آخرین نوشته سال -سخنی با مخاطبانم
دل نوشته های من 19 مارس 2018

آخرین نوشته سال -سخنی با مخاطبانم

آخرین نوشته سال -سخنی با مخاطبانم

سلام  به همه دوستانم

قاعدتاً در پایان هر موعد تاریخی هرکسی ناخودآگاه تمایل به شمردن داشته و نداشته هایش می‌کنند، تا برای لحظات پیش روی خودش یکی را انتخاب کند، غم یا شادی .

 

آخرین نوشته سال، به‌عنوان سندی برای سال آینده می‌تواند در ترسیم چشم‌اندازم کمکم نماید.

امروز که به یک سال گذشته خود نگاه می‌کنم ، خوشحالم و مردد.

 

خوشحال، از اینکه توانستم در انجام گام‌ها و اهدافی که در ابتدای سال با وسواس زیادی ترسیم کردم، دست یابم و خوشحال‌تر از اینکه در برخی شکست خوردم در برخی موفق و در برخی مردد شدم.

 

اینکه معیار موفقیت و شکستم بر اساس دستاوردهای درونی‌ام بود،  رضایت یا ناراضی بودن، از حسی و تصویر که به خودم داشتم شکل گرفت.

 

به‌رسم دیرینه در ابتدای هرسال چند روزی با خودم خلوت می‌کنم و به بازبینی دستاورد هایم خواهم پرداخت و مسیر  آینده را شفاف تر و محکم تر به تصویر می کشم.

 

 آنچه دوست دارم و آنچه را خواهانم و آنچه بودم، را مرور می‌کنم، که آیا دستاوردهایم مطابق بر معیارهایم بوده و یا آیا بستری که به دنبال توسعه دانش و منش خودم گسترانیده‌ام ،آن‌قدر ظرفیت داشته است، که بتواند بار مسئولیت‌ اهدافم را بر دوش بکشد .

 

این غربال‌گری را آن‌قدر انجام می‌دهم، که احساس کنم مثل موسیقیدان‌ها یک ساز دل آوز از ساز و برگ خود می نوازم.

نگاه وکیل وارونه، به خود و در مستند قضاوت نشستن همیشه سخت بوده ، گاه با رنج و محنت، اینکه به نبودن‌های خود اعتراف کنی و بودن‌های پوشالی خودت را در هم بریزی.

 

در سال گذشته افتخار همراهی چندی دوستان خوبم چون علی کریمی(+)، امین آرامش(+)، سعید فعله گری(+)، داشتم ملاقات خوبی بود.

پر از نگاه‌های مهر و محبت و تبادل دانشی که هیچ‌گاه سیر نشدم، از آن‌ها و ساعت‌ها نشستن و صحبت کردن شیرین و گواراتر بود از  تمام عمر به باد رفته ام.

 

همراهی چند تن از دوستانم که در همایش متممی‌ها در مردادماه برگزار شد، هم نعمت دیگری بود، که در کنار استاد عالی‌قدر محمدرضا شعبانعلی لحظات نابی را برایم رقم زد.

 

و تجارت ارزنده‌ای را نصیب کرد، که شاید اگر در طلبش بودم سالهای سال زمان می‌برد تا بتوانم به آن دست‌یابم. خدا را شاکر هستم که در این مسیر دوستان خوبم در کنارم بودند.

 

لذت کتاب‌خوانی، تنها حسرتم بوده و هست، که دوست داشتم خداوند از این صفت بیشتر نصیبم گردانید و صدالبته باید اعتراف کنم که کتاب خوابی حتماً با خودش شعور به همراه نمی‌آورد، ولی شور در آن زیاد است.

 


برخی از کتاب‌ها که لذت خواندش برایم همیشه باقی است می‌توانم اشاره‌کنم به »

1-شعاع شمس(+)

2-مکتب‌خانه حافظ(+)

3-عرفان و رندی در شعر حافظ(+)

4-پرسه و پرسش‌ها(+)

5-بازی در نقش خدا(+)

6-شور زندگی (+)

7-اعترافات(+)

8-گشته شدگان بر سر قدرت(+)

9-چرا عقب‌مانده‌ایم(+)

10-دانشکده‌های من(+)

11-مرده‌ها جوان می‌مانند(+)

12-رهش(+)

13-رفتارهای کلامی در ضوابط میان فردی(+)

14-استراتژی تولید محتوا برای وب(+)

15-کسب‌وکار بر بال اندیشه(+)

16-مدیریت سازمان‌های پیچیده (+)

17- بیست‌وسه گفتار در مورد سرمایه‌داری(+)

18-اقتصاد به زبان ساده(+)

19-داستان‌سرایی سازمانی(+)

20- آفت‌های نزدیک‌بینی بازار(+)

21-روح تشنه(+)

22- قفس شیشه‌ای(+)


اما در حوزه نوشتاری، که با بیش از 270 هزار کلمه در وبلاگ نویسی درج کردم.

البته شایان‌ذکر است، این نوشته‌ها تمرینی برای یادگیری خودم بوده و کمتر می‌توان به‌عنوان محتوا با ارزش از آن یاد کرد.

 

 اینجا هم جا دارد، از مخاطبینم عذرخواهی کنم بابت اینکه در سایت من آمدند و زمان خود را به خواندن نوشته‌های کم‌ارزش من گذارند.

 

در بخش تخصصی سایتم که در حوزه انتقال تجربیاتم، درزمینهٔ مهارت‌های سرپرستان فروش در حوزه FMCG بود چند پادکست تکمیل کردم (+)

 

اما به‌شدت وسوسه نوشتن روزنوشت‌ها در ذهنم موج می‌زد، اما سعی کردم با نگاه تخصصی به مسئله آموزش بپردازم.

 

در حوزه زبان‌آموزی که محضر هیوای(+) عزیز تلمذ می‌کنم، و بسیار هم خرسند هستم که ایشان با ایجاد بستری متفاوت توانسته‌اند زبان را برایم گوارا نماید و لذت خواندن را دوچندان نموده به گفته شواهد امسال پیشرفت خوبی در این زمینه داشتم .

 

درزمینهٔ کسب‌وکار خودم که توسعه بازار و عارضه‌یابی شعبات فروش ازنظر شاخص‌های عملکردی سود وزیان بود توانسته‌ام با زحمات سه‌ساله و گروه منسجمی، که در طول این سه سال شکل گرفت. رکود فروش خوبی در سطح منطقه کشوری به ثبت برسانیم.

 

اگرچه توان زیادی از من سلب کرد و میانگین 12 ساعت کاری در روز به‌جز پیگیری‌های شبانه، که البته آثار فرسودگی در جسمم به‌خوبی نمایان شد.


اما همه این‌ها حاصل انتخاب‌هایم بود که قطعاً هزینه‌های را بر من تحمیل کرد، و همان‌طور که محمدرضا شعبانعلی می‌گوید :

 

موفق کسی  است که بداند

داشتن هر چیزی به معنای نداشتن چه چیزی است

و موفق‌ترین، کسی است که بتواند از بین نداشتن‌ها

بهترین نداشته را انتخاب کند

نداشتن‌هایت را که انتخاب کردی

داشتن‌ها، ناگزیر به سراغت خواهند آمد

توگویی که انتخاب نداشتن‌ها

در اختیار توست

 ظهور داشتن‌ها  جبر هستی.

امسال هم به روال گذشته قطعاً اهدافی را مدنظر خواهم داشت، که در مسیر روندها باشد نه رویدادها .

لینک کوتاه شده : https://goo.gl/X8soa9

آخرین نوشته سال -سخنی با مخاطبانم
2.7 (53.33%) 9 votes
مطالب مرتبط

0 دیگاه

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *