اقتصاددیجیتال و خلق دوباره کلمات
بازاریابی و فروش 25 سپتامبر 2017

اقتصاددیجیتال و خلق دوباره کلمات

اقتصاددیجیتال و خلق دوباره کلمات

امروز طبق برنامه قبلی برای خرید روکش صندلی ماشینم به یک لوازم لوکس  فروشی ماشین مراجعه کردم .

 

بعد از بررسی روکش ها ی صندلی از نظر کیفیت و قیمت ،ومذاکره با فروشنده یکی از روکش ها را که به نظر برای کیفیت و قیمت مناسب بود، انتخاب کردم جالب است که فرایند مذاکره برای چانه زنی در خصوص قیمت (به عنوان تمرینی برای مذاکره ) فروشنده در میان صحبت ه ایش یرایم متقاعدکردن من روی این نکته تاکید داشت،

 که ما خیلی تخفیف نداریم، اما محصول با کیفیت به همراه نصب با کیفیت  به شما تحویل می دهیم ، و جالب اینکه بسیار اصرار به نصب با کیفیت داشت و می گفت که اگر شما محصول با کیفیت بخرید اما نصب با کیفیت نداشته باشید پول خود را هدر داده اید .

 

(استراتژی  ایشان بر ای متقاعد نمودن من به خرید تاکید بر مزیت خود نسبت به رقبا بود، ولی نمی دانست که من به دنبال ایجاد یک حس خوب از نشستن بر روی صندلی های خودرو هستم ، زیرا معمولا ما با خودرو های خود همزات پنداری داریم ) .

 

امروزه کیفیت جزء لاینفک از محصول یا خدمت می باشد و اگر کالایی دارای کیفیت دلخواه مشتری نباشد، کالا یا خدمت دیگر محسوب نمی گردد،امروز واژه برند یرای  ایجاد ارزشی بیشتر از کالای با کیفیت در  کسب و کارها ایجاد شده است.

 

اما همچنان شرکت های ایرانی میخواهند کیفیت را ضمیمه برند خود کنند. اما آن چیزی که امروز مشتری بابت آن پول می دهد ارزش است چیزی فراتر از کیفیت و قیمت و آن “اعتماد و اطمینان به برند است”

 

در حین بستن  روکش صندلی یکی از مشتریانی که صبح  خرید خود را از این مغازه انجام داده بود مراجعه کرد و ظاهرا   بقیه پول خود را تسویه کرد، در این حد ما چند دقیقه ای با همدیگر همکلام شدیم در مورد کیفیت و قیمت روکش صندلی با هم بحث و  و تبادل نظر کردیم.

  ایشان اظهار می کرد که خرید از سایت های مثل دیجی کالا علاوه بر لذت خرید می تواند حس خوب هم به تو منتقل کند،ودر این رابطه از آخرین خرید خود تعریف می کرد ،که چگونه یک سایت دیجیتالی به راحتی و احترام کالایی  که ایشان مصرف کرد ه بود ،ولی خوشش نیامده بود را تعویض نمود .

 

 ایشان یک کیبورد کامپیوتر  خریداری کرده بود و بعد از باز کردن آن و امتحان کردن نوشتن با آن کیبورد ،از این خوشش نیامده بود به دیجی کالا زنگ زده اظهار نارضایتی از کالای خریداری شده  را نموده، و اپراتور مربوطه در همان روز از طریق پست آن را تحویل گرفته،و دو گزینه برای دریافت وجه به او پیشنهاد داده یا واریز وجه و یا انتخاب دیگری از انواع کیبورد در سایت دیجی کالا .

 

و ایشان کیبورد دیگری را  در سایت انتخاب کرده بود .

 از این خرید خود بسیار راضی  و ذوق زده بود زیرا با آب و تاب فراوان برای من تعریف می کرد ، زیرا نق و نوقی از صاحب کالا نشنیده بود ،و با احترام و سرعت کالای خود را پس گرفته و یک کالای دیگر به او پیشنهاد کرده بود (رضایت از خرید را تامین کرده بود).

 

جالب اینکه اگر  اپلیکیشن آن را نیز نصب می کردی مبلغ ۱۰ هزار تومان به موجودی حساب شما اضافه می کرد و این بازی گیمیفیکشن  خوبی به راه انداخته بود .

 مشتری که با این روش به طور اساسی با برند این کسب و کار آمیخته شده بود و اظهار می کرد که گردش در میان کالاهای قابل عرضه این سایت برای او بهترین تفریح شده است ، بدون اینکه مجبور باشد در میان شلوغی و هیاهوی شهر از میان جمعیت نالان و معترض و اخمو و عصبانی رد شود تا به جنس مورد نظر خود دست یابد .(ارزش حفظ زمان برای مشتری ).

 

امروزه تنها کلمه مورد پذیرش مشتری  اعتماد است ،که  می تواند میان فروشنده و خریدار پلی طلایی را ایجاد کند، پلی از جنس احترام و اعتماد و صبر و صداقت  .

 چیزی که امروز بسیار به آن نیاز مندیم و باید برندها آغاز کننده این رابطه باشند ،چیزی که امروز در میان شرکت های ایرانی  و برند های ایرانی و فروشندگان ایرانی کمتر می‌توان آن را جستجو نمود.

 

اقتصاد دیجیتال تاثیر به سزایی بر روی رابطه برند و مشتری می گذارد ، در جایی که فروشنده و خریدار حضور فیزیکی و تبادل کلام ندارند و برند  تنها از طریق تصاویر و  نمادها  می توانند با مشتری  گفتگو  و متقاعد به خرید نماید  .

 

  اگر برند ها نتوانند تصویر ی مطلوب از کالای خود به  نمایش بگذارند، با یک کلیک حذف خواهند شد،در این زمان  هزینه فرصت از دست رفته برای برند مسلما او را به ورطه نا بودی با شیب تند خواهد کشاند ، مسئله ای که امروز بسیار از آن خواهیم دید . نمونه بارز آن را در تعداد کسب و کار های که در لجن ورشکستگی غوطه ور شده اند و هیچ کار آفرینی جرات نزدیک شده به آن را ندارد . ما آن را به وضوح ر روز در جلوی چشمان خود می بینیم . مرگ خاموش کسب و کار ها .

 

اما هنوز اقتصاد دیجیتال برای ما مبهم است و فرصت و تهدید های آن برای ما تشریح نشده است، زیرا هنوز رفتار های فروشنده از نوع  رفتارهای چانه زنی متقاعد سازی  با تکنیک تاکید بر کیفیت و منیت استوار است  و این نشان دهنده این موضوع است که نه تنها فروشنده این بازی را درک نکرده ،خریدار هم ارزش خود را درک نکرده و میزان تاثیر گذاریش بر روی برند را نادیده گرفته است .

 

لازمه درک  مفاهیم به کلماتی چون  احترام، صداقت ،پایبندی به ارزش ها، ظهورکامل اقتصاد دیجیتال در کسب و کارها است . اینجاست که مشتری می تواند این مفاهیم را به خوبی درک نماید.

 

زمانی  نه چندان دور که باید منتظر آن بود، تا دوباره قدرت کلمات ارزش خود را پیدا کند. این ارزش برای مشتری  هزینه ای در بر نداشته باشد، شرکت ها  به جای بوق و کرنا کردن برند خود در گوش مشتری ،در حال ساخت پل  طلایی  به قلب و ذهن مشتری باشند.

و این نیازمندخلق دوباره  کلمات در لباسی نو  با مفهومی کاملاً ملموس می باشد.

 

لینک کوتاه شده مطلب :  https://goo.gl/gQivxd

اقتصاددیجیتال و خلق دوباره کلمات
Rate this post
مطالب مرتبط

4 دیگاه

  1. برایم سوال شده بود که چرا انسان ها حضور و وقت گذرانی در فضای آنلاین را به حضور در دنیای واقعی ترجیح می دهند و میزان حضور در فضای دیجیتال رو به افزایش است؟
    یکی از جواب ها رو از نوشته ات گرفتم. فضای دیجیتال نسبت به فضای واقعی می تواند تجربیات بهتر و مطلوب تری را برای ما رقم بزند.
    اگر در فضای واقعی مجبوریم حضور و صحبت ها و بداخلاقی های یک نفر را تحمل کنیم تا زمانی که خودش خسته شود و برود، در فضای آنلاین خیلی راحت می توانیم حرف هایی که نمی خواهیم را نشنویم و به صفحات و حرف ها و افراد مطلوبمان مراجعه کنیم.

    • کشاورز گفت:

      علی جان
      فضای فیزیکی که همچنان تجربه ملموس و از نزدیک است ولی انرژی و فرسودگی اش بسیار بیشتر از فضای دیجیتال است زیرا ترک کردن فضا با یک کلیک است و تو بدون اینکه خیلی درگیر شوی می توانی حضور داشته باشی و در جای که لازم است سخن بگویی و نظر بدهی .خود محمد رضا بارها گفت که زمانی توانستم به رشد خوبی برسم که وقتم را در فضای فیزیکی کم کردم و به جای آن تمرکز بر فضای دیجیتال نمودم . اگرچه ما نا گزیرم برای لحظاتی به طبع کسب و کارمان فضای فیزیکی را تجربه کنیم . که خودش هم خالی از لطف نیست .اما به اندازه لازم

  2. پوريا قصابي گفت:

    با سلام
    ارشد افتصاد دارم و بيكارم

    به نظرتون اگر بخواهم نمايندگي يه محصول يا برند رو برا شهرم بگيرم چي باشه بهتر و اقتصادي تره؟
    البته سرمايه بسيار ناچيزي داريم

    پيشاپيش ممنونم از راهنمايي شما و ساير دوستان

    • کشاورز گفت:

      سلام پوریا
      با توجه به اینکه سوال شما بسیار کلی است ،گرفتن نمایندگی نیاز به د اشتن سرمایه ای بیشتر از سرمایه شما نیاز دارد .و همچنین داشتن تجربه در بازار هم نیاز مبرم است .به نظرم من ابتدا عضو سایت متمم شویدو شروع کنید به خواندن مطالبی در خصوص بازار یابی و فروش .
      ابتدا کمی در این خصوص بیشتر با مطالب دوستان که به صورت کامنت است آشنا شوید و بیشتر نسبت به شناسایی توانمندی و مولفه های لازم در این زمینه آگاهی یابید .در ضمن تا زمانی که کاملا مسلط به حوزه بازار خود نشده اید با سرمایه تان فعلا کاری نکنید و به جای استفاده از آن سرمایه سعی کنید از سرمایه خودتان استفاده کنید (مشغول شدن در یک شرکت پخش کالا می تواند در ایجاد چشم انداز بازار تا حدودی شما را آشنا نماید .

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *