پیام ست گادین-پیوند علم به هنر

پیام ست گادین-پیوند علم به هنر

کشاورز بازاریابی و فروش 02 ژوئن 2017

سیر  تکاملی تبلیغات از زمانی که انسان بر روی غار ها نقاشی حک می کرد تا ایجاد سمبل و نشانهای قبیله ای و بعد جارچی ها ادامه یافت سیر تحول اطلاعات بعد از اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ ادامه یافت تا به تدریج با  پیدایش رادیو و تلویزون به عنوان تنها رسانه بی منازع تبلیغات برای سال های زیادی به کسب و کار ها رونق می بخشید و شرکت برای گرفتن سهم رسانه ای به رقابت با هم می پرداختند و به تناسب این جریان آمیخته های بازاریابی شکل گرفت (چه محصولی تولید کنیم ،چگونه تولید کنیم ،چگونه قیمت گذاری نمایم و چگونه به دست مشتری برسانیم)و استراتژی های  فشاری و کششی  شکل گرفت و مدارس و دانشگاه های بازاریابی برای متقاعد سازی هر چه هوشمندانه مشتری تاسیس شد،وبازاریابان عاشق رسانه های جمعی شدند زیرا می توانست مخاطب بیشتری را تحت پوشش قرار دهد خرید فضای شهری ،بیلیورد ،مجله ها ،تبلیغات تلویزونی ،ارسال پیامک در دستور کار قرار گرفت و همچنان در برند ها درمیان اقیانوس قرمز گیر کرده اند تا این مفاهیم شکل گیری اقیانوس آبی و متمایز سازی به عنوان مفاهیم جدیدی وارد دایره لغت بازاریابی شد ظهور اینترنت به عنوان یک تحول شگرف قدرت انحصاری را از رسانه رادیو و تلویزون گرفت و به دست کانال های دیجیتال (فیس بوک ،تویتتر ،اینستاگرام ،…) سپرد و شرکت ها برای جذب مخاطب بیشتر دست به دامن تولید محتوا و بازارابی محتوا زدند اما برای سازمان های ایرانی این روند هنوز شکل ابتدایی خود را طی می نماید یعنی هنوز در وب سایت ها و کانال ارتباط با مشتری آنچان پر از نماد ها و حرف های برند سازمان می باشد که بیشتر شبیه یک کاتالوگ دیجیتال است تا یک کانال دو طرفه تعاملی با مشتری و این مسئله باعث شده ما قطعاتی از پازل را در کنار هم گذاشته ایم و به دنبال خلق تصویر زیبایی از برند خود هستیم و آنچه در این میان گم شده است توجه به مشتری و درک از آنچه واقعا می خواهد است.

 

اشاره به برخی از روند های در حال شکل گیری :

 

 

ست گادین می گوید که تنها روش بازارابی باقی مانده  برای سازمان ها و انسان ها بازاریابی محتوا خواهد بود .

چیزی که هنوز برای ما به دلیل عقب ماندگی در مفاهیم عصر تولید و بازاریابی بسیار پر هزینه خواهد بود کافی است نگاهی به استراتژی های فروش و بازاریابی شرکت ها بندازید که چطور ملتمسانه با ابزار های پروموشن و تخفیف و هدایای تبلیغاتی می خواهند پول را از جیب مشتری بربایند و غافل از اینکه عصر بازار یابی گذشته و عصر ارتباطات در حال شکل گیری است که هسته و عنصر اساسی آن را محتوا تشکیل می دهد .بازار یابی به عنوان علمی که می توانست مشتری را در جهت فروش بیشتر و هوشمندانه ترغیب نماید و کمتر از مشتری حرف می زد و بیشتر از خود و محصول و برند و مزایا می گفت اما امروز محتوا بر پایه هنر انسان شناسی ،تاریخ ،فرهنگ ،جامعه شناسی ،اقتصاد دیجیتال شکل گرفته و نویسندگان و متفکران و عکاسان و ایده پردازان و استراتژیست ها گرد هم جمع آمده اند تا بار دیگر به مشتری وساخت واژه اعتماد فکر کنند و به مشتری را به معنای واقعی در مرکز توجه قرار دهند نه با فانتزی بازی و قطعات ناقص محتوای تولید شده ادعای جور واجور در شبکه ها و فضای مجازی در آورند .

شرکت های بزرگ می دانند که بیشتر دغدغه آنها حول محور مخاطب و تولید محتوای مناسب و جذاب برای آنها است به طوری که یکپارچگی مفهوم برند از یاد نرود و از طرفی مخاطب احساس همراهی در ایجاد یک زندگی پر بار را با سبکی که برند تبلیغ می نماید داشته باشند ،در این میان با انجام هزینه های چند میلیون دلاری به کشف ایده ها در بین مخاطباندر بستر شبکه های اجتماعی  هستند و دغدغه آنها ایجاد لحظات شاد و سر گرم کننده و کشف راه حل های خلاقانه برای مشتریان است .

به عنوان نمونه شرکت کوکاکولا به عنوان شرکتی که در سال 2015 تبلیغات چاپی خود را متوقف کرد تا به دنیای محتوا یجیتال بیشتر تمرکز نماید و از جمعیت فعال چند میلیادری در این بستر سود خود را محقق نماید اما با روش صادقانه و بر پایه اعتماد نه تبلیغ گرایانه صرف و هل دادن مشتری به ظرف داغ خرید.

 بازاریابی محتوا پیوند بین علم و هنر را منعقد کرد 

The Coca-Cola Company 

شرکت کوکاکولا شرکت چند ملیتی است که در زمینه تولید نوشیدنی های غیر الکی فعالیت می نماید دفتر مرکزی در شهر آتلانتا و جورجیا می باشد در سال 1886 این محصول توسط آقای جان پمبر تون و کولبومبوس جورجیا تولید شد و در سال 1889 توسط آسا گیگس کندلر خریداری شد این شرکتدر رتبه سوم بزرگترین تولیددکنندگان نوشیدنی مواد غذایی در جهان قرار گرفت و دارای برند های کوکاکولا ،فانتا،دسانی ،اسپرایت،مینوت مید،کوکاکولا زیرو می باشد  .

استراتژی جدید بازاریابی محتوای کوکاکولا تحت عنوان  Content 2020

Jonathan Mildenhall مدیر جهانی استراتژی تبلیغات این برند می گوید

«تمام بازاریابان به محتوای زیادی نیاز دارند که توانند نرخ تعامل با مشتریان را به روز و به صورت 24/7 شبانه روز، پویا نگه دارند. اگر بخواهید بر سطح جهان حکومت کنید و به سوی موفقیت گام بردارید باید ایده های خلاقانه و بکری برای تولید محتوا داشته باشید»

2+
پارادیم شیفت توزیع مویرگی

پارادیم شیفت توزیع مویرگی

کشاورز بازاریابی و فروش 19 مه 2017

در کتاب های دیروز می خواندیم که توزیع مویرگی یعنی رساندن محصول به دست مشتری نهایی و برای این مسئله باید به بررسی و جمع آوری ایده جهت تولید و توسعه محصول جدید می پرداختیم ،با واژه های استراتژی بازار یابی و توزیع ،استراتژی قیمت گذاری،سطوح توزیع ،ویزیتور و عامل توزیع ، لجستیک و انبار و تامین کالا، چیدمان و مرچندایزنگ، اشناتیون و پرومشن و تحقیقات بازار در شرکت های تولیدی و شرکت های توزیعی روبه رو بودیم ،کلی  مطالب و مقاله و سمینار در این خصوص نوشته و برگزار شد ،و امروز نیزبا هیجان بیشتری همچناناین مسئله دنبال میشود.

دراین میان شرکت ها با ایجاد ساختار توزیع و تجهیز به نیروی انسانی و لجستیک سعی در گرفتن سهم بیشتری از مشتری و سهم از قفسه و ویترین فروشگاه را دارند در این میان هم گاها در اقیانوس قرمز جنگ های قیمتی و تبعیضی راه می افتد و در نهایت واسطه بزرگتر و مصرف کننده همچنان مظلوم واقع می گردد.

روندهای حاکم درحال پارادیم شیفت هستند و شرکت ها قورباغه های در حال پختن  و مسلما در آینده نه چندان دور تغییرات عظیمی را دراین حوزه شاهد هستیم .تغییرات فناوری و تغییرات سلیقه مستری و تغییر تمرکز از سطح ویترین ها و بیلیوردهای تبلیغاتی به سطح پلتفرمهای اجتماعی و تغییر در نوع نگاه در واژه های تسخیر ویترین به تسخیر ذهن ها ،اتفاق می افتتد، آگاه سازی برند ،یادآوری برند، تصویر ذهنی برند بیشتر واژه های واقعی و دیداری از سطح بازار مصرف به سطح پلت فرم های اجتماعی مهاجرت می کنند ،شرکت های کهبه دنبال افزایش حضور کالا در سطح ویترین ها و افزایش  تماس محصول با دست مشتری سرو کار داشتند و مبنای علم تحقیقات بازار خود را از این محیط ها نشئت می گرفتند ، امروزه ما باید به پلت فرم های دیجیتال دل خوش نمایند و تغییر نگاه خود را به این سمت جهت افزایش سهم توجه مشتری و مصرف کننده نهایی مبذول نمایند، علم بازار یابی توزیع را دوباره در دنیای پلت فرمهای  دیچیتال  و شبکه های اجتماعی ،تعریف کنند و آنچه بیشتر از همه در این میان اهمیت پیدا می کند استراتژیست محتوا ،نوع محتوا و بستر ارائه محتوا .اگر امروزه نگاه مان به واسطه و دلالان و کاسبان زیر فروش در بازار است و با مقداری تخفیف ریالی و مقداری به دنبال به دست آوردن دل آنها هستیم باید به فکر واسطه های بزرگتر و سخت گیر تر و علمی تر بگردیم که براساس میزان شایستگیمان ،فضا جهت تسخیر قلوب بدهند و با پارتی بازی و دمپینگ های مسخره و زیر فروشی و خیرات و سمپلینگ محصول  کمتر میتوان یا نمی توان جایگاه مناسبی در این عرصه پیدا کرد،که نمونه ای از این گونه پارادیم های در حال شکل گیری را  در برند های  اسنپ و دیوار و باما  در بستر دنیای دیجیتال و رشد استارتاپی آنها می توان جستجو کرد و با این تفاوت که قوانین اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی که سالها برای حکومت بر بازار حاکم  و لازم بود ،نتوانست جلوی رشد و عرضه این کسب و کار ها بگیرد .و کسب و های های قدیمی تر با حسادت و حسرت و خماری از این واقعه روبه رو شدند، این همان تغییر روندها ی در حال شکل گیری بر بازار است که در سال ها ی آتی شاهد تغییرات شگرف تری  در این حوزه میتوانیم باشیم.

کسب و کارها باید برای تغییر دست به جراحی در افکار خود بزنند و بدانند با جراحی پلاستیک وارانه و خوش قواره کردن خود به جملات رتوریک و شعار گونه و  مدراک آویخته از در و دیوار و مدراک MBA خود نمی توانند از عهده این تغییرات بر بیایند. امروزه که صدای مشتری در حد یک خفه کن سازمانی نزول کرده و سرمایه و نیروی کار به چند مدرک دانشگاهی دکترا تزئین شده و آموزش در حد چند فایل کپی پست از داخل تلگرام اکتفا شده ،یعنی با دست خودش قبرش ر ا بکنند و صد البته اگر این حرف به قبای مدیر عامل و مدیران دور قاب چینشان بر نخورد.

در کتاب اینجا جای ما نیست اثر چارلز هندی می گوید “که دگرگونی ها  با سرعت بمراتب بیشتری نسبت به گذشته روی می دهند و فرضیات و سنت ها و شیوهای  دهه های قبل را به سخره می گیرند،وبه مبارزه می طلبند .دانایی به عنوان کالایی قابل عرضه، امکان جامعه ای نسبتا متعادل و عادلانه رافراهم می کنند و با این وجود این حقیقت رانشان میدهد که تنها عده معدودی از مردم به تعلیم و تربیت مناسب دسترسی دارند.

همواره راهایی از میان تضاد و تناقض ها وجود دراد ، منتهی به شرطی که بتوانیم بفهمیم چه چیزی دارد اتفاق می افتد، و خود را برای نشان دادن عکس العمل ها و واکنش های متفاوت ، مناسب و در خور آماده سازیم “

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/uSPluu

1+
انتخابات و آموزه های من

انتخابات و آموزه های من

کشاورز بازاریابی و فروش 16 مه 2017

ما به آقای ***** رای می دهیم (جمعی ازمهندسین شهر ****)

عدالت برای همه و همه برای عدالت .

ابرانی آباد برای ایرانی شاد.

متخصص در امور زیست محیطی و معماری شهری.

این روزها همه جای شهر پر شده از تبلیغات پوستری و بیلبورد و استیکر های رنگی و حسابی وضع و اوضاع چاپخانه ها رونق گرفته و از این بازار مکاره کاسبی  کم رمق ،جانی دوباره بخشیده اند.

از شبکه های تلگرامی تا پیامک های تبلیغاتی و تصاویر و جملات اینستاگرامی که مانند زامبی ها به تمام لحظات زندگی ما حمله می کنند و خواب نیمه شب ما را پریشان می نمایند و بدون رعایت اتیکت اجتماعی به حریم شخصی مان تجاوز می کنند .

معمولا توسط کسانی که به شبکه ها اضافه می شویم ، کلی درگیر ملاحضات اجتماعی و یا شغلی با او هستیم، فکر می کنم این روزها زیر بار استفراغ تبلیغاتی در حال مدفون شدن هستم و تحمل فشار این همه حجم تبلیغات بی محتوا و کم محتوا ما را دچار ضعف اعصاب کرده ، مثل فیلم های تند و صامت هی مداوم نوتیفیکشن های تبلیغاتی بر فضای فکری و آرامش ام سیطره می یابند.

از طرفی با رایگان شدن بستر تبلیغاتی در نرم افزار های 0TT  و شبکه های اجتماعی برای ساحت بخشیدن به زمان، انواع بازی های گروه های تبلیغاتی شکل گرفته و این زباله دانی پر از محتوای ارزان و آلوده به استفراغ تبلیغ  آلوده است از شام دیشب نماینده تا کلیب احمدکله پز(کاندیدشهری) که برای کسب آراء کله سرو می نمایند و مغز  کله های گوسفند را برای پر مغزی اندیشه هایش به رخ  مخاطب می کشد ، فرشته خانم که با چهره فریبنده و آفرودیت خود،  نه یک دل بلکه صد دل  از مخاطب دیداری  سهم می گیردو بیلبورد را با آلبوم های خوانند گان  آن وری اشتباه گرفته و با تمام وقاحت سعی در اغقال و جلب  آراء دارد .

بگذریم از  این همه سرسامی که برایمان این روزها ایجاد شده ،در ضمن توجه همان هم به رانندگی کم شده .

دوست داشتم با توجه به سواد کم رسانه ی  و بازاریابی ام  به زعم خودم با نگاه کنجکاو گرایانه ام سعی کسب آموزه های برای آینده شغلی ام از این رویداد ها بنماییم ،تا در آینده با رجوع به آنها بتوانم از تکرار اشتباهاتی که سرمایه  زیاد ملی در آن هزینه و اتلاف شده را دوباره تکرار و به باد ندهم .

برخی از آموزه های برای بیشتر فکرکردن در آینده :

1- واردشدن به فضای سیاسی کشور نیاز به مطالعه و بستر شناسی جامعه فرهنگی -سیاسی-اقتصادی- تاریخی  دارد ، در این زمینه حداقل با 3 اثر  نویسدگان با سه نگاه متفاوت را باید مطالعه کرده باشیم.

2- داشتن شناسنامه دیجیتال (وبلاگ و سایت شخصی) که تبلور تفکر و اندیشه های شخص را  به صورتی که قابل ارزیابی و  ارزش گذاری باشد  تولید محتوای فردی و شخصی لازم است .

3-رعایت اصول حداقلی بازاریابی در تبلیغات رسانه ای جزء واجبات است .(آشنایی با مولفه های تاثیر گذار بر بازاریابی سیاسی)

4- وارد شدن به عرصه سیاسی حداقل نیازمند تهیه  3 سال کار مداوم در این زمینه با داشتن یک نقشه راه و مشاورین آگاه می باشد.

5-هزینه های شرکت در انتخابات را فقط در هزینه پوستر و اقلام تبلیغاتی و شام ونهار نبینیم و محاسبات مالی راهمراه با محاسبات ذهنی و عاطفی اطرافیان و تحلیل های بعد از آن را نیز دراین دفتر بگنجانیم.

6-برای شرکت در فضای سیاسی کشور نیازمند پرروش مهارت های کلامی و رفتاری و اصول اخلاقی و آداب مذاکره هستیم و تنها با اتکا به چند سال سابقه مدیریتی  دولتی و خصولتی و مدرک فوق لیسانس خود تکیه نکنیم.

7-ساده باوری و ساده نگاه کردن به حوزه رقابت تبلبغاتی ،می تواند موجب سر افکندگی و روان پریشی در سطح جامعه وخانواده برای فرد  باشد.

8- حواسمان به جای پای خود درعرصه  شبکه های اجتماعی و سیاسی باشیم، زیرا  بعد از فروکش کردن این هیجانات می تواند آخرین فرصت ما رابرای همیشه در این عرصه ها از بین ببرد.

9- ارسال هر نوع محتوای تبلیغاتی در فضای های مجازی و بستر های شبکه های اجتماعی تبعات خاص خود را دارد، که گاه هزینه های آن تا مدت ها  بر وضعیت دیجیتال و فرهنگی ما باقی می ماند.

10-تخصص گرایی به معنی واقعی در جامعه امروزی طرفدار زیادی دارد ،به شرطی که بدانیم در چه حوزه ای تخصص لازم است و با هر تخصصی وارد هر عرصه ای نشویم.

11-تجاوز به حریم شهروندی در فضای ملتهب انتخاباتی چیزی به جز سیاه نمایی روزمه  دیجیتال و شبکه اجتماعی  ندارد.

12- بزرگتر شدن اقتصاد توجه و اهمیت روز افزون آن در زندگی اجتماعی در عصر حاضر کاملا مشهود است .(توجه به فرصت های فضای کسب و کارهای آینده)

13-کمبود متخصص  و دانش در بازاریابی محتوا و استراتژیست محتوا در این فضاها بسیار مشهود است (به عنوان یکی از فرصت های آینده ).

14- مطالعه پارادیم های رفتاری و ذهنی حاکم بر جامعه بخصوص در فضای هیجانی اتنخابات می تواند در پیش بینی رفتار های مذاکراتی و چانه زنی های این فرهنگ در تمام سطوح جامعه به عنوان یک ترم مطالعاتی در نظر گرفته شود.

15- توجه به نقش رسانه های شخصی و شبکه های اجتماعی و نوع و عمق تاثیر گذاری بر مخاطب با گسترش فضای دیجیتال در شخصیت سازی و شخصیت پروی افراد سهم مهمی دارد .

این لیست می تواند توسط شما  خوانند ه مخترم و آگاه بیشتر تکمیل گردد.

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/rCjXZU

 

1+
اعتماد یا بی اعتمادی

اعتماد یا بی اعتمادی

کشاورز بازاریابی و فروش 11 آوریل 2017

پیش نوشت صفر : توضیح متن

این  نوشته تراوشی از صحبت های محمد رضا شعبانعلی در فایل آموزش  اصول و فنون مذاکره  در سایت مکتب خانه می باشد.

images (1)

اعتماد ≠ بی اعتمادی 

“برای درک این مسئله من هزینه های زیادی را دادم”

پیش نوشت یک :

با توجه به اینکه این مسئله در زندگی برای من از مصداق های زیادی برخوردار بود و تا کنون هم نتوانسته بودم مدلی برای تشریح این مسئله پیدا کنم ،در صحبت های محمد رضا شعبانعلی نکته جالبی مطرح شد که ما معمولا اعتماد و بی اعتمادی را در دو سر یک طیف می بینیم ،در صورتی که قضیه به این طریق نیست ، مدل ذهنی من و اکثر کسانی که می شناختم دقیقا بر همین پایه بود ،مسئله ای اعتماد داریم، یعنی در واقع به این موضوع بی اعتماد نیستیم و بر عکس وقتی به یکی موضوع بی اعتمادهستیم به آن موضوع اعتماد نداریم  ،مثلا وقتی درخواستی  از یک دوست داریم ،مثلا پول و یا کالا و یا وقت در هنگام شنیدن جواب،پاسخی دریافت می کنیم که مورد نظر ما نیست  احساس  بی اعتمادی به رابطه می کنیم و فکر می کنیم تا کنون از این رابطه سوء استفاده شده است ،و سعی می کنیم کلی مصداق و شواهد عینی و ذهنی در تایید این مدل نظر در ذهن خود مسجم و جمع آوری کینیم تا کمی به خودمان دلدارای بدهیم که من چقدر احمق بودم که فکر می کردم ما سالها است که به هم اعتماد داریم و زمینه برخی از شبه افسردگی ها رایج می شود و از آن به بعد درون گرا و محتاط تر می شویم ولی هوشیار ترنمی شویم زیرا خطای شناختی ها ذهنی ما بسیار گسترده تر این موضوعات است و چون نگاه نقادانه هم درخود پرورش نداده ایم با کمی تحلیل به همراه خطای ذهنی پرونده  این موضوع را در ذهن خود می بندیم البته نه کامل ،این حس مدت زیادی با متا همراه است از طرز لباس پوشیدن تا نوع راه رفتن و نوع واژه های که به کار می بریم ،در این زمینه مثال های زیادی در فرهنگ و آداب ما رایج است .( حس قربانی بودن ).

برخی از ضرب و مثال ها در این خصوص 

1-جايي كه اعتماد نيست، سخن بيهوده است.((فرانتس كافكا)).

2-اعتماد به تدريج مي آيد و يكجا مي رود.((موار دفاست)).

3-به هيچ دسته كليدي اعتماد نكنيد بلكه كليد سازي را فرا بگيريد.((آنتوني رابينز)).

4-اگر خود به خويشتن اعتماد نداريد، ديگران هم به شما اعتماد نخواهند كرد.((جان ماكسول)).

5-به خويشتن اعتماد كن، آنگاه راه زندگي را خواهي يافت.((گوته)).

6-به آدمها اعتماد كن تا با تو صادق باشند.((رالف والدو امرسون)).

آیه قران از موضوع چگونگی اعتماد کردن :

«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ؛ چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمی کنید». (توبه: 13)

در اهمیت حفظ پیمان، همین بس که اگر در میدان نبرد، فردی از دشمن بخواهد از منطق اسلام آگاه شود، آن گاه درباره گرایش به اسلام تصمیم بگیرد، به حکم قرآن، باید به او امان داد و پیمان بست تا سخن خدا و منطق قرآن را به خوبی بشنود. هرگاه بخواهد به اردوگاه خود بازگردد، باید او را با کمال احترام به آنجا بازگرداند و این حقیقت در این آیه به خوبی منعکس شده است.

30556517-Dog-Bull-terrier-species-walk-stealthily-he-want-to-abscond-from-some-one-Because-distrust-event-Stock-Vector

پیش نوشت دو :

این جملات می تواند هر کدام بر اساس مدل ذهنی بیان کننده ، مفهومی متفاوت را ذهن ایجاد نماید و بسیار اشتباه است که با یک جمع و یک واژه در خصوص اعتماد و یا بی اعتمادی قضاوت کرد  به موضوع اعتماد در مفهوم و رویداد و مدل ذهنی مخاطب توجه داشت ،کسی که دوستی را معادل  اعتماد تفسیر می نماید ، حتما در آینده به این جمله خواهد رسید (دروغ گفتم و فریب خوردم ) یعنی من به خودم دروغ گفتم و سعی کردم پلی بین واژه دوستی و اعتماد ایجاد کنم و از روی این پل عبور کنم و بعد فهمیدم این پل همیشه قرار نیست این یک پل واقعی تبدیل شود ، زیرا اعتماد از یک جنس است و دوستی از جنس دیگر ،ولی می توان این دو واژه  را در یک سبد رابطه قرار داد .گاهی هم برای ارتقاء رابطه استفاده شوند ،ولی حواسمان باشد، دوستی که سال های زیادی با او معاشرت کردیم قرار نیست در رابطه که می خواهد بر اساس اعتماد جلو برود و دادو ستدی صورت گیرد به همان میزان انرژی و ارزش ها مبادله شود و قرار هم نیست از رابطه و دوستی های گذشته  به عنوان آبشخور این رابطه  قرار گیرد،(البته شاید هم قرار گیرد ولی همیشه منجر به تشکیل یک رابطه هدفمند و پایدار نمی شود ) زیرا هر کسی از زاویه دیدگاه و مدل ذهنی خودش به قضیه نگاه می کند ، این موضوع از ددیگاه عقلایی نه احساسی ، نه بی انصافی است و نه بد اخلاقی و یا هر بر چسب رایج امروزی که روی این چنین مسئله ای  می توان گذاشت. رابطه  اعتماد می تواند از حجم های مختلفی برخوردار باشد ازبیان نمودن یک خاطره گرفته تا در اختیار گذاشتن اموال شخصی، اما هر کدانم از این ها نمی تواند به تنهایی بیانگر نوع عمق رابطه باشد  . معمولا در مذاکره ما ،اعتماد را از جنس داد و ستد تلقی می نمایم و حاضر هستیم که ما به ازای چیزی چیزی را از دست بدهیم و برای تشکیل این رابطه و معامله ،به هم اعتماد می کنیم ولی این به معنی عمق دوستی نیست .

پس باید برای فهم این موضوع تکلیفمان را همان ابتدا خودمان روشن کنیم ،منظورمان از اعتماد چیست ،اعتماد به خود ،اعتماد به دیگران ،اعتماد به زندگی ،اعتماد در دوستی ،اعتماد در مذاکره ،اعتماد در بیان و….. چندین صد واژه ای که می توان به نوعی کلمه اعتماد را در آنها یافت .

اصل موضوع :

تعریف های در خصوص موضوع اعتماد : 

1- تعریف اعتماد  در ویکی پیدیا (+)

2- اعتماد چیست : (+)

3–تعریف  اعتماد از دیدگاه روانشناسی : (+)

در روان شناسی اجتماعی، اعتماد به مثابه یک مفهوم در سه سطح عمل می کند که عبارتند از:

۱- اعتماد به یک شخص خاص (اعتماد رابطه ای)

۲-  اعتماد به دیگران و مردم درکل (اعتماد کلی یا عمومی)

۳-  اعتماد به سیستم های انتزاعی (مانند اینترنت)
برخی از محققین اعتماد را دارای دو مولفه عمده دانسته اند؛ یکی مولفه نگرشی-احساسی که جنبه کلی دارد و دیگری مولفه موقعیتی شناختی که معطوف به موقعیت است و جنبه اختصاصی دارد. بنابراین اعتماد  متضمن ابعاد احساسی (عاطفی) و شناختی (عقلی) است.

 

مدل ذهنی من از اعتماد بین فردی :

رابطه ای که در آن فرد از نظر احساسی و هیجانی می تواند به صورت درونی صحبت های طرف مقابل را  بپذیرد و حاضر است هزینه  برای شکل گیری  عمق رابطه بیشتر در جهت منافع احساسی و یا ذهنی و یا مادی هزینه ایم اعتماد را بپذیرد ،به طور مثال کسی که به یک خیاط مراجعه می کند بر اساس شواهد عینی و ذهنی تصمیم می گیرد ،که می تواند معامله ای با این فرد داشته باشد که این ذهنیت می توانداز تجربه قبل باشد و یا از توسط ذهنیات دیگران شکل گرفته باشد مهمترین نکته در این مقوله (داد و ستد ذهنی و یا عینی است ) شکل گیری مذاکره ابتدا در درون فرد آغاز می شود و بعد ما به ازای عینی پیدا می نماید ، ممکن است دو نفر با هم کاملا صمیمی باشند ولی  به همدیگر انجام معامله اعتماد نداشته باشند ، مثلا با  فردی که سال های زیادی با هم دوست هستیم و میتوانیم لحظات خوشی را در کنار هم رقم بزنیم ولذت ببریم ،  ولی در خصوص مسائلی که جنبه مالی و یا احساسی که هزینه های زیادی را باید متحمل شود و از خط قرمز خود مان عبور نکنیم هرگز وارد  رابطی در این سطح نشویم ، از نگاه ناظر بیرونی شاید بگوید که جنس این رابطه نمادین و پوشالی است ؟اما از نگاه آن دو نفر نمی توان  به طور یقین چنین برچسبی را به این موضوع گذاشت ،اشتباهی که اکثر ما در این دوستی ها و رابطه ها انجام می دهیم  و بی اعتمادی را مساوی اعتماد نکردن می دانیم و نمی توانیم سطح رابطه و تفکیک واژه ها را در همان سطح درک نماییم و شاید هم درک آن به این راحتی نباشد ولی به هر عنوان ما امکان دارد در اثر اشتباه فرض خود انجام و برچسب زدن رابطه دوستی با واژه اعتماد همه چیزی را خراب کینم رابطه ای که می توانست در لحظات تنهایی برایمان بسیار گوارا باشد تبدیل به شکست عاطفی می گردد ،و بعد آن هم هم کلی از دست خودمان ناراحت می شویم که چرا  این همه وقت من زمان و احساسم را خرج این رابطه کردم و این خود موجب بروز کاشه عزت نفس در رابطه های بعدی و تغییر مدل های ذهنی برای دوست های که می توانست ماندگار باشد ولی نشد ،قرار گیرد .

پس می توان در همان ابتدا تکلیفمان را بدون رو تعارف با خودمان و اطرافیانمان روشن کنیم برای اعتماد نیازمند عمق رابطه بیشتری ،از یک رابطه احساسی  چند ساله هستیم و اگر حواسمان نباشد وارد بازی می شویم که در این بازی گفتگو های دشوار ی شکل می گیرد که هزینه و آورده های زیادی امکان از دست رفتن را دارد  (مثلا چندی سال رابطه دوستی و کلی خاطره به یاد ماندنی )حال اگر در سطح رابطه احساسی بخواهیم رابطه اعتماد هم مخلوط کنیم و یا از این رابطه آن واژه را خلق کنیم ،معمولا در دراز مدت سطح تعارضات بالا می رود و بیماری شبه افسردگی زیاد می گردد.

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/IdXDm1

0
آنالوژی حکومتها در مدیریت شرکت ها

آنالوژی حکومتها در مدیریت شرکت ها

کشاورز بازاریابی و فروش 06 آوریل 2017

رونوشت  صفر :

یک آنالوژی با استفاده از نقشه جهان گشایی کشورها در تاریخ 4000 ساله خود ، برایم جالب بود، چند روز پیش داشتم به این قضیه فکر می کردک که یکی از شرکت های بزرگ مواد غذایی در سطح کشور که دارای سهم 30 درصدی از بازار مصرف است، طی یکسال مجبور شد برای توسعه  سه مدیر عوض نماید و این آخری از سلبریتی های معروف بازاریابی و پخش سراسری بود ،که البته با حقوق گزافی هم استخدام شده بود ،سازمان در ابتدا به دلیل روی آمدن برخی از مدیران و سیاسی بازی های جناحی مجبور شد خیلی از مدیران با سابقه و چند سال خود را از دست بدهد ،و دست به جذب مدیران خارج از سازمان نماید ،بعد از کلی سرو صدا و بوق و کرنا و متهم کردن مدیران قبلی به فساد و ضایع کردن حق بیت المال و تخریب شخصیت به معنای تمام ،در ایجاد مدینه فاضله و چشم انداز وطنی شروع به دادن برنامه و چشم انداز های ده ساله بر روی پاور پونت های شکیل نمودند و در نهایت بعد از شش ماه از عملکرد سازمان در تب تصمیم های نادرست مدیریتی می سوخت و دست و پا می زد ،تا اینکه آقای رابین هود با دادن برنامه های کلان در تمام سطح شرکت ،درست قبل از 29 اسفند ماه بر کنار شد (کمتر از 6 ماه )و کلی برنامه اجرا نشده و کلی برنامه های ناقص الخلقه روی دست سازمان ماند .

رونوشت یک : 

در نقشه 4000 ساله کشورها (کشور گشایی افول و بلوغ کشورها ) داشتم به این موضوع فکر می کردم که چرا علیرغم داشتن مدیران با تجربه و یا با تکنیک یک سازمان به جای پیشرفت ،پسرفت می کند ،کمی بعد وقتی نقشه برخی از کشور ها را نگاه می کردنم می دیدم با وجودی که دارای پادشاه قوتی تری نسبت به دوره های قبل بوده اند افول بیشتری داشتند و برعکس آن هم صادق است . بودن زیر ساخت هماهنگ با نوع حکومت داری و یا سازمان داری بسیار مهم است .ممکن است یکی از دانشمندان و اساتید بازار یابی در یک سازمان ظاهر و استخدام شود ولی به دلیل کم بودن شعور  کار تیمی و فرهنگ رابطه ای به جای ضابطه ای آن فرد و تیم اش نمی توانند کاری جز به شکست  پیش برنند .حتی با دخالت مستقیم مدیر ارشد سازمان ،زیرا سازمان هم لخت شده و هم فرهنگ کار نکردن به عنوان یک ارزش پنهان نهادینه شده است  و سهام داران نیز حوصله جرح و تعدیل سالیانه را ندارند و سریع به دنبال شاخص های مالی و نرخ بازگشت سرمایه هستند . در اینجا است که سیستم ها به جاری رشد دچار آرکی تایپ کاهش استاندارد اهداف شده و به جای نتایج بلند مدت به نتایج کوتاه مدت فکر می شود و غافل از زیر ساخت ها و توسعه منابع و امکانات و تجهیزرات  برای اهداف بلند مدت سازمان می شویم .

در چند سال پیش به عنوان مدیر شعبه در یکی از شرکت ها بودم با توجه به توانمندی خودم و گذاشتن وقت شبانه روزی به معنای واقعی کلمه، رشد فروش  از سرعت پایینی برخوردار بود و در اثر فشار سیستم به جای رشد افول می کرد و این حرص مرا در می آورد و هی غرم به پرسنل بیشتر می شد، تا اینکه فهمیدم تا زمانی که زیر ساخت های آموزشی و پرورشی منابع انسانی به سطح قابل قبولی نرسد ،خیلی زحمت کشیدن در این زمینه فایده ای ندارد و جز اتلاف وقت است در این زمان حس نا امیدی به من چیره شد  و قصد استعفای خود را نمودم ولی باز سعی کردم دوباره شروع کنم و اهداف معقول تری برای خودم در نظر بگیرم ،و این همان گویای روند تاریخ است که گاهی با بودن پادشاه  قوی حتما در زمان خودش خیلی پیشرفت امکان پذیر نیست مگر اینکه در دوران گذشته زیر ساخت های مملکت داری بوده و دارای رونق بوده باشد . شما مقایسه کشور گشایی کشور ایران در بستر تاریخی بسیار شیرین و جذاب می باشد .

 این پرسش به ذهن متبادر می شود : که آیا مدیران دارای رزومه و رتبه بالا ،همیشه منجر به تحول در سازمان می شود ؟ اگر نمی شود پس کدام گزینه است که از همه تاثیر گذار تر است ؟ به جای حیف و میل اموال بیت المال بهتر است این سوال اساسی را از خودمان بپرسیم و آنگاه دست به آزمون و خطا بزنیم ؟

برای زوم کردن عکس اینجا کلیک نماید 

histomapwider

1+
تجربه فروشندگی سمانه

تجربه فروشندگی سمانه

نوع مطلب : گفتگو با دوستان 

عنوان : تجربه  فروشندگی(ترمه ) برای سمانه 

 

پی نوشت صفر : 

ترمه چیست ترمه بافی یکی از هنرهای اصیل شهر یزد است و فوت و فن‌های بافت سخت و دشوار آن تنها در دست و ذهن هنرمندان سخت‌کوش و پیگیر یزدی است و هنوز در هیچ کجای کشور اقدام به تولید ترمه نشده است زیرا جهان اکنون ترمه را به نام یزد می‌شناسد.

