تحلیل فروش با شاخص توزیع محصول

تحلیل فروش با شاخص توزیع محصول

کشاورز بازاریابی و فروش, تحقیقات بازار ۲۴ آذر ۱۳۹۵

پی نوشت 1 : شرکت های پخش و توزیع برای ردیابی انحرافات فروشاز آمار و گزارشات مختلف جهت  در پی کشف علل استفاده می کند  ،با توجه به اینکه سیستم فروش به عنوان یک موجود زنده و پیچیده  مطرح می باشد  ، ویژگی ابهام علی(causal opacity)  در این سیستم  در صورت عدم شناخت خطای شناختی  ،باعث سئو گیری و تحلیل اشتباه نتایج می گردد .

پی نوشت 2 : در جلسه ای  با حضور مدیران فروش ، و کارشناسان فروش که جهت شناسایی علل افت فروش محصول  خاصی تشکیل شده بود ،هریک از دوستان با استناج به آمار خود سعی در تشریح مسئله خود داشته اند بخصوص اینکه گاهی علت ها با معلول اشتباها  جابه جا می شد و گاهی ضریب همبستگی را با علت آن مسئله اشتباه می گرفتند . در  نهایت بدون نتیجه صحیحی  ،صورت جلسه ای تنظیم شد و مقرر شد که تمام پرسنل فروش تلاش خود را جهت افزایش فروش این محصول در نظر بگیرند (مثل اینکه فروش را با تخم گذاشن اشتباه بگیرید )  .

اما پیشنهاد در خصوص حل موضوعاتی از این دست (برای شرکت های که دارای حداقل استاندارد توزیع و پخش می باشند ).

1- ابتدا سعی نماید صورت مسئله خود را شفاف توضیح دهید (What) :

استفاده از مدل تحلیلی 5W1H می تواند در روشن شدن موضوع کمک خوبی نماید.

2-فرض های مسئله (نوشته شود با توجه به گزارشات فرض های خود را بنویسید مثلا با توجه به افزایش تنوع محصولات  میزان تمرکز ویزیتور کاهش پیدا کرده است ).

3- هدف خود را با میزان کمی بیان کنید : مثال افزایش 20 درصدی تناژ فروش از محصول.

4- سناریو های پیشنهادی در قالب  روش انجام تحلیل یا تحقیق.

5-مدل اجرای جهت انجام تحلیل یا تحقیق ( مدل نظری در تحقیق  باید بتواند توان رد یا اثبات فرض را داشته باشد ).

6- انجام تحقیق بازار و یا تحلیل گزارش.

با توجه به اینکه برخی از گزارشات فقط داده های خامی هستند که طبقه بندی شده اند ( اطلاعات ) ولی به دلیل نداشتن چارچوب نظری و یا مفهو می نمی تواند یک روند را تشریح کنند .

 ذکر یک مثال :

فروش محصول ماست دبه ای بنفش رنگ کم است و تولید بر اساس سفارش بسیار مشکل است زیرا در واحد تولید باید حداقل استاندارد جهت تولید محصول تعریف شود این محصول بیش از یکسال تولید شده  است ، اما درخواست ها  واحد فروش منجر به کاهش تاریخ ماست ها به بازار شده و مقبولیت محصول را کم نموده است :

1-بیان مسئله : این محصول در ماه گذشته فقط در 2 درصد  فاکتور ها موجود بوده است آیا تمرکز بر روی این محصول کم می باشد و یا زمان خروج محصول از شلف مغازه کم می باشد و یا استقبال مصرف کننده جهت خرید دوباره این محصول  وجود ندارد (با در نظر گرفتن ثابت بودن سایر متغیر های بازار ).

what:  بررسی وضعیت میزان خروج محصول از ویترین مغازه دار در طی یک دوره زمانی مشخص جهت شناسایی دور ه عمر محصول در شلف مغازه و تشخیص راهکارهای برای تسریع در خروج محصول.

who :  این مسئله  با کمک واحد آمار و اطلاعات و همراهی کارشناسان با فروشندگان در مسیر توزیع انجام می گیرد.

where :  ترجیحا در یکی از مناطق توزیع که قابل  ردیابی جهت مشاهده خروج محصول از بازار می باشیم  باید انجام شود.

why :  چهت کشف موضوع (با توجه به اینکه این محصول برای شرکت  بر اساس شاخص  گروه مشاورین بوستون محصول علامت سوال می باشد ( رشد بازار بالا و سهم نسبی بازار  پایین است ) و برای سرمایه گذاری بیشتر و تبدیل به محصول ستاره باید درجه مقبولیت محصول مشخص گردد.

How:  چطور این مسئله را می توان کشف کرد ، گام های ذیل باید طی شود ،

1- مشخص کردن میزان تولید در طی یک فصل سال

2- تعداد روزهای که محصول  تا زمان اتمام در انبار  می ماند .

3- فاصله بین اولین سفارش تا دومین سفارش محصول چقدر است ؟

4- تعداد فاکتورهای که از این محصول در طی یک تور ویزیت وجود دارد

برخی از تعاریف برای روش شدن مطلب و یکسان سازی جهت تحلیل موضوع :

1- درصد نفوذ فروش محصول :  تعداد فاکتورهای صادره برای کل مشتریان از این محصول تقسیم بر تعداد کل فاکتورهای صادره  :

مثال :

تعداد فاکتور کل صادره 1000 عدد

تعداد فاکتور های که از این محصول در آنها داشته است : 200 عدد

ضریب نفوذ فروش این محصول20%می باشد یعنی این محصول توانسته است  در 20 درصد  مشتریان نفوذ کند .

2- درصد نفوذ فروش بازار : تعداد فاکتورهای صادره از این محصول به تعداد کل مشتریان در آن مسیر ( این شاخص همیشه کمتر از شاخص درصد نفوذ فروش محصول می باشد )

مثال :

تعداد فاکتور های  صادره از این محصول 200 عدد

تعداد کل مشتریان در مسیر 1200 باب مغازه

درصد نفوذ  بازار این محصول :  10%

3- حضور ویترینی محصول : این شاخص به صورت کیفی مورد سنجش قرار می گیرد و از نگاه ناظر بیرونی انجام می شود (در برخی موارد سهم ویترینی هم اطلاق می شود ).

 

4- شدت حضور محصول : این شاخص کمی مورد سنجش قرار می گیرد و از نگاه ناظر بیرونی (محقق بازاریابی ) تعداد از آن محصول در ویترین فروش مورد نظر می باشد .

2-فرضیات  مسئله :

فرض1 : این محصول به دلیل عدم تمرکز ویزیتور از ضریب نفوذ کمی برخوردار است

فرض2: این محصول دارای دوره خروج بالایی از شلف مغازه دار می باشد

3- مدل  اجرای تحقیق :

برای کشف موضوع باید  در یک بازار مشخص در روز اول به تمامی مغازه داران حداقل یک شیرینگ داده شود و طی 10 روز آینده میزان خروج محصول تا اتمام محصول در ویترین  مغازه ها رصد شود . با توجه به اینکه طبق عرف صنعت لبنیات محصولات پاستوریزه بین 3 تا 10 روز فروش می روند ( گروه محصولاتی که حداکثر 20 روز تاریخ دارند )

طبقه بندی مغازه داران  به تعداد روزهای که محصول اتمام می یابد .(نسبت مغازه داران در گروهای مختلف مشخص شده  که محصول را تمام نموده اند به کل مغازه های جامعه آماری )

تعداد 10 مغازه کل محصول (یک شیرینگ) در طی 4 روز فروش رفته است .

تعداد 12 مغازه کل محصولات ( یک شیرینگ) در طی 5 روز فروش رفته است .

تعداد 8مغازه کل محصولات ( یک شیرینگ) در طی 7 روز فروش رفته است .

تعداد 10 مغازه کل محصول ( یک شیرینگ ) در طی 8 روز فروش رفته

تعداد 8 مغازه کل محصول (نصف شیرینگ ) در طی 10 روز فروش رفته

تعداد 2 مغازه کل محصول ( کل شیرینگ ) فروش نرفته است .

 تعداد یک شیرینگ معادل  4 عدد ماست می باشد .

در خصوص تایید  عدم تایید فرضیات  مسئله :

هر چقدر تعداد میانگین مغازه داران به سمت عدد یک میل کند نشان از درجه خروج بالایی محصول از ویترین می باشد و هر چقدر به سمت عدد 10 میل کند نشان از درجه خروج کم محصول است .

نکته :  این مسئله با توجه به صنعت لبنیات نوشته شده که می تواند در هر صنعت نوع محصول و میزان درجه خروج آن با توجه به عرف صنعت متفاوت باشد ،مثلا در صنعت کنسروجات حداقل بین یک ماه تا 5 ماه می تواند درجه خروج متغیر باشد

4- تحلیل گزارش :

در این مسئله میزان فروش محصول با تعداد فاکتور های صادره از درجه همبستگی مثبت ضعیف غیر خطی برخوردار است  .  میزان زمان خروج شلف همبستگی با تعداد فاکتور ها صادره ندارد ،

در 60 درصد مغازه های مورد دارزیابی حداقل زمان برای خروج محصول بین 4 تا 7 روز می باشد (با در نظر گرفتن ثابت بودن سایر متغیر های بازار اعم از محصول- ترفیعات- قیمت -تبلیغات )

با توجه به نتایج گزارش پیشنهاد می گردد حداقل در ماه به صورت 3 بار ،جهت 60 درصد  کل مغازه داران  فعال تولید محصول انجام شود و برای تمرکز ویزیتور در روزهای خاصی بعد از تولید به عنوان محصول تاکیدی در ردیف سفارش قرار گیرد البته میزان برگشت از بازار این محصول حداقل در یک دوره 6 ماه می تواند استرس و اظطراب ناشی از عدم خرید تو سط مصرف کنندگان برای مغاه داران را کاهش دهد.

1+
در ماندگی آموخته شده در فروش

در ماندگی آموخته شده در فروش

کشاورز بازاریابی و فروش ۰۶ آذر ۱۳۹۵

نظریه درماندگی آموخته شده نخستین بار توسط مارتین سلیگمن  مطرح شد. مارتین سلیگمن یکی از نظریه پردازان بزرگ معاصر است.

نظریه درماندگی آموخته شده

سلیگمن و همکارانش در آزمایش‌های خودشان یک گروه از سگ‌ها را در قفسی گذاشتند که نمی‌توانستند از آن فرار کنند و از طریق دستگاه برقی به آن‌ها شوک می‌دادند. آن‌ها سپس دریافتند که حتی در شرایطی که سگ‌ها می‌توانستند از شوک بگریزند، به جای گریختن، درمانده‌وار دراز می‌کشیدند. در مقابل سگ‌هایی که اصلاً در معرض شوک قرار نگرفته بودند، بعد از این‌که یاد گرفتند راه گریزی وجود دارد از آن استفاده کردند. سلیگمن و همکارانش این شرایط را درماندگی آموخته شده نامیدند.

در بررسی های اولیه این روان شناسان معلوم شد که وقتی موجود زنده در مقابل رویدادهای غیر قابل کنترل قرار می گیرد و شکست می خورد ، این کنترل ناپذیری به موقعیت های دیگر زندگی او تعمیم یافته و هنگامی که ارگانیسم با موقعیتهای قابل کنترل محیط مواجه می شود، غیرفعال و ناتوان عمل می کند.
پس از انجام موفقیت آمیز آزمایشهای درماندگی آموخته شده در حیوانات، تحقیقات در مورد انسان نیز مورد توجه سایر محققان قرار گرفت. این بررسی ها نشان داد که انسان نیز در طی حوادث غیر قابل کنترل یاد می گیرد که پاسخ دهی به این موقعیت ها بیهوده است.

اصل مطلب :

در جلسه ای که جهت بررسی نتایج فروش محصولات در اتاق مدیر شعبه با حضور کارشناسان و سرپرستان تشکیل شده بود  ،مدیر از وضعیت گلایه داشت و ابزار ناراحتی می کرد که چرا سرپرستان نظارت خود را خوب انجام نمی دهند و مثال می زد که مغازه سر کوچه که محل رفت و آمد مدیر عامل است تنوع محصولات ما به طور میانگین حداکثر 15 قلم کالا است  و سرپرستان هم که طبق معمول ابتدا از وضعیت رکود بازار می گویندو از گوش نکردن ویزیتور به توصیه ها سرپرستان علیرغم تذکرات روزانه به آنها ،اهداف هر روز بهآنها داده می شود و آخر روز هم انحرافات اعلام می گردد و این موضوع را بیشتر ناشی از گستاخ شدن ویزتور به جرایم و همچنین پوست کلفت شده به تنبیه ها می دانند ، مدیر مجموعه که در پایان نتوانست جمع بندی درستی از این موضوع بکند خواستار تشکیل جلسه با ویزتور ها شد تا شاید متوجه علت عدم فروش و بی انگیزگی بخش ویزیتوری بشود ،

فردا جلسه تشکیل شد و همه همکاران بخش فروش در جلسه حاضر شدند مدیر مجموعه با حالتی نگران و مظطرب رو به جمع کرد و گفت نمی دانم چرا اینقدر کم تعهد شدند همکاران ، و چرا به وظایف خود به درستی عمل نمی کنند علیرغم تاکیدات فراوان در بخش سرپرستی شاهد تنبلی و کاهلی در این موضوع هستیم و از امروز اگر ویزتوری کمتر از 80 درصد فروش را محقق نکند ما نمی توانیم با آن قرارداد همکاری را ادامه دهیم

پس نوشت :

از فردای آن روز کارشناسان و سرپرستان جهت تحقق اهداف عزم خود را جزم نمودند که هر طور شده است باید اهداف محقق شود و در این راه از هر فشاری بر ویزتور دریغ نمی کردند و در اکثر مواقع رفتار های تکانشی شدت یافته بود ، و عملا محیط کار بی نظمی و پر از هیایوی صبحگاهی بود و ویزیتور ها معمولا ترجیح می دادند که کمتر در ملاء سرپرست ظاهر شوند و کمتر گفتگوی دردناک را تجربه کنند .

سوال :

دیدگاه شما چیست ،آیا در تحلیل موضوع فروش می توان از نظریه درماندگی آموخته شده استفاده کرد وقتی که سازمان بر اساس روابط بالا دستی مدیری کم تجربه و یا غیر علمی استخدام می کند و همینطور این موضوع در مورد کارشناسان و سرپرستان هم صادق است و تنها کاری که یک سرپرست بلد است دقیقا مثل یک سرکارگر سالن عمل کند یعنی با استفاده از سیاست چماغ و هویج (تهدید ؛تطمیع ) کار خود را جلو ببرد و تنها مهارت کارشناس هم تقسیم بندی تارگت فروش بر مبنای معیاری های چند سال قبل که از همکار قبلی به ارث رسیده است اکتفا می کند ،

آری در این میان روانشناسان اجتماعی از واژه درماندگی آموخته شده در فروش استفاده می کند تا به ما بگویند انتخاب نادرست اهداف ،و رفتار های نادرست  با موجودی به نام انسان بیماری بالا را ایجاد می کند و آفت این موضوع ثمره عزت نفس ،که اعتماد به نفس است را خشک و فاسد می کند

0
حق طلبی از منظر مدیر تولید از بازار

حق طلبی از منظر مدیر تولید از بازار

در جلسه ای که به منظور ایجاد همدلی و همزبانی بین بخش تولید و کیفیت و فروش قرار بود برگزار شود ،اقای مدیر عامل با توجه به وضعیت پیش روی شرکت و وضعیت کاهش سود آوری  شرکت ،نگران ادامه روند این مسیر بود از طرفی هم حاشیه های سازمانی در خصوص شکاف بین واحد تولید و واحد فروش در حال افزایش بود به هر حال در این موقعیت باید آقای یوسفی تصمیم مدیریتی در خصوص  کنار گذاشتن گله ها و شفاف عمل کردن و اعتماد کردن را در بین دو گروه ایجاد می کرد در میان جلسه پرسنل واحد فروش هم دعوت شده بود که اگر مشکل یا موردی دارند را بگویند که سریع حل شود ،اما بیشتر اقای یوسفی منتظر کلام های بود که از دهان این پرسنل خارج می شود ببیند چه طعم و بویی دارد ،آیا از شکایت مربوط به حاشیه هاست یا شکایت مربوط به خود کاراست ،بعد از صحبت همکاران واحد فروش که بیشتر از چالاک نبودن و چابک نبودن سیستم داخلی سازمان در راستای فروش و فروش محور نبودن بخش های داخلی گله مند بودن که البته با توجه به اخلاقیات آقای یوسفی که معمولا دیدگاه مقصر یابی را دارد همه صحبت های خود را در پرده ای از ابهام بازگو میکردند ،زیرا دوست نداشتن ازاین جلسه حواشی بیشتری بیرون بیاید که مانع کار بیشتری در فروش شود .

در بخش تولید آقای حسنی که قبلا هم پست بازارابی و فروش را داشت با چره ای عبوسانه و لبخند زورکی در حال خود خوری بود که زودتر نبوتش بشود وبا زبان تلخش زهر را در کام همکاران فروش بریزد و با شروع گله مند انه ای از عدم حس تعلق به محصولات جدید توسط نیرو های فروش اغاز نمود که ما با تلاش های شبانه روزی در حال توسعه محصولات جدید هستیم ولی واحد فروش حتی تلاش کمی برای بردن این محصول به بازار می نماید و همکاران واحد فروش هم خشمگین از این ادبیات انتقادی بودند،آقای حسنی معمولا جز افراد دشوار در با شخصیت نوروتیک و خود شیفته محسوب می شد .مدیر فروش جهت ایجاد تعادل در مذاکرات شروع به تحلیل ظرفیت و امکان سنجی در  بازار و توجه ویژه به فرایند توسعه محصول جدید را داشته باشیم و از تفکر انتقادی سیاه دست برداریم زیرا تا به امروز ما توانسته ایم 94 درصد بودجه را محقق کنیم  و شما با این سخنان بیشتر بذر دلسردی و نا امیدی را ایجاد می نماید تا ایجاد یک نگرش مشترک سازمان . در این میان آقای یوسفی مدیر عامل هم که دید سخنان تند مدیر تولید بیشتر جو را متشنج می نماید و اصل قضیه زیر سوال می رود شروه به تعریف محصول جدید کرد که قرار نیست همه آنها موفق شوند و بخشی از آنها به دلیل عدم ظرفیت بازار و تقاضای بازار از بین می روند .

تحلیل مدیریتی :

در کتاب خدایان مدیریت نوشته چالز هندی ،اشاره می نماید به سبک های مدیریت سازمان بر گرفنه از کهم الگو های یونان که زئوس خدای قدرت و نماد پدر سالاری و پدر خانواده سازمان است و افراد در سازمان بیشتر ادامه دست و پای میدیران هستند و بیشتر در سازمان های خانوادگی و سنتی و صنعتی رواج دارد و یا خدیان هرمسی که بیشتر بر پایه روابط  استوار است و نقش ها خیلی صعلب و تعریف شده نیست مثل سازمان غیر انتفاعی آموزشی و سایر سبک های مدیریتی ،برای هر تحلیل باید مدل ذهنی خود را نیز بر اسا س مستندات تشریح نماییم و برای به دست آوردن یک راهبرد علمی و تجربی نیاز به سنجش سبک ها و کارایی مدل ذهنی داریم .

