واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6
واژگان بازاریابی و فروش 19 ژانویه 2018

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی1 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی2 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی3 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی4 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)


 

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی6

 

1-data Analysis :

پردازش اطلاعات و یافته ها، جهت کشف روابط بین عناصر و اجزا واستخراج نتایج.

 

2-Daily Activities Report:

گزارشی از فعالیت های روزانه یک فروشنده در طی یک روز کاری از قبیل بازار گردی، رصد مشتریان، دیدار با مشتریان، بررسی رقبا و…

 

3-Deceptive Packaging:

بسته بندی فریبنده، مثال میتوان اشاره به بسته بندی های که در بازار به طوری  عرضه می شود که مصرف کننده در تخمین میزان حجم آن دچار اشتباه شود. مثل بسته بندی چیپس و تنقلات.

 

4-Dealer Loader:

جایزه ای که جهت خرده فروشان در راستای تشویق به خرید گرفته می شود، که معمولا در طی دوره پروموشن محصولی این اتفاق می افتد.

 

5-Delivered pricing :

قیمت گذاری بر اساس هزینه های حمل کالا، به طور مثال اگر کالا در تهران تحویل داده شود دارای یک قیمت و اگر در زاهدان تحویل داده شود با قیمتی متفاوت محاسبه و عرضه میشود.

 

6-Demographic characteristic:

متغیرهای درونی جمعیتی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، میزان تحصیلات و…

 

7-Demand Elasticity :

کشش تقاضا، معمولا در زمانی که یک شرکت بالا بردن  و پایین آوردن قیمت یک کالا می خواهد، میزان تقاضا ی آن را ارزیابی و محاسبه نماید.

 

8-Depth Interviews :

یکی از روش های تحقیقات بازار استفاده از مصاحبه های عمیق با مصرف کننده گان است که معمولا در روش تحقیقات بازار به روش گروه کانونی استفاده میگردد.

 

9-Distribution casts :

هزینه های توزیع مربوط به نگهداری موجودی شامل انبار داری، تخلیه و بار گیری، ارسال برای مشتری محاسبه می گردد.

 

10- Distribution Intensity:

شدت توزیع، به میزان سطح دسترسی کالا در بازار گفته می شود که این به عنوان یک شاخص تاثیر گذار در سهم بازار می باشد.

شرکت های پخش بخصوص، در میان شرکت های صنایع غذایی که عرضه کننده، محصولات تند فروش هستند،  درگیری مشتری برای خرید در مورد کالا کم است، با افزایش این شاخص، سعی در افزایش قدرت انتخاب کالا توسط مصرف کنننده دارند، و همچنین افزایش سهم بازارخود دارند.

 

11-Distribution management :

مدیریت سیستم توزیع فیزیکی، شامل انبار داری، تخلیه و بار گیری، ارسال و حمل کالا و برگشت محصول از مشتری است که به عنون یکی از وظایف مدیر فروش درشعب پخش در نظر گرفته می شود.

 

12- Distribution Center :

به انبارهای موقت، که برای تسهیل پردازش سریع سفارش ها و ارسال کالا ها برای مشتریان در نظر گرفته گفته می شود، که میتوان به انبار فروشگاه های زنجیره ای کورش، که جهت تجمع سفارشات از تامین کننده مختلف و ارسال یک ماشین برای یک فروشگاه تاسیس شده است مثال زد.

 

13-Distract Sales Manager :

مدیر فروش منطقه ای، که وظیفه نظارت بر چند شعبه فروش را بر عهده دارد، معمولا شرکت های پخش ،استان های همجوار  را به چند منطقه تقسیم کرده و هرمنطقه را به یک مدیر فروش و یا معاونت فروش، جهت سامان دهی و نظارت بر فروش واگذار می نماید.

 

14- Door- To- Door Selling

مراجعه فروشنده، به صورت خانه به خانه و توضیح، در خصوص مزایای استفاده از محصول، که میتوان به طرح های نصب صندوق پستی توسط شرکت های طرف قرارداد با اداره پست اشاره کرد.

 

15- Downside Elasticity :

افزایش تقاضایک محصول با کاهش قیمت یک محصول، که این معادله در اینجا بین دو متغیر رابطه معکوس با هم دارند، بخصوص در مورد محصولاتی که کاربرد خاص دارند.

می توان مثال زد،مثلا با ارزان شدن فرش های ماشینی مصرف کندگان بیشتری جهت خرید مراجعه می نماید، که می توان به نمایشگاه ها عرضه محصولات پاییزه و بهاره در استان ها  که همراه با تخفیف است، اشاره نمود.

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/FDv5B7

 

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6
Rate this post
مطالب مرتبط

0 دیگاه

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *