سرپرستان فروش؛ شما زندانی هستید یا زندانبان؟
شرایط و متغیر های محیطی بیش از آنچه ما می فهیم و می پذیریم روی رفتارهای ما تاثیر دارند.
قهرمانان، کسانی هستند که در برابر فشار محیطی مقاومت می کنند و انگیزه های مثبت و شریف شخصی خود را معیار تصمیم و رفتار قرار می دهند. ( فلیپ زیمباردو – برگرفته از خبر نامه متمم)
سرپرستان در سازمان های فروش که دارای تیم هستند، وظیفه خطیر برنامه ریزی و ساماندهی تیم را بر عهده دارند. بیشتر برنامه های فروش گاها و بخصوص در زمان رکود از نوع دستوری و فشاری و تاکیدی است. گاهی به دلیل عدم تسلط مدیر مجموعه در فرایند سامان دهی و یا ضعف سیستمی در برنامه ریزی، باعث ایجاد شرایطی می گردد که سرپرستان به ناچار علیرغم اینکه می دانند بازار از کشش مناسبی برای فروش محصول برخوردار نمی باشد به زور واجبار متوسل می شوند.
در این خصوص من هم تجربیاتی تلخی داشته ام که علیرغم کشش بازار برای فروش محصول، خود را به بی منطقی زده ام و با فشار و اجبار و تهدید به فروش محصولی روی آورده ام. اگرچه این شرایط از بالا به پایین بوده و من بیشتر یک مجری بوده ام، هر چند که این توجیه هم قابل قبول نیست. اما باید اعتراف کنم که انجام این کار را در برخی از شعبات فروش به صورت یک قانون نانوشته است. البته بعد از مدتی این نوع سبک رفتاری می تواند سیستم عصبی و ذهنی اثر گذاشته، بطوریکه باعث افزایش حس کمال گرایی می گردد.
تحقیق زندان استنفورد
در این خصوص آقای فلیپ زیمباردو تحقق جالبی را انجام داده به نام “زندان استنفورد“، در این تحقیق افرادی که سلامت روحی و روانی آنها تایید شده بود و هیچگونه جرمی هم مرتکب نشده بودند و در ضمن هیچ پرونده قضایی هم نداشتند، مورد ارزیابی و انتخاب واقع شدند. مقرر گردید به ازای انجام این وظیفه، مبلغی هم در پایان برای آنها در نظر گرفته شود.
این گروه صورت تصادفی به دو گروه زندان و زندانبان تقسیم شدند. مقرر شد گروه زندانبان ها، بدون تنبیه بدنی سعی نمایند که زندانیان را دچار آزار و اذیت روانی قرار دهند تا زمانی که هویت آنها از بین برود.
زندانبان ها با استفاده از تحقیر و توهین، نادیده گرفتن متهم و اجبار نمودن زندانی ها به توهین و تحقیر سایر زندانی ها کار را به جایی کشاندند که زندانی که در سلول انفرادی بود شبیه یک کمد ساخته شده بود، برای رهایی از این شرایط فرد زندانی می توانست با گفتن ناسزا به یکی از زندانیان آزاد شود در ضمن تشک خود را هم باید تحویل می داد.
این پروژه بعداز دو هفته، به دلیل اوج گرفتن مسائل غیر اخلاقی که توسط زندانبان ها انجام می شد، متوقف گردید.
جالب اینکه برخی از زندانی هایی که آزاد شده بودند ، تا مدتها حاضر به پذیرش رهایی از بند نبودند و همچنان دست به رفتارهای مازوخیسمی شدید علیه خود می زدند و خواستار زندانی شدن دوباره بودند .
این مسئله برای جامعه انسانی تامل برانگیز است. اینکه ما انسان ها در شرایطی که قرار می گیریم، جو حاکم بر روی رفتارهای ما تاثیر مستقیم می گذارد.
تربیت در محیط دیکتاتوری یا سادیسمی (دگر آزاری) کم کم می تواند بر روی اخلاق، رفتار، منش و حتی انتخاب های ما اثر بگذارد. می تواند از ما موجودی و هیولایی درست کند که در زمانی که در آن موقعیت و آن محیط نیستیم هم همان رفتار و انتخاب ها را بروز دهیم.
سرپرستان فروش در سازمان های فروش، بسیار مستعد این رفتار هستند، بسته به شرایط می توانند نقش زندانی و یا زندانبان را بازی کنند که هر دو رفتار اگر ناآگاهانه باشد، بسیار خطرناک می باشد. خروجی این رفتار را بر روی سلامت روانی و جسمی مدیران و سرپرستان فروش، تا حدی می توان حدس زد .
هر یک از ما اگر دارای شخصیت مستقل روانی نباشیم، به خاطر ترس ها و نگرانی ها و بازی های پشت پرده دائم به صورت خود نقاب بزنیم و مسائلی را انجام دهیم که منطق مان آن را قبول ندارد، تبدیل به یک انسان بی هویت می شویم. همانند فردی که به راحتی زیراب همکارش را میزند و یا فردی که به خاطر بغض و حب مدیرش حاضر میشود زیر دستانش را غلیرغم خوب بودن، ضعیف جلوه دهد.
کسانی که بی هویت هستند در تله سازمانی گیر می افتند. بدون اینکه خود متوجه شوند، این افراد نه به خانواده خود پایبند هستند و نه به خود سازمان و برند، زیرا این افراد بی هویت و مسخ شده اند.
“ماحصل این رفتار و این پدیده ایجاد هرج و مرج و گرفتاری متعدد در جامعه است.”
اما چند نکته برای تحکیم هویت
سرپرستان فروش در تمامی شرایط باید شرط انصاف را در رفتار و کردار با افراد زیر دست رعایت کنند، حتی اگر به ضرر آنها تمام شود، زیرا یک سرپرست باید نقش حمایت کننده هم داشته باشد، تا نیروها بتوانند با اتکا به آنها ریسک هایی هم انجام دهند. در عوض زیر دستان هم باید حواسشان به رفتار های بالا دستی ها باشد که ملعبه دست آنها نشوند. پدیده های زیرآب زدن، چاپلوسی، خوش رقصی بسیار رایج است.
پدیده غیر اخلاقی و غیر حرفه ای، باعث ایجاد و ترویج شایعه و فساد می گردد و زمینه را برای بی اخلاقی های بزرگتری فراهم می کند.
لازمه داشتنشخصیت مستقل، داشتن شجاعت درونی و پذیرش نواقص اخلاقی مان است، نوشتن و مکتوب کردن اشتباهات، می تواند در مسیر های بعدی به عنوان چراغ راهنمایی باشد که هزینه هایمان را کمتر کند.
گاهی لازم است به خودمان دستور توقف دهیم و بر روی رفتار هایی که با دیگران داریم، تامل کنیم که این رفتار چه تاثیری می تواند در آینده خودمان و اطرافیانمان داشته باشد.
لینک کوتاه شده مطلب:https://goo.gl/WcBLM2
مشاوره و آموزش تخصصی منابع انسانی در شرکتهای پخش و توزیع مواد غذایی
ایمیل : info@kehsavarzfazl.com