برای ترویج یک فکر و یک فرهنگ سازمانی تنها نمی توانیم با برگزاری یک جلسه و صحبت های خنثی و مثبت فرهنگ مشارکت را ایجاد نمود زیرا انسان ها بر اساس مدل ذهنی خود تصمیم گیری می نمایند و ذهنی که هنوز رشد و بلوغ شرکت را در تولید بیشتر و آن هم از نوع کپی برداری می داند چطور می خواهد محصول جدید تولید کند که مفهموم و تصور برندش در آن باشد،آیا با مدل ذهنی زئوس محور که همه ارکان سیستم را سرباز جان فدای خود می بینید  می تواند در سازمانی که هر کدام از واحدها در نقش های مستقل تعریف شده اند و هنوز یکپارچگی یک توهم سازمانی است ، سخن از نوآوری و تحول به میان آورد ،آقای یوسفی باید با استفاده از مشاورین آگاه و مسلط به سیستم با ایجاد آموزش تولید بر اساس بازار مفاهیم اولیه بازار از قبیل اهمیت به سلیقه مشتری ،تحقیق در خصوص رضایت سنجی مشتری ،تقاضا بر اساس بازار نه تصور سود آوری به دلیل سود ده بودن محصول رقبا ایجاد کنند تا زمانی که تولید خودرا مکلف به تولید سوده نه تولید بازار محور می داند شرایط تغییر چندانی نمی کند بلاخره یک طرف قضیه مقصر شناخته شده و نقش یک بازنده نا آگاه را بر دوش می کشد اما بدنه سازمان را مستهلک تر می نماید و سازمان را برای مواجه با شرایط و تلاطم های بازار اسیب پذیر می نماید.

0
داستان های سازمان فروش -مدیر مداخله گر و محبوب

داستان های سازمان فروش -مدیر مداخله گر و محبوب

آقای امیدی  چند سالی در تهران در سمت مدیر مجموعه بخش فروش و بازاریابی یکی از شعبات شرکت پخش فراورده های های لبنی مشغول به کار بود در این سیستم بیشتر ویزیتور ها کار سفارگیری را تلفنی انجام می دانند و اقای حسنی و اقای حسینی به عنوان کارشناسان بخش نظارت بر فروش کانتال های سوپر مارکت کار می کردند و این شعبه 30 نفر راننده جهت توزیع محصولات خود در اختیار داشت با توجه به اینکه این مدیر از یکی از شهرستان ها غربی کشور آمده بود و احساس می کرد که تهران در تعامل با مشتری تعریف شده و هر کس که خلق و خوی مهربان تری داشته باشد موفق تر است لذا از ابتدای ورود به شعبه استراتژی همدلی را در راس کار خود قرار داد ،در این میان در برخی از ساعت روز به داخل اتاق سفارش گیری می رفت و سعی می کرد اگر مشکلی برای خانم در حین سفارش گیری بوجود آمده را نظارت و راهنمایی نماید و از طرفی گاها اتفاق می افتاد با مشتری و مغازه دار هم گفتگو می کرد و سعی می نمود به عنوان یک فرد توانمند در این حوزه خود را نشان دهد ،

دقیقا مشکل از زمانی شروع شد که برخی از ویزیتور ها برای برطرف نمودن مشکل خود مستقیم پیش آقای مدیر می رفتند و مشکل خود را برطرف می نمودند و این شامل (مرخصی ،جایگزینی ،کاهش هدف فروش ،کاهش تعداد تماس ها می شد ) در ابتدا خیلی کارشناسان آقای حسنی و آقای حسینی به این مسئله توجه نداشتند ولی بعد متوجه شدند ویزتورها کمتر برای هدف فروش تلاش می کنند و بیشتر گلایه مند از رفتار های کارشناسان هستند ،کارشناسان از این قضیه خیلی ناراحت بودد و وقتی برای توضیح پیش آقای امیدی رفتند ،مدیر مجموعه شروع کرد به توضیح مباحث مشتری مداری و اینکه باید در این زیمنه الگو باشیم و بتوانیم برای ویزیتورها یک الگوی خوب باشیم شما هم باید از این منطق و همدلی استفاده کنید کارشناسان که عاجز شده  بودند و هر روز موقعیت کاری خود را در خطر می دیدند بعد از چند بار شکایت و گله از رفتار مدیر مجموعه دچار سرخوردگی شدند و سعی کردند موضوع را رها کنند از طرفی میزان مراجعات به دفتر مدیر فروش هر روز بیشتر می شد و وقت زیادتری را از او می گرفت و از طرفی خواسته های مورد انتظارش توسط سرپرستان انجام نمی شود میزان فروش در 3 ماهه اول روند نزولی داشت در صورتی که بقیه شعب به این منوال نبود ، خستگی زیاد و ساعت کاری زیاد آقای امیدی را مستاصل و فرسوده کرده بود و نشان های تغییر حالت  در چهره اش کاملا مشهود بود و رفتار پر خاشگریانه در حال ازیاد بود و طرفی عدم ثبات در تصمیم گیری در این روزها زیاد شده بود و با هر نظر جدیدی نظر قبلی خود را باطل اعلام می کرد . شرایط اصلا مساعد نبود علاوه بر افزایش دلخوری مشتریان از عدم سرویس دهی مناسب و فروش اجباری محصولات تا مشخص نبودن ساعت تماس ویزیتور جهت سفارش گیری و افزایش تنش داخلی شعبه  همه دست به دست هم داده بود که مدیر مجموعه دچار بی انگیزگی و در کار فروش و در نتیجه کاهش سهم بازار گردید.

  تحلیل مساله :

همه مدیران نیازمند مهارتهای فنی ،انسانی،ادراکی هستند این مهارت ها با سطوح مدیریت باید همخوانی داشته باشد بطوریکه هر چه از سمت مدیران عملیاتی به سمت مدیران عالی بالا می رویم نقش مهارتهای اداکی بیشتر می شود از طرفی چهار وظیفه اصلی مدیر شامل (1- برنامه ریزی2- سازماندهی3-هدایت4- کنترل ) جزء شرح وظایف یک مدیر می باشد ،اما همین وظیفه در خصوص مدیر مجموعه بیشتر باید رنگ برنامه ریزی و ساماندهی را بیتر داشته باشد و نقش سرپرستان بیشتر کنترل و هدایت است .  و جنس صحبت های مدیر مجموعه بیشتر از نوع استراتژی وبرنامه باید باشد.

ارائه راحل :

آقای امیدی باید ابتدا درک درستی از سمت و جایگاه خود داشته باشد و بداند که مجموعه های بزرگ که معمولا نقش تعاملات انسانی در آن بیشتر است وارد کردن هر گونه سبک مدیریتی نمی تواند ره گشایی این مجموعه باشد حتی اگر از رنگ و بوی تعالی باشد در ضمن درک این نکته که ایشان باید تعامل بهتری با سرپرستان داشته باشد و تعامل خود را در حوزه برنامه ریزی و سازماندهی بیشتر نماید و قسمت کنترل و هدایت را بر عهده سرپرستان قرار دهد در این زمینه می تواند گاهی نشست های کوتاه با ویزیتور ها در کنار سرپرستان داشته و مسائل را از زوایه این افراد تحلیل نماید و در خصوص افزایش توانمندی ارتباطی سرپرستان با بخش ویزیتوری و مغازه داران کوشش نماید .  هر گونه ارتباط خود را با بخش ویزیتور را منوط به همراه بودن سرپرست آن قسمت تعریف کند . در خصوص نظارت بر بازار و سرکشی به مغازه داران به صورت رندم به همراه سرپرست می تواند درک بهتری از درو نمای شرکت و تصورات آن مدیر از بخش سرپرستی داشته باشد.

0
بررسی محصول جدید دنت، شیر غنی شده آپتاکید / ماجراجویی با خرس صورتی

بررسی محصول جدید دنت، شیر غنی شده آپتاکید / ماجراجویی با خرس صورتی

بررسی محصول جدید دنت و ماجراجویی خرس صورتی 

تولید محتوا امروزه  به عنوان یکی از گران ترین حوزه های کسب و کار ،می تواند در راستای استراتژی ترویجی به این محصول به خصوص درفضای رسانه دیجیتال بسیار موثر واقع شود .داستان سرایی و شخصیت پردازی این نماد عروسکی به عنوان خرس حامی کودکان که شادی و هیجان و تندرستی را برای کودک به ارمغان می آورد می تواند او را به قهرمان کودکان مبدل نماید و با شعار “کودک مقاوم و شاد “برای مخاطب خود تصویر ذهنی مثبتی بر جا بگذارد .

عنوان مقاله : منبع روزنامه فرصت امروز – نوشته حسن کشاورز- محمد مهدی تشرفی- (تنظیم هدی رضایی )

0