پارچه ترمه به پارچه ظریف و لطیفی اطلاق میشود که از دو سری نخ تار وپود که با دست بافت بافته شده باشد به نحوی که پود در پشت پارچه به صورت آزاد و تراکم پودی آن زیاد باشد .جنس آن از کرک و پشم یا ابریشم با طرحهای اصیل و سنتی ایرانی است .2260878175133166842termeh_yazd-400x267

تاریخچه ترمه:

شروع ترمه بافی در ایران به اوایل دوره صفویه می رسد هر چند برخی را عقیده بر آنست که زادگاه اصلی ترمه قلب آسیای مرکزی و ارتفاعات کشمیر است عده ای نیز بر این باورند که ترمه بافی در ابتدا درایران آغاز گردید و سپس به کشمیر راه یافته است .آنچه در خصوص این پارچه بسیار ظریف میتوان گفت این است که ذوق و سلیقه و ابتکار ایرانیان در ظرافت بافت ،جنس و طرحهای خیال انگیز آن در جهان کم نظیر میباشد .این هنر در دوره شاه عباس صفوی به اوج شکوفایی و تکامل خود دست یافت ، که شهره جهان گشت و به یکی از محصولات صادراتی ایران مبدل شد.

ترمه در گذشته در چند طرح و رنگ محدود می‌شد و اغلب برای لباس خوانین، رومیزی، جهیزیه عروس و در برخی موارد مراسم ترحیم استفاده می‌شد اما اکنون ترمه کاربردهای مختلفی پیدا کرده و به نظر می‌رسد بازار تولید و فروش آن نسبت به گذشته متفاوت شده است.

رنگ ترمه‌های قدیمی اغلب قهوه‌ای و قرمز بود و اکنون نیز اصیل‌ترین ترمه‌ها را در این دو رنگ می‌شناسند اما در حال حاضر طرح‌ها و رنگ‌های ترمه بسیار متنوع شده و هر سلیقه‌ای را جذب می‌کند و شاید به همین دلیل باشد که ترمه توانسته حتی در بازارهای جهانی نیز جای خود را پیدا کند.

پی نوشت اول : سمانه یکی از دوستان خوب متممی است که به عنوان کارشناس نرم افزار در یکی از شرکت های معتبر کار برنامه نویسی را انجام می دهد ،در ایام نوروز 1396 ایشان سفری  به همدان شهر تمدن و تاریخ ایران داشتند ، محبت نمودند چند ساعتی را با حضور محمد رضا زمانی مصاحبتی را با هم داشتیم که بیشتر درخصوص  مطالب متمم و حس ما به محمد رضا شعبانعلی و متمم گذشت ، ایشان از تجربیات خود در روز های اخیر گفتند که در یک کار موقت چند روز تصمیم به فروشندگی منسوجات شهر یزد (ترمه )در شهر لالجین (شهر توریستی سفال همدان ) گرفتند .

بنا به تصادف من از این نمایشگاه دیدن کردم و ایشان را هم در حین فروشندگی مشاهده کردم که با ذوق فراوان برای مشتریان توضیحات خود را ارائه می نمود .دوست داشتم از نزدیک با ایشان صحبت نمایم ولی به دلیل ذیقع وقت نتوانستم و نشد ،تصمیم گرفتم در مطلب جداگانه در وبلاگم این صحبت ها را بنویسم تا اگر زمانی ایشان خواستند از تجربیات خود در این زیمنه بنویسند نامی هم از ما ببرند البته قول دادن که وبلاگشان را دوباره راه اندازی کنند و ما همچنان منتظر می مانیم.

تغییر همیشه برای انسان آزادی می آورد ،گاهی هزینه این آزادی مساوی با مرگ رویای های قبلی گاهی هزینه آزادی برابر است با گرفتن جان فعلی ، همیشه من از تغییر استقبال می کردم و برای تجربه های نو آماده بودم ،اما گاهی بعد از انجام آنها کمی کسل می شدم و ناخودآگاه از کاری که کرده ام احساس غم پیدا می کردم ، از میزان انرژی که گذاشته ام  که خیلی عایدی برایم ایجاد نکرده است و البته اسم این  نوع از تجربه وتغییر را “هیجان احساسی زود گذر ” مینامم تا بتوانم درک درستی از وقایع و نتایج داشته باشم و انجام دادن و ندادن آن را به روحیه شخص می گذارم مثلا اینکه در یک لحظه تصمیم می گیری در زیر باران تند بهاری چتر خود را ببندی و زیر باران کاملا آب کشیده شوی و بعد مجبور شوی چند روز خانه به استراحت نمایی تا رفع کسالت ناشی از سرما خوردگی شود اما در این میان هزینه به تعویق افتادن کارهایت را هم باید بدهی ،یا دعوت دوستی که بدون برنامه ریز ی خاصی صورت گرفته را مورد پذیرش قرار دهی،بعد از اتمام مهمانی احساس بیهودگی کنی که چرا زمانت را ارزان فروختی ،فروشندگی نیز اگر بدون برنامه ریزی و فقط با یک هیجان شروع شود شاید ( در برخی از موارد )تمام هیجانی که به دست آورده ای به میزان زمانی که تلف کرد نیرزد . (اهمیت هنر انتخاب نکردن )

برای داشتن یک تجربه موفق فروش ،از قبل مثل تمام کارهای حرفه ای و پروژه ای باید  برنامه ریزی های انجام شود تا بتوان به نتایج قابل تعمیمی رسید و همان مثال معروف که می گویند خوردن یک نان برشته و پخته شده از خوردن یک خمیر ترش و نیم پز بسیار بهتر است ،زیرا اولی در یک فرایند کاملا مشخص انجام شده وآماده شده است ودومی فرایندی را طی نکرده و خوردن آن  باعث دل درد و سوء هاضمه هم می شود. (مثال معروف خوردن حلوا ی شیرین توسط ملانصرالدین).

پی نوشت سوم : کالبیره شدن اشتباه یعنی رفتن در مسیر درست با ابزار نادرست ،در برخی از اوقات انسان ها برای کسب تجربیات بهمسیر های می رویم که چارچوب های رفتن در آن را به خوبی نمی دانیم ،یعنی هنر درست استفاده از ابزار های در مسیر پر پیچ وخم را نمی دانیم،مثلا  به زنجیر چرخ فکر کنید ،کسانی که در زمستان  اکتفا به به گذاشتن زنجیر چرخ در ماشین می کنند و حتی حاضر نیستند از اندازه زنجیر متناسب با لاستیک خود مطمن شوند، در زمانی که خدای ناکرده احتیاج به زنجیر چرخ پیدا می نمایند، مثل مرغ گیج دور ماشین و دور زنجیر چرخ پرسه می زنند و از دور به مانند کسی است که در حال آپلو هوا کردن است، این یعنی استفاده از ابزار های درست به روش نادرست و بعد هم فرد مذکور بعد از این خاطره کمتر حاضر می شود در جاده های برفی حرکت نماید.

اصل مطلب :

دلایلی که برای شرکت در نمایشگاه بهاره محصولات سنتی استان ها که در لالجین برگزار شده بود برای فروش  فروش منسوجات یزد خیلی مناسب نبود و از دید یک ناظر بیرونی چشم نواز نبود .(دیدگاه شخصی) زیرا :

1-مکان نمایشگاه که درچادر های سر پوشیده و تاریک قرار گرفته بود (معمولا برای فروش محصولاتی که جز محصولات لوکس و گران هستند جانمایی غرفه بسیار مهم است ).

2- از غرفه آرایی خوبی به دلیل محدودیت جا و نوع مکان برخوردار نبود : انتخاب چیدمان و غرفه آرایی در فروش محصولات لوکس بسیار حائز اهمیت است ،انسان ها داستان و خاطره می خرند نه محصول

3- مکان یابی غرف در نمایشگاه بسیار مهم است و حضور سایر برند ها می تواند در قوت گرفتن دیدگاه مشتری به ارزش آفرینی محصول بسیار موثر باشد مثلا فکر کندی که در کنار بلال و آش رشته ما گوشی اپل بفروشیم مکان نمایشگاه می تواند معرف بازدید کنندگان باشد،حضور در نمایشگاهای که از کلوچه تا کباب بناب و آش دوغ می فروشند بهتر است به دلیل ماهیت این نمایشگاها و میزان هزینه ای که مشتری برای خرج کردن در نظر می گیرد محصولات و تنقلات  سنتی فروخته شود، بخصوص در فصل نوروز که دهان ها خیلی می جنبد .

4- استفاده از خلاقیت در زمان برپایی نمایشگاه : با توجه به اینکه محصول منسوجات بزد بیشتر برای نمایشگاه بر روی میز نهارخوری و طلاقچه های خانه و مکان های که چشم نوازی بهتری دارد استفاده می شود ،بهتر می بود با مشارکت یکی از بزرگترین سفال فروشان به نمایشگاه ترکیبی در محل و نمایشگاه سفال فروشی که مملو از حس نوستالژی ایرانی است این حس را به مشتری منتقل کنیم .

5- دانش فروش فقط به چانه زنی و رد و بدل قیمت محدود نمی شود، بلکه ذکر داستان ها از نوع محصول مثلا طریقه درست کردن و یا طریقه رنگ آمیزی ،ذکر وجه تسمه محصول برای مشتری می تواند به جذابیت محصول کمک شایانی نماید. و یکی از وظایف فروشنده غرفه جذب مشتریان بالقوه ای است که می تواند بعد از نملایشگاه با تماس های تلفنی و پیگیری تبدیل به مشتری بالفعل گردد.(داشتن کاتالوگ رنگی و توضیحات اضافی می تواند حس خرید بعدی را تحریک نماید.

6- برای برداشتن  یک بیل ساده باغبانی ، اگر درست آن را در دست نگیریم دست هایمان تاول می زند ،فروشندگی هم از این جنس است ،اگر برنامه ریزی برای مکالمه و پرسیدن سوال درست و پاسخ درست نداشته باشیم در نهایت خستگی و کمی شور و هیجان و بعدش هم درکلخاطره نچندان خوشایندی نصیبمان می شود .

7- استفاده از لباس های محلی در نمایشگاهای محصولات سنتی در خصوص متقاعد سازی مشتری به عنوان پیام های غیر کلامی بسیار موثر است ،بخصوص اگر از نوع محصولات لوکس و تجملی هم باشد .

8- امروز استفاده از محصولات برند و یا تک فروشی محصول اختصاصی مثل فروش لباس زایمان و یا فروش لباس های نوزادان تا 3 سال و غیره باب شده است، زیرا تخصص گرایی برای تنوع طلبی مشتریان امروز بسیار مناسب است ،استفاده از بستر های دیجیتال و شبکه ای اجتماعی به عنوان مثال سایت های حرفه ای فروش محصولات لوکس و تجملی ،تا حد زیادی می تواند هزینه اجاره یک مغازه را در خیابان پر ترافیک شهر کم نماید ، می توان برگزاری آنلاین نمایشگاه در فضای مجازی هم به عنوان یک گزینه فکر کرد .

9-فرصت ها از بین نمی رود بلکه از بی لیاقتی به بالیاقتی نقل مکان می کنند واین هم فرصت بسیار خوبی برای یک تجربه خوب می تواند باشد به شرطی که بتوانیم خطا های خود را درک و تحلیل نمایم و در کنار آن به فرصت های که ایجاد کرده بیندیشیم در پایان برای سمانه که جسارت و جرات انجام فروشندگی حضوری و مستقیم را پیدا کرده تبریک عرض می کنم و آرزوی موفقیت در اینزمینه برای ایشان دارم این نوشته بیشتر برای فکر کردن و خواندن و نوشتن در خصوص تجربه سمانه در فروشندگی است که در سایتشان برایمان می نویسند .

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/F9kXQy

0