آسیب های روانی از خطای اثر هاله ای

آسیب های روانی از خطای اثر هاله ای

کشاورز دل نوشته های من 12 فوریه 2018

اثر هاله چیست؟

اثر هاله ای : به توضیح متتم “خطای هاله ای یک خطای شناختی است که بر اساس آن،من یکی از ویژگی های شما را می بینم وبر اساس آن ویژگی درمودر سایر ویژگی های شما پیش داروی میکنم”(+)

این واژه از کلمه Halo به معنی هاله گرفته شده است، که برای نام گذاری این لغت از هاله ی نوری که بر  سر افراد مقدس تابیده شده است که این هاله ی  نور چنان زیاد است که نمی توان چهره اصلی را تشخیص  داد .

 

در زندگی شخصی، کسب وکار، برندینگ این ویژگی می تواند هم مثبت و هم منفی باشد، البته به نیت آن و خطای ناظر بستگی دارد.

 

در زندگی شخصی بارها پیش آمده که دوستی که در یک شرکت بزرگ کار می کنند ، ناخودآگاه نظراتش برایمان ارزشمندتر به نظر میرسد و یا چهره زیبا رویی که به نظرمان آدم با شخصیت تری به نظر می رسد.

 

در زندگی کاری و کسب وکار هم شرکت ها سعی می کنند، که با ایجاد برندینگ سعی در ایجاد هویت بصری  بهتری در نزد مشتری دارند.

 

وقتی که تبلیغ شرکتی توسط ورزشکاران انجام میشود،  ناخودآگاه تصویر سلامتی و تندرستی را  از آن برند تداعی میکند، این حس را در بیننده ایجاد میکند که این برند از محصو لات سلامت محور ایجادشده است.

 

در بازاریابی هم زمانی که فروشده از اسم مشتریان بزرگ، که از محصول جدید خریداری کرده اند، و راضی بوده اند، نام می برد، این تصور را ایجاد میکند  که من به مشتری بهترین پیشنهادات را ارائه میدهم .

 

اما چرا مثبت ؟

 

به هر حال این اثر به عنوان خطای شناختی ذهن است وبه سختی می توان از آن گریخت و با تجربه احتمالا درصدآن پایین تر می آید، اما اکثر انسان ها با تصاویری که در ذهن خود  می سازند ،  لحظات خود را هویت میدهند و اگر این تصورات را از آنها بگیری رندگی سخت تر خواهند داشت چیزی شبیه زندانیان در حبس ابد.

 

شرکت با خلق برند و انجام هزینه ای گزاف سعی در ایجاد جایگاه بهتری در ذهن مصرف کننده دارند، تا بتوانند سهم ذهنی بیشتری به خود اختصاص دهند.

 

اماچرا منفی؟

مثال واقعی در دورومان کم نیستند، گزیدن های که در اثر این خطای شناختی متحمل شده ایم.

 

مثال وارد رستوران شیکی شده اید که با نور پردازی و یا دکوراسیون هوش از سر شما برده است، شما هیجان زده اینکه طعم یک غذایی خوب را خواهید چشید، اما غذایی نه چندان دلچسب سرو میکنید و با کلی غرولند نسبت به انتخاب خودتان از آنجا خارج می شوید.

 

مثال دیگری از رابطه و دوستی های که دراثر این خطا ایجاد می شود.

به احتمال زیاد اگر خواننده این وبلاگ باشید، نام محمد رضا شعبانعلی و متمم را بارها شنیده اید.

وبلاگ دوستان متممی که در سایتم معرفی کرده ام و اگر عضو متمم باشید، حتما با دوستان زیادی از متمم آشنا می شوید، ممکن است با خواندن وبلاگ محمدرضا احساس خوبی داشته باشید.

به هر ایشان با کلی رزومه کاری و معلمی به جایگاه خوب درصنعت محتوا قرار گرفته اند، حال برخی از دوستان هم عضو وبلاگ ایشان و هم عضو متتم هستند.

شما هم هیجان زده که با برخی از دوستان آشنا می شوید و این احساس که همه یک قیبله هستیم و در زیر پرچم متمم قرار گرفته ایم، پس میتوان به این دوستی ها و عمق نگاه ایشان جور دیگری نگاه کرد، و بخصوص که دوست عزیزمان هم دستی وبلاگ نویسی داشته باشد.

ما دوستی هایمان را شروع می کنیم و با آب و تاب  و لذتش به نقاط مشترک و دغدغه هایمان در متمم و یادگیری اشاره می کنیم.

 

از اینکه دوستی با شعور وفهم و چیز دان پیدا کرده ایم، به خود می بالیم، کم کم انتظارات شکل میگیرد، و بر اساس تصورتمان از دوستمان که به نظرمان اهل دل و قلم است.

غافل از اینکه محمد رضا شعبانعلی ما را بزرگ نکرده و در شناسنامه ما مهر تایید نزده، که عضو متمم شدن و وبلاگ داشتن  و چند کامنت گذاشتن  و داشتن رتبه الکسای بالا مساوی است، با انسانی شایسته و بایسته و اتیکت دان.

 

برخی از افراد( منظورم فقط برخی ) که حتی شعور هم صحبتی هم ندارند.

 از قضا وقتی خودت دچار این خطای شناختی میشوی حس بدی هم به خودت و هم به اعتماد خدشه دار شده و هم آن دوستی که در پشت نقاب کلمات پنهان شده پیدا میکنی.

 

هی با خودت کلنجار می روی که چرا که تو ادعای شعور و فهم ات میشود و از کلمات آنچنان قلمه وسمبله استفاده میکنی، حتی شعور مدیریت تماس هایت را نداری و اونوقت هر جا که می روی از متمم و محمد رضا شعبانعلی  مایه میگذاری.

 

البته من هم دچار این خطا شده ام و برخی از دوستان هم به این معضل دچار شده اند.

 

  چاره ای نداشتم، دوست داشتم در وبلاگم بنویسم که خواننده این وبلاگ بداند که هر فردی می تواند یک متممی باشد، ولی هر متممی نمی تواند یک فرد پخته  و فهیم و اهل دل و کتاب و شعورباشد.

 

 اگر شما گزیده خاطر شدید، از دست و پای یک متممی، اِشکال را در خطای هاله ای خود ببنید، نه در اِشکال آن فرد زیرا ممکن است، آن فرد به بدترین وجه شما را آزرده خاطر کند و شما را همیشه از اسم متممی بودن بیزار نماید.

 

درست است، که آدم عقل و فکر و اندیشه دارد، درست است که باید اول امتحان کرد، بعد اعتماد و درست است که یک مومن از یک سوراخ دو بار گزدیده نمی شود.

 

ولی خطای اثر هاله ای چیزی است، که ما هر روز به آن گرفتار هستیم  و مثل سایه هر روز با ما است، فقط طیف درجه کم  یا زیاد آن فرق می کند و میزان درجه وابستگی و حماقتش .

 

این نوشته را توصیه می کنم به عنوان مکمل بحث بخوانید(+)

جدول خطای های شناختی (+)

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/MpaHSg

آسیب های روانی از خطای اثر هاله ای
2.3 (46.67%) 3 votes
آیا ممکن است، خر تراژیک باشیم؟

آیا ممکن است، خر تراژیک باشیم؟

کشاورز دل نوشته های من 05 فوریه 2018

آیا ممکن است، خر تراژیک باشیم؟- آن که زیر باری نابود می شود، که نه توان حمل آن را دارد و نه پایین انداختن آن را؟ …. این همان فلیسوف است.(غروب بتان11) -نیچه

بارها دیده ام، کسانی که دائم ناله و چس ناله میکنند، هی شکایت دارند، از خودشان، از اطرافیانشان، از محیط کاری و از لحظاتی که سپری می کنند و انگشت اتهام  را به طرف دولت، سازمان، خانواده و… دراز می کنند.

این افراد نه شهامت رک گویی به خود را دارند، نه چاپلوسی و هنر چاپلوسان را، نه حاضرند هزینه انتخاب هایشان را بپردازند و نه جرئت هزینه دادن را دارند.

حتی به نظر من چاپلوسان از این قشر بهتر هستند، زیرا به خود قبولانده اند که مسیر موفقیت، از این مسیر است و هی دنبال معجزه و اتفاقات ویژه نیستند.

این جمله ازنیچه بسیار تاثیر گذار است، برای کسانی که هر حرف میزنند و دریغ از یک عمل کوچک، در سازمان های دولتی وخصولتی بسیار فراوان هستند، از این قشر کارمند که جز چس ناله کردن چیزی یاد نگرفته اند.

یک ضرب المثلی است که می گوید” آواز دادن به خوک ها را انجام ندهید، زیرا هم آنها خسته می شوند و هم شما مستهلک می شوید“.

از انسان نماهای که دائم می نالند و دائم اخبار زرد مجلات زندگی هستند، سخت فرار کنید، حتی اگر حاضر باشید هزینه گزافی برای آن بپردازید. برای کسب دانش باید تلاش کرد، مطالعه و تمرین کرد، هزینه داد و هزینه کرد، قرار نیست دنیا آنقدر سخاوتمند باشد که بر اساس عدل وعدالت با ما برخورد کند.

تنها راه نجات و رستگاری تلاش، کوشش، پشتکار است و بس.

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/2jFbdr

 

آیا ممکن است، خر تراژیک باشیم؟
3 (60%) 1 vote
معنای زندگی از نگاه دکتر عشایری

معنای زندگی از نگاه دکتر عشایری

معنای زندگی، را همیشه دوست داشته ام، از دریچه نگاه بزرگان و فرهیختگان ببینم، زمانی که جوان تر بودم با مطالعه کتابهای روان شناسی و جامعه شناسی، سعی در عمیق کردن نگاه خودم را داشتم، غافل از اینکه برای درک معنای زندگی، باید خود زندگی را زندگی کرد، از فراز های آن سرمست و از فرود های آن مایوس نشویم.

شما را به دیدن بخشی از گفتگوی شیرین دکتر عشایری با دکتر شیری جلب می کنم. فیلم کامل درسایت دکتر شیری قابل خریداری است .

لینک کوتاه شده مطلب :  https://goo.gl/BamJzc
معنای زندگی از نگاه دکتر عشایری
2.9 (58%) 10 votes
بزرگترین عارضه قرن

بزرگترین عارضه قرن

کشاورز دل نوشته های من 22 ژانویه 2018

بزرگترین عارضه قرن

سکته قلبی، پوکی استخوان، سکته مغزی، سرطان، بیمارهای روانی…..

به نظر شما کدامش می تواند هزینه بیشتری بر اجتماع و زندگی فرد داشته باشد ؟  بخشی از پاسخ این سوال بستگی به میزان افرادی دارد، که درگیری مستقیم بیمارهای هستد.

که با ضرب آن در زمان درگیری و هزینه های آن می توان به یک تخمین  میانگینی رسید.

اگر بخواهیم تعداد گروههای درگیر این بیمارهای را حدس بزنیم، با رجوع به آمارهای سازمان بهداشت جهانی  واقعیت های موجوددر جهان را می توان لمس کرد.

من با خودم هر چه فکر کردم دیدم ، یک عارضه که می توند به عنوان یکی از علل مهم این بیماریهای که ام فساد ذهن و روان است و از دوران ابتدایی عمر تا لحظه مرگ هم دست از سر ما بر نمی دارد، هنر گفتگو نکردن است .

ما در این میان سخت دچار درد و رنج و مشقت هستیم، هزینه های سرسام آوری را دراین زمینه می دهیم ، بیایم کمی دقیق تر به مسئله هزینه ها نگاه کنیم.

پدر ومادری که با هزار  بار مراجعه به دکتر، و خوردن هزار جور دارو و درمان  بعد از چندین سال صاحب فرزند و بچه ای می شوند، اما به دلیل عدم  مهارت گفتگو، در 5 سالگی چیزی جز صدای جیغ و داد با هم  پدر و مادر و فزند آنها چیزی زیادی رد وبدل نمی شود، پدر و مادر برای تحمل او دست به هر کاری می زند، یا فروشنده ای که در اثر فشار کار با ناراحتی بر روی میز مدیر می کوبد، تا  عصبانیت خود را تخلیه  کند، اما فردا برگه اخراج را در دست خود می بیند.

عروس و دامادی، که هنوز بعد از طی دوران های رفت وآمد  و خواستگاری با کلی هزینه روانی و مالی بر سر سفره عقد حاضر می شوند و در حین تبریک گفتن و شاد باش و هدیه دادن،مادر عروس با دست لرزان  به جای هدیه خود را تقدیم می کند،و از آنجا است که زمینه سوء تفاهم گرم می شود، باعث آغازگر یک جنگ  روانی گسترده میشود.

فردای آن روز عاقد حیران مانده در برابر عروس و دامادی زل زده، که با اصرار شناسنامه به دست تقاضای طلاق را در چهره و کلام دارند.

آری ما حاملین بدبختی خود هستیم، سرنوشتمان را با سرشتمان رقم می زنیم. هنر گفتگو نکردن را بسیار خوب در ژنمان حمل می کنیم. چقدر سخت و طلاقت فرسا است، رنج سیزف وار، هر روز با هزینه بسیار یک رابطه،  یک موقیعت را  می سازیم بعد به راحتی در اثر تخلیه هیجان دوباره به اول مسیر، گاهی هم به پایین تر از مسیر اول رابطه و یا موقیعت می افتیم،  در این مسیر ها بارها و بارها از کیسه عزت نفس خود خرج می کنیم و میوه نارس اعتماد به نفس خودمان را مزه مزه میکنیم و قبل از باور شدن میوه آنها را تف می کنیم.

 

همزمان با پیچیده شدن سیستم های جامعه، هنر گفتگو کردن هم پیچیده و پر از ابهام می شود، نمی توانیم با سطح دانش و مهارت امروز مان از مرز های گفتگو عبور کنیم.

 

لینک کوتاه شده مطلب :https://goo.gl/Ru8UKH

 

بزرگترین عارضه قرن
Rate this post
مگه تو مملکت شما خر نیس؟

مگه تو مملکت شما خر نیس؟

کشاورز دل نوشته های من 09 ژانویه 2018

“جمله ای  بسیار با مسما، برای  افرادی که ادعای زرنگی آ نها زبانزد  و خاص است البته از نوع خاص آن

 

عزیز نسین مترجم و طنز پرداز ترکیه در زبانی شیوا در قالب داستان های طنز گونه زیر پوست انسانیت را می شکافد،  به قول خودش شرایط ناگوار جامعه او را به طنز پردازی کشاند.(+)

به جای غرولند کردن و افاده ای صحبت کردن، کلمات  را به خوبی به کار می گیرد و آغشته به وصف می نماید، درقالب داستان، رمان ،شعر آنها را رونمایی می کند.

اما برای طنز گفتن هم هنر تسلط کلامی لازم است، اینمیسر نمی شود، مگر با خواندن و نوشتن، چیزی که جامعه ما به آن سخت نیاز به آن دارد.

 

مگه تو مملکت شما خر نیس؟

داستان کوتاهی برگرفته، از کتابی با همین عنوان که توسط عزیز نسین نوشته شده و روایت مرد زرنگی، که متخصص فرش و قالیچه است،  در سفری در ترکیه به همراه دوستش در مسیری به مرد روستایی، بر میخورند، که خری پیر و فرتوت دارد، ولی قالیچه روی آن بسیار ارزشمند است.

برای خریدن قالیچه، خریدن خر را بهانه میکنند،. پیرمرد ابتدا تمایلی به فروش خر ندارد، ولی وقتی اصرار آنها را می بیند، در ازای مبلغ گزافی خر را می فروشد و زمانیکه خر را تحویل میدهد، قالیچه از روی آن را بر می دارد، مرد خریدار با تعجب می پرسد، که قالیچه را چرا برمیداری،

او در جواب میگوید، که شما خر خریدید نه قالیچه، در ضمن این قالیچه کهنه است و به درد شما هم نمیخورد.  مرد خریدار از زرنگی و حماقتش حسابی دچار کرختی و سَرخوردگی می شود و تا مرز سکته می رود، که خر به به بهای چندین برابر خریده، بدون اینکه مالی نصیب او شود.

خواندن داستان های این کتاب خالی از لطف نیست، بخصوص به اینکه حماقت های انسان تمام نشدنی است و گاهی باید هزینه های سنگینی بابت این حماقت ها پرداخت  کرد.

لینک خرید کتاب (+)

دانلود از کتابخوان فیدیبو (+)

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/pE3Rew

مگه تو مملکت شما خر نیس؟
2 (40%) 2 votes
شب یلدا-تو هم معنا سازی

شب یلدا-تو هم معنا سازی

کشاورز دل نوشته های من 21 دسامبر 2017

 پیش نوشت یک :

معنا و معنا یابی نیاز به ظرفیت دارد، مثل هر مظروفی بستگی به ظرف خود قابل کم و زیاد شدن است، مثلا اگر ظرف آن لیوان باشد، دنیا را با همان ظرفیت می تواند دریابد.

تمام مصداق های که در زندگی به آن معنا می دهد تا حد همان ظرف خود می باشد و به ندرت بیشتر می شود .

تقریبا در تمام دوران ها فلاسفه، کیمیاگران، اندیشمندان در پی کشف حقیقت این کلمه در حال جستجو بوده اند، اما برخی ناموفق و برخی موفق شده اند.

موفقیت تا حدی به توسعه مدل ذهنی و نوع نگاه آنها به مسئله بستگی داشت، این مدیون معنا سازی است که در اثر عمیق شدن همان ظرف معنا در وجود فرد میباشد و البته اینجا ربطی به بحث مذهبی بودن و  غیر مذهبی بودن ندارد.

اما اگر بخواهیم معنا یابی کنیم و یا مدل ذهنی خود را توسعه دهیم، قاعدتا نسخه واحدی برای همه وجود ندارد و به تعداد افراد می تواند متغیر باشد.

پیش نوشت دو: 

امشب شب یلدا است و به رسم این دیار و سرزمین، شب شادی را در کنار هم رقم می زنیم، از خرید آجیل و میوه و شام های رنگارنگ تا دورهمی های بزرگ و کوچک در شب سرد زمستانی، و در کنار بزرگان  فامیل و آشنایان حافظ، مولوی،  شعر خوانی و خاطره و داستان سرایی را تجربه می کنیم.

اما یک رسم دیرینه در این شب این است که، احترام به بزرگان را به ما یاد آوری می کند، شاید اگر دنیای دیجیتال امروز نبود، در این دورهمی ها لذت گفتگو را بیشتر درک و تجربه میکردیم .

اما سخنم من کشف معنا و توسعه معنی آن بود.برای هر عملی باید میکرواکشنی تعریف کرد تا بتوانیم بگویم از در مسیر معنا یابی و معنا سازی هستیم.

امشب، شاید کمی از هزینه های خود بکاهیم، و به معنا دادن به لحظات هموطنانمان کمک کنیم و این با یک کار خیر کوچک امکان پذیر است .به راستی چقدر ساده است برخی از مسیر ها.

 می توان امشب با واریز مبلغی به نام برخی از موسساتی که در معنا سازی و معنا یابی فعالیت می کنند. خودمان را در شادی بیشتری غرق کنیم تا شاید ظرف وجودمان کمی توسعه یابد و چشمان ذهنمان شفاف تر شود .

 موسسه محک: (+)

جمعیت امام علی:(+)

جمعیت هلال احمر(+)-(+)

جمعیت گلستان علی (+)

 

لینک کوتاه شده مطلب :https://goo.gl/5P1pNm

 

 

 

شب یلدا-تو هم معنا سازی
3 (60%) 1 vote