واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5
واژگان بازاریابی و فروش 12 ژانویه 2018

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5

# دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی و فروش، نقش الفبای اولیه، از درک داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .


واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5

1-Consumer Non- Durable s :

کالاهای بی‌دوام مصرفی مانند، ماست، دوغ، کبریت.

 

2-Consumer Attitudes :

نگرش مصرف‌کننده شامل (احساسات، باورها، عواطف و تمایلات مطلوب یا نامطلوب) نسبت به برند و یا کالا یا موضوع.

 

3-Consumer Behavior :

رفتار مصرف‌کننده در قبال موضوع کالا و خدمات. سالیانه شرکت‌های هزینه‌های بابت شناسایی، نحوه رفتار مصرف‌کننده در خصوص  محصولات انجام می‌دهند.

 

4-Consumer Durable s :

کالاهای بادوام مثل یخچال، ماشین ظرف‌شویی.

 

5-Contests :

نوعی پرمو شن و جایزه روی محصول، جهت تشویق مصرف‌کننده به خرید و استفاده، که می‌توان به اعطای جایزه نقدی مثل جشنواره فروش محصولات ال‌جی  اشاره نمود، که به همراه خرید یک دستگاه تلویزیون مبالغی در قالب کارت هدیه به خریدار تعلق می‌گیرد.

 

6-Consumer Wear-out:

سِر شدگی مصرف‌کننده، در اثر دیدن زیاد تبلیغ کالا و یا محصول درشلف فروشنده، شرکت‌های تولیدکننده، گاهی در اثر تبلیغ زیاد یک محصول باعث کوری در خرید آن توسط مصرف کننده محصول شده، مثل زمانی که مصرف‌کننده بدون توجه به آن محصول خرید خود را انجام می‌دهد.

 

7-Contractual Sales Force :

نیروهای فروش پیمانی که به‌صورت تمام‌ وقت و یا پاره‌ وقت برای شرکت کار می‌کنند و معمولاً دارای قرارداد معین کار هستند.

 

8-Contract Carrier :

بنگاه و آژانس حمل‌و نقل که منحصراً در یک صنعت و با یک شرکت خاص قرارداد دارند.

 

9-Cost/ Profit/Analysis:

تحلیل هزینه فایده، که اساسی‌ترین تحلیل، برای شروع هر فعالیتی در کسب‌ وکار‌است. در این تحلیل بسیار مهم است که در شناسایی کانون‌های هزینه و فرصتها دقیق باشیم، تا تحلیل ما به واقعیت نزدیک‌تر باشد.

 

10-Creative Selling

فروش خلاق، شامل روش‌های که یک فروشنده می‌توان جهت عرضه و فروش محصولاتش انجام دهد، مثلاً خریدن یک کادو جهت مشتری به مناسبت روز تولدش و ایجاد ارتباط عمیق‌تر با مشتری.

 

11-Credit :

اعتبار، می‌توان به میزان اعتبار هر مشتری نزد شرکت اشاره کرد، که بر اساس آن میزان خرید خود را به‌صورت اعتباری انجام دهد، یعنی بعد از فروش کالا در طی یک دوره تعیین‌شده از طرف شرکت وجه آن را بپردازد.

 

12-Critical- Path Analysis:

یک تکنیک برنامه‌ریزی است، که فعالیت‌ها بر اساس تایم زمان‌بندی‌شده و اولویت انجام قابل دسته‌بندی است و می‌توان بر اساس این معیارها پروژه را رصد و بررسی کرد.

 

13-Customer Training:

آموزش به مشتری، در خصوص کالا و نحوه استفاده از آنکه می‌تواند در قالب بروشور و یا حضوری ارائه گردد. مثل زمان نصب پکیج دیواری، که توسط نصاب در خصوص نحوه کار با محصول به مشتری آگاهی و آموزش می‌دهد.

 

14-Customer Value Analysis

تحلیل ارزش مشتری، که با روش های گوناگون با استفاده از شاخص های کیفی و کمی  می توان یک دسته بندی ارزش های ایجاد شده توسط مشتری ایجاد کرد،به طور نمونه با استفاده از روش‌های گرید بندی، بر اساس شاخص‌های میزان خرید، دفعات خرید، تنوع خرید، به تحلیل، میزان ارزشی که یک مشتری در یک دوره مشخص  برای سازمان ایجاد می‌کند، به یک تحلیل ارزش برسیم.

 

دیکشنری مدیریت بازاریابی(+)

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/mx3Lwx

 

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5
Rate this post
مطالب مرتبط

0 دیگاه

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *