی خود هزینه کنیم .

بسوزد چوب درختان بی بر                       سزا خود همین است مر بی بری را

2-کشف الگوهای تکراری یکی از مسائلی است که باید در گذشته  رد پای آن را پیدا کنیم ،اگر امروز در این جایگاه رسیده ام به دلیل انتخاب هایم بوده است و این انتخاب هایم حاصل مدل ذهنی و نوع نگاه من به جهان (جهان بینی ) بوده است ،مدل ذهنی حاصل هزاران اندیشه و باوری است که در تعبیر و ارزش گذاری رویدادها از آن استفاده می کنم و مدل ذهنی حاصل اندیشه های است که در طول سالهای زیادی از محیط (والدین- محیط – فرهنگ- شکستها و پیروزی – اسطورها و…)در زندگی واقعی بدست آورده ایم و اگر قرارباشد ،الگوی را کشف کنیم باید ببنیم که کجای این ماجرا حاصل هزاران تصمیم مختلف من، فقط یک نتیجه تکراری داده و اینجا نقطه عطف ماجرا است .

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی                  کین ره که تو می‌روی به ترکستان است

3-بیان مسئله ،هنر تعریف درست مسئله ،نام گذاری مسئله ،تعیین افق زمانی حل مسئله ،می تواند کمک بسیار موثری را در شکست ویا موفقیت در راه رسیدن به اهداف مان را بازی نماید.گاهی در اثر تلقین محیط وهمکاران و نوع شغل ،برخی نقش ها را بر عهده می گیرم ، که مال ما نیست ، هدف باید معنا ساز و یا معنا یاب باشد ،یعنی به طریقی برای ما معنی داشته باشد و جنسش از خودمان برگرفته و بر پایه ارزش ها و اصول من تنظیم شده باشد ،که البته بسیار سخت است و نیاز به واکاوی درونی بسیار دارد ، گاهی چنان هدف های پنهانی نرم و ظریف در لباسی بر تن ما می شود، که خود خبر نداریم و آنجا که اگر به آن نرسیم ،برایمان سرخوردگی به ارمغان می آورد و اگر برسیم حالمان همچنان خوب نیست .

4-تعریف اولویت ها و ارزش ها :پایه و سنگ بنای اهداف است، بیشترین زمانی که باید در زمینه هدف گذاری صرف کنی در همین جا است (مثل بلند شدن و نشستن هواپیما بیشترین  سوخت را مصرف می کند).نقطه آغاز تعیین اهداف زیرا هرکس بر طبع ارزش های که مد نظرش است، می تواند اهداف خود را چیدمان نماید ،کسی که دغدغه اش تولید ثروت (مادی)است نمی تواند هدفی از جنس سرگرمی و تفریح را همزمان و با همان سطح از انرژی انتخاب کند ،بگذریم از اینکه برخی می گویند،می شود، همزمان هر دو را تجربه وبدست آورد (میزان انرژی برای تعادل در این دو نوع هدف با میزان ستانده برابر نیست ) .هزینه فرصت را باید حساب شود.

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری                 دانی که رسیدن هنر گام زمان است

5-هدف گذاری که بر پایه مفاهیم بالا ،متناسب با منابع و امکانات که دارید و یا می توانید تهیه نماید تنظیم شده ، البته بهتر است که اهداف دارای شاخص عملکردی و شاخص عملیاتی هم باشد تا بتوانیم در مرحله ارزیابی و تحلیل شکاف موضع خود را راحتر و بدون پیش داوری بسنجیم .

6-انتخاب سبد فعالیت ،با توجه به محدود بودن منابع و امکانات (اقتصاد توجه ) باید تعیین گردد و این سبد با میکرو اکشن ها و یا خرده فعالیت ها  پر و تکمیل گردد،این سبد از نوع سبد های سوراخ دار است ،یعنی با انتخاب برخی از موارد ،موارد قبلی از سبد حذف می شوند،مثلا کسی که هدفش ارتقای توسعه مهارت های زبان است در سبد اوقات فراغت نمی تواند مواردی از جنس سرگرمی ،تفریح ،تلویزون ،) را داشته باشد و یا اگر داشته باشد سهم کمی دارند .

7-میکرو اکشن ها و یا خرده فعالیت همان رفتار های هستند که در راه رسیدن به مسیر اهداف نقش هموارسازی مسیر را دارند، مثلا کسی که برای مدیر شدن در یک مجموعه آماده می نماید خرده مهارت های مثل مطالعه دروس مدیریت در روز ،تیم سازی ،مدیریت بحران و …. می تواند او را توانمند تر نماید.

دولت آن است که بی خون دل آید به کنار  /  ورنه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست

8-نامه ای به خود در سال جدید :مسلما باید بتوانم لحظاتی را در سال جدید ،برای خود ترسیم کنیم ،البته باید حواسمان باشد،قرار نیست، وهم وخیال ببافیم،بلکه نامه ای است که در قالب ارزش ها و اهداف که به خودت متذکر می شوی ،کجا حق داری چه کاری را انجام دهی و کجا لازم است توان بیشتری بگذاری و کجا قرار است گذشت کنی و کجا قرار است انتخاب بهتری را داشته باشی.

9-سفر قهرمانی :جوزف کمپل در کتاب قهرمان هزار چهره این مسیر را به خوبی ترسیم می کند و می گوید هر انسانی در زندگی یک چرخه تکراری را طی می کند وبه کمال می رسد چرخه دوزخ- برزخبهشت /یعنی اینکه برای هر کدام از ما شرایطی بوجود آمده است که از شرایط خود ناراضی می شویم و این از دیدگاه ناظر بیرونی خیلی قابل درک نیست و بیشتر جنبه درونی دارد ،و انتخاب باید نمایی، که ازاین مرحله عبور کنی، یا خیر ،که با هر انتخاب یکسری اتفاقات برایمان رقم خواهد خورد و این کاملا بستگی به شما دارد .

10-تحلیل وضعیت شکاف عملکرد فعلی با اهداف تعیین شده در صنایع و شرکت ها معمولا هر 6 ماهه یک تراز نامه تنظیم می شود ،که میزان دستاورد های را با اهداف تعیین شده می سنجند، و اگر نیاز به جرح و تعدیل داشته باشد ، اقدامات لازم را قبل از ایجاد بحران انتخاب نمایند، این مسئله باعث کاهش انحراف  عملکرد از اهداف تعیین شده در پایان سال میگردد ،پیشنهاد من هم این است که هر چند گاهی مثلا سه ماهه و یا شش ماهه جدول دستاورد های خود را جلویمان بگذاریم و از نگاه یک ناظر بیرونی تحلیل نماید تا جای که امکان دارد از کلمات توجیهی بپرهیزم و اجازه دهیم نقص ها و عیب ها نمایان گردد .

11- تقویت تفکر نقادانه (سنجشگرایانه) در این مرحله برای کشف نقایص و ضعف ها پیشنهاد می گردد که می تواندبرای ترسیم بهتر اهداف در مدت باقی مانده و نوع ادامه راه به ما کمک نماید .

12-چرخه PDCA که به چرخه دمینگ هم معروف است، می تواند به عنوان مدلی برای ارزیابی اهداف و اصلاح عملکرد و حرکت بعدی باشد ،اگرچه بیشتر نگاه مهندسی به اهداف دارد ولی می تواند به عنوان یک  جعبه ابزار خوب کمک نماید .

13- تفکر سیستمی برای حل موضوعاتی که در طول مسیر به آن برمی خوریم و قرار است مسیر خود را بر پایه این مدل ذهنی تجزیه و تحلیل نمایم .

در این راستا برخی از منابع شامل کتب و فایل های صوتی و نوشتاری های دیگری که در این زمینه به من کمک نمود معرفی می نمایم ،انشالله با گام نهادن در این مسیر بتوانیم کمی از روزمرگی ها خود را کم نماییم و برای جامعه فرد مفید تری و موثری تری باشیم.

در این نوشتار از اندیشه های محمد رضا شعبانعلی و منابعی که ایشان برای توسعه مهارت های فردی معرفی نموده است  (سایت متمم )استفاده گردیده است .

این نوشتار برای من حکم چکیده و عصاره افکارم بود که طی سال ها شکل به خود گرفته بود.حرف های زیادی باید گفته می شود و گفته نشد و مسلما نقص های زیادی هم در بیان نوشتاری وجود دارد که در آینده باید اصلاح شود،برای این منظور و فهم پیوستگی مطالبم برای خوانندگان عزیز نقشه راه مهارتهای فردی خود را در عکس زیر و فایل پی دف آورده ام تا به نگاهی کوتاه و مرور اجمالی بتوانیم در یک لحظه مطالب را منسجم شده ببنیم .

رها کن تا چو خورشیدی قبایی پوشیم از آتش  /  در آن آتش چو خورشیدی جهانی را بیارایم

منابع تکمیلی برای خواندن

1-فایل نقطه شروع -محمد رضا شعبانعلی

2-فایل تفکر سیستمی- محمد رضا شعبانعلی

3-فایل فوبیای تصمیم گیری – محمد رضا شعبانعلی

4-فایل اقتصاد توجه – محمد رضا شعبانعلی

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/fN5n31

4+
مطالب مرتبط

2 دیگاه

  1. عای بود آقای کشاورز بهتون خسته نباشید میگم بابت ادامه و تکمیل این نوشته ها

    0

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *