لذت گفتگو با یک دوست
گفتگو با دوستان 23 جولای 2017

لذت گفتگو با یک دوست

لذت یک گفتگو با یک دوست

امروز ما سر در گریبان اندیشه فضای مجازی کرده ایم و از هم صحبتی و هم کلامی یک صدای گرم دور هستیم کسی که تا عمق نگاهت را بخواهند و در ساختن اندیشه ات دستی بر آتش داشته باشد، بسیار نایاب شده ،امروز با یکی از دوستان متممی ام گپ و گوی داشتیم ،بسیار آتشین ،گرم ، شیوا و دلچسب .

مرا تا دور دست ها با خود برد، در فضای لامتناهی اندیشه ها بالا رفتیم ،چقدر احساس خوبیست این درک شدن و هماغوشی اندیشه ها .

موضوع گفتگو : نگاه نیچه وار به زندگی ، تفکرات و نتایج روزمره بود .در جای که فقط سیطره اندیشه است و خودت ،اینکه تنهایی لازم است به عنوان دارویی برای پیدا کردن سبک زندگی مان و نوع نگاه آزادانه و بی رحمانه به مسئله خامی و خام بودنمان پی بردن  و پذیرش مسئولیت سهم  واقعی زندگی و اختیارمان.

بحث از جای شکل عمیقی به خود گرفت که در داستانی در خصوص هر کدام مان به این مقدمه رسیدیم که برای رشد و بلوغ نیاز به تنهایی داریم نه شهوت جذب لایک و مخاطب ،در تنهایی صبر ریشه می زند، در تنهایی خودت هستی و تراوش اندیشه هایت و قرار نیست که برای کسی پرزنت شوی.

رنج امروزمان حاصل خامی مان است که این خامی و جاذبه نوازش ها و حمایت ها سرآغاز نوشیدن یک سم گوارا و مردن در قبیله آدمهای متوسط .

یکی از دلایل سرخوردگی ما از عدم مسئولیت پذیری ما نشات می گیرد، وقتی که هستی مان را (اندیشه ،وقت ،سرمایه ،انتخاب هایمان به دستان مردمان قبیله می دهیم ،نمی توان انتظاری بیش از این داشت .چقدر دردناک است زمانی که غمگین و یا دلگیر م از کسی و یا چیزی ، برای مدت مدیدی این ناراحتی را نقل و بازگو می کنیم بدون اینکه سهم خودمان را به طور واقعی ببینیم.

چه سهمی ؟ سهم مستقل بودن اندیشه هایمان ،سهم رویداد ها از روندها و سهم توانایی و محدویت های خودم از اتفاقات و سهم نوازش ها مثبت و منفی در انحراف کردن اصل قضیه .

دنیا هم در بالا و هم در پایین به اندازه تلاش های تو قرار است ،با تو باشد اینکه می گویند دنیا یک روز با تو و یک روز برعلیه تو است (شعاری برای امیدواران و بی پناهان و ضجه کنندگان ) است و بس

در صورتی است که سهم تو از سهم دنیا کمتر باشد یعنی تو موجود مختاری نیستی و در جبر محیط مدفون شده ای ولی اگر به طور واقعی نگاه کنیم و عادلانه قضاوت کنیم برای بزرگانی  ما هم همین سهم و همین جبر و همین اختیار بوده ؟ پس چرا آنها راه متفاوتی در پیش گرفتند ،هنر انتخاب کردن و هنر تفکیک رویداد ها از روند ها ،هنر قتل وقایع جبری در زندگی روزمره ،هنر ندیدن شدن ،و…

ما برای بلوغ فکری نیاز به باز آفرینی اندیشه داریم ،ما برای خودمان باید وقت بگذاریم ،برای رسیدن به سوال هایمان و پاسخ های درستی که که بتواند ما را تا عمیق ترین لایه اندیشه های ناب و خالص ببرد تا حتی اگر خودمان هم خواستیم نتوانیم  تقلید کورکورانه  افکار کتاب ها و افراد سلبریتی و یافته های خام محیطی داشته  باشیم ،مترسکان رنگی در چمن زار برای کلاغ ها ،افسرگان دارالمجانین ،و مال باختگان ذهنی که هر دم بر دم بر گلوی کسی آویزان هستند ،مقتدر و صاحب اندشیه و صاحب قلعه ای از تفکرات که قابل تسخیر با هیچ رویداد خوب و بدی نیست ،محکم و استوار و پر از اتاق های رنگی و گنج های قیمتی و گنجی برای آسایش در بحر اندیشه ها آری باید رفت باید حرکت کرد از این زباله دان تاریخ ،از این هیایوی کثیف ،از این فریاد های در گلو مانده ،از خستگی های در تن مانده ،شادی را چشید مزه کرد در آغوش کشید و از چشمه محبت واقعی خورد و خورانید به کسانی که تشنه سیراب شدن هستند . کودک درونمان تشنه ات ،تنها و خسته است . نگاهش کن آری نگاهش کن و دست نوازش بر سر این کودک پر از معرفت بکش تا ببینی جوهر وجودت را

نشانه این تلاش پختگی و خرد در رفتار و  برخورد با حوادث است .

درجه بی حوصلگی از خودت و محیط نشانه خوبی برای اینکه بازگو کننده عدم اصیل بودنت است .

آرامش دورنی برای رسیدن به گنج درونی لازم است با هیایو نمی توان به یافتن گنج درون رفت ،حوصله و دقت و تمرکز و صبر برای سال های زیادی می طلبد .

جان کلام :

برای رسیدن به غور اندیشه قوی و تراوش افکار نو و  صاحب اثر، باید تنهایی را برگزید ، آن هم در درون و انرژی خود را به کاوش و مطالعه و تفکر و بازخواست صرف کرد . بدون هیایو ، بدون نماهای ظاهری ، افتادان در دام مخاطب نا آگاه تو را فلج می کند و پریشان و باور کن سئو برای کسی که قصد تجارت ندارد، سم است آن هم از نوع مهلک زیرا ما نیاز به تنهایی درونی و آغاز یک سفر داریم و نمی توانم در هیایو فضای های آلوده محیطی ذهن را خوب و منزه تربیت کنیم و حاصل بی تربیتی روان پریشی هر روزه ما است که تاوان های سخت و سنگینی هم بابت آن می دهیم .

حاصل این بی معرفتی رها کردن تن رنجور خود را در میان خراب های تمدن بشری و سرودن شعر خستگی های روزه است

بیاایم یکبار دیگر به روح مان،به اندیشه هایمان با عزت و احترام برخورد کنیم، تا شاید در این کوره راه زندگی، ما را ترک نکند طوریکه آرزوی مرگ برایمان متاعی گرانی شود.

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/SiWbXE

3+
مطالب مرتبط

2 دیگاه

    • کشاورز گفت:

      سلام فواد عزیز
      ممنونم از لطف شما و آموزه های شما .

      تا درین زندان فانی زندگانی باشدت

      کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت

      این جهان را ترک کن تا چون گذشتی زین جهان

      این جهانت گر نباشد آن جهانی باشدت

      کام و ناکام این زمان در کام خود درهم شکن

      تا به کام خویش فردا کامرانی باشدت

      روزکی چندی چو مردان صبر کن در رنج و غم

      تا که بعداز رنج گنج شایگانی باشدت

      روی خود را زعفرانی کن به بیداری شب

      تا به روز حشر روی ارغوانی باشدت
      عطار نیشابوری- غزل شماره ۱۷

      0

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *