صبر کردن در مصائب

 

زمانی که حضرت موسی برای همراه با خضرنبی قول به صبر کردن به مسائل داد و خضر نبی در پاسخ به موسی  چنین گفت :

وَ کَیفَ تَصبرُ عَلی ما لَم تُحِط بهِ خُبراً ”  و چگونه می توانی صبر کنی بر چیزی که آگاهی و احاطه بر آن نداری ؟

درابتدا شاید این یک آیه در جهت صبر بوده است ، ولی کمی به مصداق های آن در زندگی فکر کنیم ،کجا صبر ما نتیجه عکس داده است و یا اصلا نتیجه نداده است ،همیشه در زمان پیدایش مشکل و یا مسئله ای می خواهند که صبر بیش تری کنیم اما اگر از خود سوال کنیم که چرا رویداد و روند های مرا به اینجا کشاندو سهم من از اتفاقات چقدر بود می تواند در این راه صبر و تحمل بیشتری داشت تا اینکه فقط با شمردن مصیبت وارده سعی کنیم به گردن کائنات بیندازیم و از اینکه موجود بدبختی چون ما را گیر آورده به ناله و نفرین و یا کینه و بغض اکتفا کنیم بهتر است .

راستی آخرین اتفاقی که مجبور شدی صبر و تحمل کنی که با گذشت زمان تعدیل شود چه وقتی بود ؟ سهم خودت در این ماجرا چقدر بود ؟ تحلیل ات ازماجرا چقدر حالت را خوب کرد و چقدر بیشتر شبیه ماس مالی کردن قضیه بود ؟

بدانیم که دلایل بیشتر مصبیت ها خودمان هستیم وسهم میکرواکشن ها را در بروز اتفاقات نادیده نگیرم . فقط خوب بودن کافی نیست .

لازم است گاهی با خودمان بیرحم باشیم و تا به علاج واقعی نزدیک شویم .

صبر با آگاهی زیباتر از صبر ی است که فقط برای تسکین درد به کار می رود و در زمان محو می گردد و آثار زخم بر جای می گذارد که می تواند همیشه منشاء عفونت بعدی باشد و یا برای تاج قربانی (مظلوم نمایی)استفاده شود . زخم هایمان را دوباره نگاه کنیم . اما ایندفعه با تیغ موشکافانه برای علاج و بهبودش نه فراموشی و ذکر مصیبت.

 

لینک کوتاه شده مطلب :  https://goo.gl/Qgmdxs

 

1+

مدیریت عملیات و فرایند لجستیک-بخش اول

مدل زنجیره ارزش پورتر :

يكي از مدل‌هايي كه براي ارزيابي و تعيين حوزه‌هاي كسب و كار در شركت‌هاي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد، مدل زنجيره ارزش پورتر است. طبق اين مدل حوزه‌هاي كاري مختلف كسب و كار شناسايي و طبقه‌بندي مي‌شود. اين طبقه‌بندي به تحليل دقيق‌تر روابط ميان بخش‌هاي مختلف كمك مي‌كند. هدف زنجيره ارزش ايجاد بيشترين سود براي افراد مرتبط با زنجيره است.

اين مجموعه‌ها با ارتباط با يكديگر براي ايجاد محصولات و خدمات فعاليت مي‌كنند. اين ارزش تنها ارزش اقتصاد و مالي نيست كه به صورت پول محاسبه شود بلكه مي‌تواند در شكل ارزش‌هاي غيرفيزيكي نيز ظاهر شود. نگاه به كسب‌ و كار با استفاده از ابزار زنجيره ارزش به شكل‌گيري نگاه يكپارچه در شركت كمك مي‌كند. اين رويكرد جامع امكان برخورد دقيق‌تر با بخش‌هاي مختلف شركت را فراهم كرده و با استفاده از آن مي‌توان منابع را در جهت مزيت‌هاي كسب ‌و كار مورد توجه و ارزيابي قرار داد.

زنجيره ارزش براي هر كسب وكاري متفاوت است، بنابراين مجموعه حوزه‌هاي كاري تشكيل‌دهنده زنجيره ارزش در شركت‌هاي مختلف تاثيرات متفاوتي بر ارزش و توان رقابتي و اجرايي ايجاد شده به‌جا مي‌گذارند. حوزه‌هاي كاري يك كسب‌ و كار به دو گروه تقسيم مي‌شود. بخش اول ماموريت‌هاي اصلي شركت و حوزه ديگر مربوط به ماموريت‌هاي پشتيباني است. اين دو حوزه همراه با يكديگر فعاليت مي‌كنند و از طريق آن كسب ‌و كار ارزش ایجاد می نماید.

مدیریت عملیات چیست؟

 
به نقل از کومار و سورش (Kumar & Suresh)، عملیات، بخشی از سازمان است که وظیفه تبدیل قسمتی از ورودی ها را به محصولات و خدمات (خروجی) خواسته شده، بر عهده دارد. خروجی هایی که باید شرایط و کیفیت لازم و مورد تقاضا را داشته باشند.

در واقع امروزه مدیریت عملیات به معنای مجموعه ای از فعالیت ها و اقداماتی است که شامل برنامه ریزی، سازمان دهی، مدیریت و کنترل عملیات سازمان می باشد که شامل بخش های زیر است:

۱- فرایند عملیاتی شامل فرایند های اصلی شامل تامین، تولید و فروش است.

۲- فرایند پشتیبانی: فرایندی است که وظیفه آن پشتیبانی فرایند های عملیاتی است،شامل (منابع انسانی، مدیریت اطلاعات، مدیریت دانش و مدیریت سرمایه )است.

۳- فرایند مدیریتی:فرایندی که به برنامه ریزی و کنترل استراتژیک کل سیستم و حصول اطمینان از حرکت و روند مطلوب سیستم در جهت منافع ذی نفعان است و در قالب برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی کلان  از دستیابی به آن برنامه اطمینان حاصل می نماید.

 
 تاریخچه و اهداف مدیریت عملیات:

مدیریت عملیات یک مفهوم جدید نیست زیرا انسان از آغاز تمدن ،کالا و خدمات تولید و ارائه نموده است ،مدیریت عملیات دو هدف اصلی دارد که باید برای دستیابی به آن تلاش کرد. در بسیاری از موارد، این دو هدف، کاملا با هم مرتبط هستند. این دو هدف عبارتند از خدمات مشتری و بهره برداری از منابع.

 

منبع عکس : سایت http://www.modirsun.com

مدیر عملیات با استفاده از تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش (value chain) می تواند فرایندهای درحال اجرای شرکت را به دقت تحلیل کند. در واقع می توان گفت که تمامی عملیاتی که در یک زنجیره ارزش وجود دارند، می توانند به عنوان فرایند در نظر گرفته شوند. زنجیره ارزش یکی از مهم ترین ابزارها برای درک نحوه ارتباط فرایندها با یکدیگر است و نشان می دهد که چطور ایجاد تغییر در هر فرایند، منجر به تغییر در حاشیه سود نهایی می شود.

در هر زنجیره ارزش، فعالیت های اصلی، فعالیت های پشتیبان، مدیریت زنجیره تامین وزیرساختهای پایداری وجوددارد. هرکدام از این بخش ها، از چندین فرایند تشکیل می شوند که بسیار ضروری هستند. تک تک این فرایندها توسط افراد مختلف مدیریت می شوند و بهره وری آنها، نتیجه کلی را مشخص می کند. بنابراین، مدیران عملیات بر تمامی این فرایندها نظارت می کنند. در نتیجه بدیهی است که مدیران عملیات، مسئولیت مدیریت فرایندها را بر عهده دارند.روث کمپل (Ruth Campbell) معاون ارشد یادگیری و کاربرد فنی در شرکت غیرانتفاعی رشد اقتصادی ACDI/VOCA می‌گوید یک باور غلط این است که باید به هر مانع شناسایی شده در تحلیل زنجیره ارزش رسیدگی شود. تحلیل زنجیره ارزش باید برای اولویت‌بندی بهینه‌سازی الزامی‌ترین موانع (یعنی موانعی که اگر حل شوند، تولید به بیشترین سود می‌رسد) یا موانعی به کار گرفته شود که می‌توانند سریع و راحت حل شوند تا تغییر در بین بازیگران زنجیره ارزش شتاب گیرد.

مدیریت روبه عقب (از تامین کننده تا شرکت ) و روبه جلو از شرکت تا مشتری)جریان مواد از نظر اسراتژیک بسیار مهم است ،زیرا قابلیت شرکت در ابعاد هزینه ،کیفیت ،انعطاف پذیری ،قابلیت اطمینان ،و زمان تاثیر ی گذارد . خدمات لجستیک عاملی کلیدی در آمیخته بازاریابی است که در اثرات خود به همان اندازه تبلیغ و یا قیمت مهم است همانند هر فعالیتی بازاریابی دیگری،ارائه خدمت هزینه در بر دارد.

تعریف مدیریت لجستیک:

شامل برنامه ریزی ،پیاده سازی و کنترل کارا و اثر بخش جریان و انبارش کالاها و خدمات و نیز اطلاعات مرتبط با آنها از مبدا تا نقطه مصرف به منظور تامین نیازهای مشتریان را مدیریت لجستیک می گویند (انجمن مدیریت لجستیک ایالات متحده ).

 

لجستیک درونی(inbound logistics)  شرکت توسط مدیر خرید مدیریت می شود؛ کسی که باید اطمینان حاصل کند که کیفیت های متفاوتی از مواد اولیه خریداری شده اند و همچنین تامین کنندگان،استانداردهای خودرامطابق بانیازشرکت، به روز کرده اند.فرایندهایی که برنامه ریزی می شوند تضمین کننده کمترین اتلاف انرژی و مواد اولیه و بیشترین بهره وری باشند. امروزه سازمان‌های نوین به دنبال کاهش میزان موجودی و نگهداری آن هستند تا از هزینه‌های نگهداری و انبارداری دوری کنند. اما عملا این امکان وجود دارد که ما نتوانیم این کار را انجام دهیم و بهرحال موجودی و انبار و هزینه‌های نگهداری را همچنان داشته باشیم. بنابراین باید بتوانیم موجودی‌ها را به نحوی مدیریت کنیم تا هم هزینه‌های نگهداری آنها حداقل شود و هم هزینه‌هایی که بابت کمبود باید بپردازیم. یعنی به موقع و به اندازه سفارش دادن. پس باید مدیریت بهینه موجودی داشته باشیم. در این سیستم سعی بر این است که میزان سفارش در هر مرتبه به اندازه‌ای باشد که هزینه‌های سفارش‌دهی، هزینه‌های نگهداری و هزینه‌های کمبود حداقل شود.

 

لجستیک بیرونی (Outbound logistics) را مدیری راهبری می کند که اطلاعات ورودی را از فروشگاه های مختلف دریافت می کند و بر اساس نیاز فروشگاه ها، نسبت به ارسال کالاها به همه فروشگاه ها، اقدام می کند که معمولا بر عهده مدیر بازاریابی می باشد.

مدیر عملیات، در جریان انجام وظایف خود با چالش های متعددی روبه روست؛ چالش هایی مانند مدیریت زمان، مدیریت فرایند تامین مواداولیه،مدیریت فرایندکنترل کیفیت،مدیریت موجودی،لجستیک بیرونیو ترجیح و اولویت مشتریان تقدم پیدا می کند و نشان می دهد که شرکت آماده پذیرش ناکامی هاست و تامین نیازهای مشتریان بیشتر از سود شخصی برایش اهمیت دارد.

حقیقت آن است که دوره زمانی زنجیره ارزش طولانی تر از دوره انتظار مشتری برای یک محصول است موجودی باید در سراسر زنجیره ارزش وجود داشته باد و منطق حکم می کند موقعیت آن تا جای ممکن نزدیک مشتری باشد هر چه زمان تامین کوتاه تر باشد مشتری در انتخاب ترکیب محصول می تواند ریسک بیشتری نماید و نیاز به موجودی کمتری دارد زمان برای همه عناصر زنجیره ارزش ،پول است و مدیران باید به جای به کارگیری سیستم های جابه جایی گران تر و سریعتر ،با بهبود رویه های ذرونی و حذف ذخایر غیر ضروری در زمان صرفه جویی نمایند .با برنامه ریزی احتیاجات توزیع (Distribution Requirements Planning (DRP)) می توان سطوج موجودی را کاهش و زمان های تحویل را کاهش داد . توزیع به عنوان مرحله  پایانی در زنجیره ارزش در مدیریت عملیات ،نقش مهمی رادر به ثمر نشاندن فعالیت های ارزش ازا زنجیره برای مشتری و سازمان  ایفا می نماید

لینک کوتاه شده مطالب : https://goo.gl/7348FL

 

0

رو خوانی از کتاب مذاکره به همراه یاداشت ها- بخش اول

رو خوانی از کتاب مذاکره به همراه یاداشت ها

 

 پیش نوشت : با توجه به اینکه من امسال را سال آموزش زبان و مذاکره برنامه ریزی کرده ام و تقریبا  روزام به فعالیت های حرفه ای ،مطالعه متمم و وبلاگ خوانی و یادگیری دو درس مهم در زندگی ام می گذارنم، اگرچه همیشه در حسرت فرصت های جوانی هستم که می شد به نحو بهتر آموخت اگر چه آموزه های من از جنس دیگری بود ولی در مقایسه با امروزم از کارایی کمتری برخوردار بوده است.

بیشتر در زمینه حرفه ای ام (فروشندگی ) گذشت و امروز باور دارم که فروشنده ای که زبان و مذاکره نمی دانند بسیار شبیه دست فروشان است یعنی مشغول فروش متاعی ارزانی است . و داشته های او اندزه متاعی است که عرضه می کند و دوستان و رقبای او هم در همان دسته، دست فروشان از چند خیابان آن طرف تر بیش تر نیست .

از خدواند می خواهم آنقدر عمر به من دهد که هر دو مهارت را بیاموزم و بعد بمیرم چرا که اعتقاد دارم بسیار می تواند در نوع مردنم نقش داشته باشد .

بنا به تصمیم در حال شاگردی هیوا هستم ،انسان فرهیخته ای که می داند و می آموزد و در آموزش مذاکره شاگرد محمد رضا شعبانعلی که بی شک یکی از بزرگان مذاکره ایران هستند، در این راه آموزه های بسیاری برایم دارند . برای فهمیدن مذاکره بهتر است که از مفاهیم پایه ای شروع کرد که در این زمینه کتاب فنون مذاکره ایشان که حاصل صدها مقاله معتبر و کتاب های معتبر است بسیار کمک کننده است .

من می خواهم برای درک بهتر مفاهیم به نوت برداری دیجیتال و برداشت های شخصی خودم را مطالب بپردازم ،احساسم این است که می تواند در زمینه درک موضوع و تمرین مذاکره مفید واقع شود .

این کتاب ها به صورت فصل به فصل به همراه داستانک های کو چک و برداشت های شخصی از موضوعات روخوانی می شود.  خوشحال می شوم خواننده گرامی اگر در زمینه موضوعات مطرح شده خاطره و یا نظری دارد جهت غنی سازی مطالب بیان نماید .

فصل یک – بخش یک : مذاکره چیست

مذاکره در زمانی بوجود می آید که دو طرف درگیر هستند ،در هر مذاکره تضادی بین خواسته هاو تمایلات طرفین وجود دارد، طرفین مذاکره را به عنوان یک راه حل انتخاب کرده اند.

چه موقع نباید مذاکره کرد :

  • وقتی این خطر وجود دارد که همه چیز را ببازیم .
  • اگر طرف مقابل خواسته های غیر اخلاقی دارد .
  • وقتی نتیجه برایتان مهم نیست
  • زمانی که وقت ندارید در صورتی که مهترین سرمایه شما در مذاکره زمان است

تعریف مذاکره : فرایندی است که با تمرین  و یادگیری تقویت می گردد،مذاکره کننده حر فه ای اهل ریسک مطالعه شده است و سناریو  های آماده و قدرت تجزیه و تحلیل بالای دارد و عواقب گزینه های مختلف رامی دانندو ارزیابی می کند

یاداشت ها:

بارها در سازمان های فروش برای سرپرستان فروش این مسئله پیش می آیدکه چرا علیرغم زحمات ما ،نمی توانیم گفتگوی اثر بخشی را با مدیر مجموعه داشته باشیم و همیشه قرار است نقش بازنده را بازی کنیم و این مسئله برای ما به عنوان یک دغدغه مطرح است و مدیر ما قدردانان زحمات ما نیست .

داستانک :

حمید با سابقه ۶ سال فروشندگی تازه چند ماه بود که به سمت کارشناس فروش در یکی از سازمان های توزیع و فروش بزرگ ارتقاء سمت یافته بود ،در اوایل خیلی شاد و خوشحال بودتقریبا اکثر دوستانش به این سمت جدیدغبطه می خورند اما یک مسئله حمید را آزار میداد و آن این بود که با مدیر مجموعه نتوانسته بود ارتباط خوبی بر قرار نماید این مسئله  را در اوایل به حساب آغاز کار میدانست ولی بعد از گذشت چند ماه احساس کردکه مدیرش دائما با او مثل بچه ها رفتار می کند و نه تنها ایده های او را قبول نمی کند بلکه دائما زبان نقد و سرزنش و توصیه هایش بیشتر می شود ،حمید به تازگی کم حرف شده بود و بر خلاف آن همه شور و هیجان در روزهای اول سعی می کرد با مدیر مجموعه کمتر برخورد داشته باشد ، برای آن روزهای که با سایر فروشندگان اول صبح شوخی می کردو میزان فروشش را به رخ آنها می کشید دلتنگ شده بود در ضمن به علت نوع مسئولیتش ارتباط اش با دوستان قبلی اش کم رنگ تر شده بود و احساس می کرد که نمی تواند مثل قدیم با آنها ارتباط برقرار نماید . حمید به سمت افسردگی پیش می رفت و کسی هم نبود که با او مشورت نماید این داستان در سازمان های فروش به کرات دیده می شود . عدم مهارت مذاکره یکی از اصلی ترین موانع ارتباطی با می باشد.

 

لینک کوتاه شده متن :   https://goo.gl/KKs2gd

1+

لذت گفتگو با یک دوست

لذت یک گفتگو با یک دوست

امروز ما سر در گریبان اندیشه فضای مجازی کرده ایم و از هم صحبتی و هم کلامی یک صدای گرم دور هستیم کسی که تا عمق نگاهت را بخواهند و در ساختن اندیشه ات دستی بر آتش داشته باشد، بسیار نایاب شده ،امروز با یکی از دوستان متممی ام گپ و گوی داشتیم ،بسیار آتشین ،گرم ، شیوا و دلچسب .

مرا تا دور دست ها با خود برد، در فضای لامتناهی اندیشه ها بالا رفتیم ،چقدر احساس خوبیست این درک شدن و هماغوشی اندیشه ها .

موضوع گفتگو : نگاه نیچه وار به زندگی ، تفکرات و نتایج روزمره بود .در جای که فقط سیطره اندیشه است و خودت ،اینکه تنهایی لازم است به عنوان دارویی برای پیدا کردن سبک زندگی مان و نوع نگاه آزادانه و بی رحمانه به مسئله خامی و خام بودنمان پی بردن  و پذیرش مسئولیت سهم  واقعی زندگی و اختیارمان.

بحث از جای شکل عمیقی به خود گرفت که در داستانی در خصوص هر کدام مان به این مقدمه رسیدیم که برای رشد و بلوغ نیاز به تنهایی داریم نه شهوت جذب لایک و مخاطب ،در تنهایی صبر ریشه می زند، در تنهایی خودت هستی و تراوش اندیشه هایت و قرار نیست که برای کسی پرزنت شوی.

رنج امروزمان حاصل خامی مان است که این خامی و جاذبه نوازش ها و حمایت ها سرآغاز نوشیدن یک سم گوارا و مردن در قبیله آدمهای متوسط .

یکی از دلایل سرخوردگی ما از عدم مسئولیت پذیری ما نشات می گیرد، وقتی که هستی مان را (اندیشه ،وقت ،سرمایه ،انتخاب هایمان به دستان مردمان قبیله می دهیم ،نمی توان انتظاری بیش از این داشت .چقدر دردناک است زمانی که غمگین و یا دلگیر م از کسی و یا چیزی ، برای مدت مدیدی این ناراحتی را نقل و بازگو می کنیم بدون اینکه سهم خودمان را به طور واقعی ببینیم.

چه سهمی ؟ سهم مستقل بودن اندیشه هایمان ،سهم رویداد ها از روندها و سهم توانایی و محدویت های خودم از اتفاقات و سهم نوازش ها مثبت و منفی در انحراف کردن اصل قضیه .

دنیا هم در بالا و هم در پایین به اندازه تلاش های تو قرار است ،با تو باشد اینکه می گویند دنیا یک روز با تو و یک روز برعلیه تو است (شعاری برای امیدواران و بی پناهان و ضجه کنندگان ) است و بس

در صورتی است که سهم تو از سهم دنیا کمتر باشد یعنی تو موجود مختاری نیستی و در جبر محیط مدفون شده ای ولی اگر به طور واقعی نگاه کنیم و عادلانه قضاوت کنیم برای بزرگانی  ما هم همین سهم و همین جبر و همین اختیار بوده ؟ پس چرا آنها راه متفاوتی در پیش گرفتند ،هنر انتخاب کردن و هنر تفکیک رویداد ها از روند ها ،هنر قتل وقایع جبری در زندگی روزمره ،هنر ندیدن شدن ،و…

ما برای بلوغ فکری نیاز به باز آفرینی اندیشه داریم ،ما برای خودمان باید وقت بگذاریم ،برای رسیدن به سوال هایمان و پاسخ های درستی که که بتواند ما را تا عمیق ترین لایه اندیشه های ناب و خالص ببرد تا حتی اگر خودمان هم خواستیم نتوانیم  تقلید کورکورانه  افکار کتاب ها و افراد سلبریتی و یافته های خام محیطی داشته  باشیم ،مترسکان رنگی در چمن زار برای کلاغ ها ،افسرگان دارالمجانین ،و مال باختگان ذهنی که هر دم بر دم بر گلوی کسی آویزان هستند ،مقتدر و صاحب اندشیه و صاحب قلعه ای از تفکرات که قابل تسخیر با هیچ رویداد خوب و بدی نیست ،محکم و استوار و پر از اتاق های رنگی و گنج های قیمتی و گنجی برای آسایش در بحر اندیشه ها آری باید رفت باید حرکت کرد از این زباله دان تاریخ ،از این هیایوی کثیف ،از این فریاد های در گلو مانده ،از خستگی های در تن مانده ،شادی را چشید مزه کرد در آغوش کشید و از چشمه محبت واقعی خورد و خورانید به کسانی که تشنه سیراب شدن هستند . کودک درونمان تشنه ات ،تنها و خسته است . نگاهش کن آری نگاهش کن و دست نوازش بر سر این کودک پر از معرفت بکش تا ببینی جوهر وجودت را

نشانه این تلاش پختگی و خرد در رفتار و  برخورد با حوادث است .

درجه بی حوصلگی از خودت و محیط نشانه خوبی برای اینکه بازگو کننده عدم اصیل بودنت است .

آرامش دورنی برای رسیدن به گنج درونی لازم است با هیایو نمی توان به یافتن گنج درون رفت ،حوصله و دقت و تمرکز و صبر برای سال های زیادی می طلبد .

جان کلام :

برای رسیدن به غور اندیشه قوی و تراوش افکار نو و  صاحب اثر، باید تنهایی را برگزید ، آن هم در درون و انرژی خود را به کاوش و مطالعه و تفکر و بازخواست صرف کرد . بدون هیایو ، بدون نماهای ظاهری ، افتادان در دام مخاطب نا آگاه تو را فلج می کند و پریشان و باور کن سئو برای کسی که قصد تجارت ندارد، سم است آن هم از نوع مهلک زیرا ما نیاز به تنهایی درونی و آغاز یک سفر داریم و نمی توانم در هیایو فضای های آلوده محیطی ذهن را خوب و منزه تربیت کنیم و حاصل بی تربیتی روان پریشی هر روزه ما است که تاوان های سخت و سنگینی هم بابت آن می دهیم .

حاصل این بی معرفتی رها کردن تن رنجور خود را در میان خراب های تمدن بشری و سرودن شعر خستگی های روزه است

بیاایم یکبار دیگر به روح مان،به اندیشه هایمان با عزت و احترام برخورد کنیم، تا شاید در این کوره راه زندگی، ما را ترک نکند طوریکه آرزوی مرگ برایمان متاعی گرانی شود.

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/SiWbXE

3+

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی

بارها برای همه ما پیش آمده ،با زمان های که پیش رو داشته ایم ،آنها را مثل کاغذ روزنامه مچاله کرده ایم، و دور ریخته ایم و یا برای پاک کردن شیشه ها ی کثیف ذهن مان استفاده کرده ایم ،چند سال پیش برای بحث بازاریابی به قزاقستان باید می رفتم و مجبور بودم که یک روز در دوبی بمانم از طرفی خیلی خوشحال بودم از این اتفاق و از طرفی ناراحت از اینکه زبان بلدنیستم و باید سفر پر استرسی را انجام دهم تازه باید نقش بازاریابی را هم به خوبی بازی کنم ،در آن سفر بود که فهمیدم چقدر فرصت های را به رایگان سوزانده ام و حالا باید هزینه های سنگین آن را تحمل کنم و چقدر زجر آور است این زمان ها .

زمان های  از دست رفته همه ما ها زیاد،داریم ،و همه ما به سم اطرافیانمان مسموم می شویم ، وقتی با سطحی که در آن هستیم خیلی اذیت نمی شویم زیرا دور و اطراف مان پر از آدم های است  که زمان برایشان چیز بدی است از کارمندی که  روزهای و سال های اول کاریش زاغ سیاه ازنشستگی  را چوب می زند ،یا پدر و مادر ی که حرص بزرگ شدن بچه را دارند بدون اینکه حس خوب بچگی کودک را لمس کنند و یا دوستان با ارزشی که به دلیل بی حوصلگی مان از زدن یک زنگ از آنها دریغ می کنیم.

اما در آسمان و زمین خدای مهربانی که با دعا و نیایش بخواهد بندگانش راهنمایی کند وجود ندارد ،زندگی بی رحم است و فرصت های  محدود کسی که حال خودش هم ندارد انتظار بسیار دوری است که بتواند با کسی دمخور شود که از  سطح شعور خوبی برخوردار باشند .

امروز که در بی خبری به سر می بریم بسیار بعید است که از وضعیت مالی هم برخوردار باشیم ،خب خیلی ازمواقع پیش می آید که ما حس و یا آمادگیش را نداریم  و در مسابقه زندگی شرکت نمی کنیم و نمی بازیم و حس بد ی هم نداریم، مثل کارمندی که در کل ۳۶۵ روز سال بین ۱ تا ۵ درجه  احوالات دورنی اش متغیر است .و این سرآغاز یک مردن واقعی است .

اما نکته ای که وجود دارد این آزمون ها هستند که ما را می سازند و آبدیده می کنند و چیزی که برای انسان در آور و رنج آور نباشد،چیزی هم بابت آن بدست نمی آید .

اما اصل داستان :

چند روز پیش دریک آزمون شرکت کردم ،عیلرغم تسلط  ام بر محتوا ،به دلیل استرس  امیتاز خوبی از داور ان نگرفتم ،خوب می توانستم ا عتراض کنم که چرا و به چه علت از امتیاز پایینی برخوردار شدم  و نظر داوران را زیر سوال ببرم اما وقتی بیشتر دقت کردم  دیدم من فرصت های را به خوبی ندیده ام و بخشی از کار را در ذهنم به دیگری واگذار کرده بودم ، (خطای ذهنی خود تایید ) یعنی احساس ام این بود که احتمالا فرصت دیگری است که اشتباهات را اصلاح کنم. اما نبود زیرا فرصت محدود و زمان پر ارزش بود .

اما این تفکرات  ساده اندایشانه و خوش دلانه هستند که دوباره فرصتی دیگر به دست می آورم  زیرا زندگی تکراری ندارد و اگر تو آمادگی آن را نداشته باشی ،صرف از اینکه چقدر پاک نیت و چقدر زیبا اندیش هستی ،تو راسخت به زمین می زند ،و اینجا بودکه نیچه گفت خدا مرده است ،زیرا کسی که فرصت ها رامیسوزاند نمی تواند خدای هم داشته باشد، مگر عجز و ناله ای که آن هم برای آرام کردن خودش به کار می آید و بس .

فرصت ها هر روز از کنار ما عبور می کنند وما باحماقتمان و سادگی و خوش دلانه بودنمان  زمان هایمان رامی سوزانیم ،کسی که امروز یک جمله نمی نویسد فردا در میان کتاب ها جای ندارد وکسی که روز مرگی هایش از زندگی واقعی اش فزونی یافته به یقین فردا در میان منجلاب زندگی غرق خواهد شد.

هزینه فرصت از دست رفته در دنیای امروز چندبرابر شده است زیرا رقابت فرصت چندانی برای فکرکردن برای ما باقی نگذاشته یا انتخاب می شوی و یا از بین می روی به همین سادگی و تلخی . بری هر کدام از ما  فرصت های خوبی برای پیشرفت وجود داشته ولی به دلیل نداشتن تفکر درست و سیستمی هزینه های سنگینی بابت آن پرداخته ایم . زیرا زندگی را واگذار کردیم و این نوع تفکر خانمان سوز است .

در پایان اگر شاه کلید صحبت هایم را بخواهمادا کنم  ،اگر آمادگی نداشته باشی  شکست می خوری و یک شانس دیگر فقط یک شانس به تو می دهند که در این بازی شرکت کنی و اگر در بازی زندگی شرکت نکنی و تماشا چی باشی حتما میمیری و آن هم به طرز فجیع و مفتحضانه .

زندگی برای کسی به هر دلیلی وقتی ندارد جریان زندگی ادامه دارد و این جریان منتظر یادگیری کسی نمی ماند.(شاید نگاه سیاهی باشد ولی وجود دارد واقعیت ها تلخ  گزنده هستند ).

اگر در مراحل اولیه فرصتی بدست آودی چندان تلاش بیشتری می طلبد برای حفظ  آن و ادامه مسیر .

فرصتها  درلباس اولویت هاظاهر می شوند

امروز به هر دلیل که اعصابت به هم ریخت و نتوانستی مطالعه بعداز ظهر ات را انجام دهی بدان ،که پیام روزمرگی ها تو را مدفون خواهد کرد به همین سادگی وصراحت پس انتخاب با تو است که افسار زندگی ایت را چگونه مهار کنی . امروز که اولویت ات را به دلیل محافظه کاری غلط انتخاب کردی و سعی کردی در اولویت غلط ات بمانی زندگی انتقام سختی از تو خواهد گرفت .

لینک کوتاه شده مطلب :  https://goo.gl/WLjLsR

2+

گفتگو با مریم میرزاخانی

مریم جان امروز همه از تو نوشته‌اند، فضای مجازی پر از ناله‌ها و ضجه‌ها و خاطرات تو است اینکه چه بودی و چه کردی و چه شدی

من خیلی تو را نمی‌شناسم، نه گذشته تو را می‌توانم بازگو کنم و نه درجه افتخاراتت در دانشگاه استنفورد و مدل‌های کسب افتخار ریاضی‌ات، اما این را می دانم که نوشتن از کسی که ۴ سال با یک بیماری جنگید و خم به ابروی خود نیاورد بسیار سخت و طلاقت فرسا است برای نسل ماهایی که با صدای تند همکارانمان برآشفته می‌شویم و گلو خود را باد می‌کنیم، برای ما هایی که تنها غم مان افتادن و سفید شدن تار موهایمان است، برای ماهایی که در فضای های مجازی به دنبال مطلب و یا عکس و یا دست نوشته تحریف شده‌ای هستیم که با فوروارد کردن آن درجه عقلانیت و یا درایت و یا طنز گونه خود را به رخ بکشیم ، نمی‌دانم که مدل ذهنی‌ات چه بوده، نمی‌دانم که چه کتاب‌هایی را خوانده‌ای و نمی‌دانم که شخصیت‌های بزرگی که در زندگی ات برایت الگو بوده‌اند، و نمی‌دانم که برای این همه تأثیر گذاری چه مشقت‌هایی را از سر گذرانده‌ای و از چه لذت‌های منصرف شده‌ای.

اما میدانم که نسل امروزمان نیاز مند تمرین شجاعت و جسارت است  نیازمند باز نگری در افکار و باورهایمان داریم، اما بیشتر از اینکه تو را بشناسیم و در زندگی‌ات موریانه وار مکاشفه کنیم، نیازمند شناخت ارزشهای است که ما را به دنیای بهتر  تو وصل کنند و البته جنس آن بسیار متفاوت از ارزش‌های است که هر روز با آن معامله می‌کنیم و روزگارمان را سر می‌کنیم. امیدوارم که بتوانیم کمی از عمق نگاه تو را در یابیم وبرای جامعه انسانی  که به زور و وحشت وتهدید  روز خود را شب می نماید و شب خود را سیاه تر می نماید ،پیام آور صلح هم باشیم و چه مردان و زنانی که در همین مرز و بوم بدون اینکه نام و نشانی داشته باشند و تصویرشان در صفحه اول گوگل با صدها فالور و یقه چاک باشد ، با سادگی و ساده زیستن اما عمیق زیستن، ریشه پیام صلح و دوستی را هر روز آبیاری می‌کنند.

 

 

 

مریم جان برایمان دعا کن.

4+