نفرت از نمادها؛ هم آغوشی با مصداقها

نفرت از نمادها؛ هم آغوشی با مصداقها

کشاورز دل نوشته های من 01 سپتامبر 2017

معمولا ما زمان هایمان بین کارحرفه ای ،خانواده، دوستان،و اوقات فراغت و خواب و خوراک و استحمام و… تقسیم بندی میشود،

این روزها که همه با شتاب به دنبال پابان د ادن به کارها هستیم یادمان می رود که در گذر و تونل زمان افتادن ،به ما قالب و نقش های را می دهد که به سختی می توان از این نقش ها فرار کرد .

من خودم با وجودی که در اکثرموارد ملزم به رعایت آداب برنامه ریزی هستم ،هم با کمبودزمان مواجه می شوم، این را کتاب های در صف انتظار م که خوانده نشده اند را به من متذکر می شوند .

ما معمولا به سختی اوقات فراغتی برای خودمان جمع میکنیم (کسی که بیش از ۱۲ ساعت کار حرفه ای دارد ،یک خانواده کوچک و میزانی هم هزینه زندگی دارد بهتر می تواند مصداق حرف هایم  قرار گیرد ).

حال که ابن اوقات فراغت را قطره قطره همچمو شبنم صبحگاهی  جمع کرده ایم  وبرای هر جرعه آن هزینه ای گزافی را پرداخت کرده ایم.

 داشته را اگر حواسمان نباشد در ادامه همان نقش های شغلی و خانوادگی صرف می کند چک کردن کانال های اینستاگرام ،تلگرام ،صفحات زرد خبری و خواب و  چرت های بین ساعت ویا خریدهای سرگردان خود را تلف می کند .

به قول محمدرضا شعبانعلی میکرو اکشن هایش از جنس دغدغه هایش نیست .

چیزی که در این روزها کمتر سراغش را می گیریم . دغدغه هایمان که جز اولویت هایمان هم باشد و زندگی کردن آنها نیز برنامه ریزی کرده باشیم و به خودم هم پاسخگو باشیم .

داستان قربانی کردن اسماعیل و جرات ابراهیم ،همیشه این پیام را برایم داشته است که برای رسیدن به چیزی بهتر و مقدس تر باید بهترین و مقدس ترین چیز را قربانی کرد و آن هم با رضایت و اطمینان نه با ترش رویی و اجبار .

امروز که در این گذرگاه پرشتاب زندگی هستیم باید برای خود، از دست انداز های هوشمند استفاده کنیم، که گاهی وقت ها ما را مجبور به کاهش سرعت بکنند و ببنیم که در کدام جاده میرانیم و قصد اصلی ما چیست.

دوست داشتم این مطلب  زیر که بر گرفته از صحبت های محمد رضا شعبانعلی است را برای خودم به عنوان یک دست انداز هوشمند

در مسیر زندگی ام استفاده نمایم،تا زمانی که در بین جاده زندگی در مسیر های گول زننده و موقیعت های که به نظر فرصت نما هستند ،گم نشوم زیرا هر یک از ما داستان خودمان را باید زندگی کنیم و لحظات خود را بیافرنیم .

نفرت از نمادها؛ هم آغوشی با مصداقها

میگوییم مستی بد است.
میگوییم قمار بد است.
میگوییم دروغ بد است.
میگوییم اسراف بد است.

مستی برایمان فقط در شراب خلاصه شده.
قمار برایمان در یک میز و چند ژتون
دروغ در کسی که خلاف واقع میگوید.
و اسراف و اتلاف، در شیر آبی که باز مانده است.

و در میان این فریاد نفرت و اشمئزاز؛
در گرداب هزار سرخوشی موقت
مست میشویم.
و با تصمیم های ناآگاهانه خود،
بر روی سرنوشتمان قمار میکنیم.
و با حرفهای درستمان، که تنها بخشی از واقعیت است، دیگری را فریب میدهیم.
و در تلاش برای تامین رضایت مردمی که هرگز راضی نخواهند شد،
تمام سرمایه ی زندگی خود را اسراف میکنیم.

هراز چندگاهی لازم است که در خلوتی برای خودمان سکوت اختیار کنیم و به برخی از جملات که خواندن آن هزاران بار ارزش خواندن دارد فکر کنیم. زیرا در مبهوت شتاب زندگی می میرم و مدفون میشویم .

به این نکته فکر کنیم که در همین امسال چه مصداق ها و سرخوشی های لحظه ای برایم بود که مرا در مستی و خماری زمان گم کرد،

و چه تصمیم های از روی احساس گرفته شد، که تاوان آن را با پذیرش سرنوشت آن تصمیم دادیم ، و چقدر توانستیم تصمیم های خود را آگاهانه انتخاب کنیم ، سهم آنها در زندگی مان افزایش دهیم .

من برای هر تصمیم گیری مهم، از لیست خطای های که در کتاب هنر شفاف اندیشیدن -اثر رولف دوبلی اقتباس کرده ام استفاده می کنم ،

بعد از اینکه خطا های خود را حدس زدم آن را بر اساس جدول تصمیم گیری که درست کرده ام ارزیابی می کنم و بعد در نهایت یک تصمیم گرفته می شود ،البته هر چند ممکن است به نتیجه درست نرسد ولی هزینه شکست ام را تا حد خوبی مدیریت کرده است .

جدول خطا های شناختی : بررسی مسئله پیدا کردن خطا های مرتب با آن 

جدول تصمیم گیری  : انتخاب نام مسئله ام ،افق زمانی برای حل آن و بعد در جدول عزت نفس باید ببنیم که این تصیمیم در کجای مربع جدول عزت نفس ام را تحت تاثیر قرار می دهد و برای اطمینان از این روند حتما جریان تصمیم گیری خود را مرور می کنم .

جزوه مدل ذهنیکه در کانال سی روزه محمد رضا شعبانعلی تهیه شد است خواندن کامل آن را به شدت توصیه می کنم .(این جزوه به همت سجاد سلیمانی تدوین شده است )

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/UC2rQU

 

نفرت از نمادها؛ هم آغوشی با مصداقها
Rate this post
مسیر کشف گذران زمان با مدل ذهنی

مسیر کشف گذران زمان با مدل ذهنی

کشاورز دل نوشته های من 26 آگوست 2017

تغییر مدل ذهنی چیزی است که این روزها ذهن مرا به خودش سخت مشغول کرده است ،تقریبا ۵ ماه از ابتدای سال ۱۳۹۶ می گذرد امروز که به جروه اهداف ام در سال نگاه  می کردم برخی از برنامه هایم تقریبا همه اجرایی شده یود و برخی از برنامه هایم انجام نشده اند و وقتی که نگاه دقیقتری می کنم می بینیم که  تنبلی و کاهلی نبوده ،اما از  این وضعیت هم تعجب نکردم ، وقتی دقیق تر موشکافی کردم ،می بینم که مدل ذهنی ام  به مسائل ام باعث شده است که  برخی از اهدافم  علیرغم  داشتن برنامه مدون تحقق پیدا  نکند  .

می گویند مدل یک الگوی ساده شده ای از نوع نگاه ما برا ی حل مسائل  است ، مثلا وقتی که من ورزش را کنار می گذارم و به  جای آن به مطالعه می پردازم ، یعنی سلامتی ام  برایم اهمیت کمتری نسبت به دانش و آگاهی ام دارد و رفاه و آسایش خودم را قربانی این تفکر کرده ام و ماحصل این کسب دانش  بیشتری است (صرفا دانش و نه بینش و درک ) و در ازای  آن خمودگی ذهنی و روحی و جسمی خودم  را بیشتر کرده ام .

(مدل ذهنی ،تعادل در زندگی بی معنی است ) .

 تغییر مدل ذهنی و اهمیت اینکه کسی در زندگی موفق و یا ناموفق است ،با تعبیری باید به مدل ذهنی آن پی ببریم ،کشف مدل ذهنی بسیار مهم  است در کشف پیش نویس ها ی زند گی با ره گیری نقشه مو فقیت فرد در الگوها و مدل ذهنی او نهفته است ، زیرا انتخاب ها ، باید و نباید ها  را می توان از این منظر تحلیل می گردد .

برخی از مدل های ذهنی ام در طی ۵ ماهه گذشته و تاثیر آن بر روند تصمیم گیر ی هایم  :

  • دنیای قرار نیست بر اساس اولویت های تو داستان تو را روایت کند.
  • تنبلی  از ریشه ،ترس انجام ندادن منشا می شود ،وقتی که می ترسم اکسل یاد بگیرم در واقع می ترسم که اگر یاد بگیرم ،از اینکه با آن ارزش افزوده ای ایجاد نکنم و فقط به یک دانش سطحی شود و بار مرا سنگین تر کند خود داری می کنم .
  • انسان های شکست خورده بیشتر از جنس اما و اگر هستند و جزیی نگرتر هستند ،برا ی تحلیل پیچیده تر .
  • انسان های موفق وقت صحبت کردن ندارند.
  • گذشت و ایثار برای کسی که دستاوردی ندارد بسیار گران تمام می شود.
  • سو ءگیری در انجام مسائل مثل اکسیژن برای بدن است مراقب نظرات و قطعیت های خود باشیم.
  • کشف خویشتن دردناک است و مصیبت های بسیار در مسیر شناخت ایجاد می کند .
  • انسان های خود خواه کمتر کتاب می خوانند و انسان های مهر طلب بیشتر از کلمات میانه و حد واسط استفاده می کنند .

 

سلسه مراحل من برای کشف مدل ذهنی:

  • تعریف ارزش هاواولویت گذاری آنها
  • تعیین اولویت های مهم کاری
  • مسیر تصمیم گیری (،تعریف مسائل ،حوزه های اثر گذاری مسئله ،میزان تحلیل ها در مسائل) میزان زمانی  که برای مسائل مهم در زندگی می گذارم و  بررسی میزان اثر این مسائل در زندگی .
  • خاطره نویسی  و ثبت رویداد های مهم  می تواند نشانه اهمیت  مسائل در زندگی روزانه ام باشد 

شناسایی دقیق تر زمان در مدل ذهنی :

۱-میزان ساعتی که برا ی حل اولویت اول  در نظر می گیریم؟

۲- نوع پیکر بندی و ساخت بخشیدن به زمان برا ی حل اولویت اول تا سوم (استراتژی روزانه و هفتگی و ماهیانه )آیا منطبق بر اولویت اول ام است ؟ و اگر است چقدر تحقق اهداف ام صورت گرفته است؟

۳-میزان مهارت های لازم که باید یاد می گرفتم برا ی حل مساله چقدر است ؟ آیا این مهارت هایم قابل اندازه گیری است یا خیر ؟

 

در کل شناسایی مدل ذهنی یعنی شناسایی موتور محرکه هر فرد برای زندگی کردن و یا زندگی نکردن است .

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/9W93b7

مسیر کشف گذران زمان با مدل ذهنی
Rate this post
تبصره۲۲- فقر کلمات

تبصره۲۲- فقر کلمات

کشاورز دل نوشته های من 23 آگوست 2017

تبصره ۲۲- فقرکلمات

حضرت مسیح می‌گوید در آغاز فقط کلمه بود

زبان سرخ سر سبز را به باد می دهد.

جای زخم خوب می‌شود ولی جای حرف نه.

 گلو دارای ۷ طبقه دارد و کلام برای جاری شدن باید از این ۷ طبقه عبور کند .

اهمیت کلمات در دنیای که همه چیزی بر اساس روابطی از نوع کلمه است در دنیای که وقت و زمان انسان ها را به سمت دنیای مجازی برده و انسان در پشت نقاب ها با کلمات خود زندگی می کنند، کلام و کلمه هر روز در دنیای جدید اهمیت روز افزونی پیدا می کند  سهم ما از این پیشرفت بشری چیست  . راستی ما چقدر در زمینه پرورش مهارت و تسلط بر کلمات کار کرده ایم .

دنیای جدید دنیای تند مصرف کن ها شده

در دنیای که دوستها ، روابط ، دیدار ها ، جلسات ،عاشقانه ها ، موزیک و سازها ، دلخوشی ها مثل فست فودها شده تندمصرف کن وبعدش هم بنداز دور.

 

راستی  کلمات در دنیای ما چقدر سهم مان را بیشتر کرده اند ما چقدر به دنیای کلمات تعلق داریم چقدر کلمه بلد هستیم وقتی نفرت وخشم و شادی ما را فرا می‌گیرد.

 

اهیمت کلمات را کسی می‌داند که به دلیل یک حرف و یک کلمه نا پخته از دنیای دوستی خارج می‌شود و چقدر حیف است که در زمانی که خبری از چای و قلیان و هم نشینی و شب نشینی ها نیست، پیدا کردن گوش شنوایی که گاهی همنوایی بکند با یک کلمه به باد برود.(الانسان لفی خسر)

 

آری ما فقیر هستیم هم فقر فرنگی ،فقر اقتصادی ، هم فقر دانش ، هم فقر کلمات داریم و همه چیز از فقر کلمات شروع می‌شود کسی دامنه واژگانش از تعداد انگشتان دستانش فراتر نمی‌رود.نمی تواند روابط بلند مدت برقرار کند در دنیای که همه چیز در جهان شبکه تعریف می شود .

 

در عصر دانایی وعصر کلمات چقدر باید ناتوان بود که نتوانیم بین دوستت دارم، حس خوبی باشما دارم، چقدر دلنشینی، مایه آسایش روحی، چقدر احساس لطیف دارای، مرا تازه می‌کنی، و خوشحا لم از بودنت تنها اکتفا می‌کنیم به کلمه تو خوبی.

 

راستی چقدر دردناک است وقتی خشمگین هستیم، دامنه لغاتمان فراتر از خشمگینم، تو عوضی هستی، چقدر نفرت انگیزی نمی‌رود.

 

آری باید قبول کنیم که برای عصر توسعه ما نیاز به افزایش دامنه لغات خود داریم نیاز به تسلط کلامی، نیاز به داشتن کمی صبر برای یادگیری. و آنهم یادگیری در شرایط سختی که َآب دیده شویم نه در شرایط ایزوله شده و کانون توجه و شادی ها . 

 

امروز اگر وارد یک دوستی تازه شدیم به اندازه یک دوستی باید دامنه واژه گانمان را فراتر از محدوده قبلی ببریم، زیرا وارد یک تعهد جدید شده‌ایم (حتی اگر یک طرفه باشد) و اینجا است آغاز عصر دانایی.

به گمانم شرط لازم برای افزایش ثروت مادی و معنوی داشتن دامنه واژگان قوی تر نسبت به دیگران است .

 

لینک کوتاه شده مطلب :   https://goo.gl/1eCb8y

تبصره۲۲- فقر کلمات
Rate this post
منبع نیرویمان

منبع نیرویمان

کشاورز دل نوشته های من 21 آگوست 2017

نیرویمان در سابقه ی کاری یا روابطمان نیست .

نیرومان در آنچه انجا م داده ایم یا انجام می دهیم نیست.

نیرومان در دانستن دلیل حضورمان بر زمین نهفته است .

اگر این گونه بیندیشیم ، بازیگران مهمی خواهیم بود و بازیگران مهم سال های آتی ،مردمانی خواهند بود که دلیل حضور خود را تیمار جهانیان می بینند.

اینکه به کدام مدرسه رفته ای چندان اهمیتی ندارد و یا اینکه اصلا به مدرسه رفته ای یا نه

خداوند ناچیز ترین سابقه کارها را به کار می بندد ،

و کوچک ترین پیشکش ها را با هم .

ماریان ویلیامسون . باز گشت به عشق 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/MvNRht

منبع نیرویمان
Rate this post
اسطوره ارفه

اسطوره ارفه

کشاورز دل نوشته های من 15 آگوست 2017

اسطوره ارفه

زمانی که ارفه را به درزوخ می رود تا همسرش اوریدس را باز گرداند ، حاکم دوزخ را مجذوب و متقاعد میکند که همسرش را آزاد  کند ،اما  حاکم دوزخ تنها به شرطی قبول می کند که تا وقتی از دوزخ بیرون نرفته اند ،ارفه به همسرش نگاه نکند . اما دست در لحظه آخر ارفه بر می گردد  و به همسرش نگاه میکند و همسرش را برای همیشه از دست میدهد . او احمق نیست ،قدرت تسلط بر خود هم دارد .

پس چرا بر می گردد؟

زیرا سرنوشت خودرا می پذیرد و سرنوشت  او ،چه دوست داشته باشد و چه نداشته باشد  ،از دست دادن اوریدس است . او اجازه میدهد که گذشته بمیرد و حاضر می شود  سرنوشت حقیقت  خودرا در آغوش بکشد.(بر گرفته از کتاب راز گشایی کیمیاگر )

 

رها کردن گذشته، نیازمند شجاعت آگاهانه است و تا درب  را روی گذشته خود نبندیم آینده ی پیش روی ما نخواهد بود . باید انتخاب کنیم فراموشی گذشته ، یا رها کردن آگاهانه  که بین این دو بسیار تفاوت است و هزینه های آن ها هم با هم متفاوت … .

 

 

لینک کوتاه شده مطالب : https://goo.gl/mtQNiR

 

اسطوره ارفه
Rate this post
#با متمم

#با متمم

کشاورز دل نوشته های من 13 آگوست 2017

دوستی با مردم دانا زرین کاسه ایست نشکند

گر بشکند باید بهم پرداختن

دوستی با مردم نادان سفالین کوزه ایست

بشکند گر نشکند باید بدور انداختن 

#بامتمم 

به قول امین آرامش عزیزخبرهای خوبی در راه است ” ۱۱۷۰ روز از تولدم با متمم می‌گذرد. بهترین ایام عمرم که سرشار از دوستی‌های و محبت‌ها بود چه شب‌های که از خواندن ومطالعه و ذوق یادگیری حاضر نبودم ثانیه ها را از دست بدهم.

 

هیچ وقت از مطالعه کردن اینقدر لذت نبردم، و هیچ لحظه نشده است که داشته‌های متممی را با خودم زمزمه نکنم سیراب شدن در آب زلال سخت و غریب  است، چیزی که متمم و با متممی بودن برایم به ارمغان آورد.

 

نهالی است که جوان در در دستان باغبانی توانمندی که قرار است گلستان کند این واحه را، که تشنگان و گمشدگان زیاد هستند.

 

هنر انتخاب نکردن را هر روز تمرین می‌کنم، تا بتوانم داشته‌های واقعی را داشته باشم اگرچه هزینه‌های زیادی هم می‌دهم.

 

متمم برای من در این سال‌ها محلی برای با خود بودن بوده، تنها جایی که می‌توانم تمرکز فکری‌ام را بیشتر کنم و از مشغله‌هایم رها شوم و این محلیست دلنشین .

.

دوستان بسیاری را یافتم و دوستی‌های بسیاری را تجربه کردم بدون اینکه حتی یکبار از نزدیک آنها را ببینم و جنس دوست‌هایشان از جنس معمولی و بازاری نبود هر چه بود دلی بود و است. در زمانی که

دوستی‌های رنگ و بوی متاع به خود گرفته‌اند و با داشت‌های و نداشت ها تعریف می‌شوند، در این روزگار این دوستی‌ها برایم نعمت هستند.

 

چقدر فهمیدن شدن خوب است، اینکه به کسی زنگ بزنی و بگویی حالم خوب است و او بگویدمی دانم که عالی نیستی  و همین هم خوب است . شروع یک مکالمه از جنس بودن و شدن این یعنی عالی است.

همه را نمی‌شناسی ولی  انگار سالها است که تو را می‌شناسند، کلماتشان اینگونه است و احساسی که نثارت می‌کنند  این را می گوید.

این بخشی از مهمترین چیزی  است که با متتم بودن به تو می‌دهد و برای هر انسانی می‌تواند یک دریچه، یک راه، یک مسیر، یک سرآغاز باشد .

محمد رضا شعبانعلی مثل همه ما است و نیست، او انسانی است که روزی تصمیم گرفت هزینه رویاهایش را بپردازد و در مسیری که دوست دارد حرکت کند و بتواند منشأ اثرش باشدو برای دار شدن

این صفت سال‌ها کوشید و هزینه پراخت کرد و رنج کشید، اما منتظر بود زیرا به قول امین خبرهای خوبی راه است.

باشد و باشیم که در کنار هم ،جوانه زدن را  به نظاره بنشینیم و شکفتن جوانه‌های نو را جشن بگیرم و از این نعمت خداوندی لذت ببریم و شکر گزار نعمت هاش باشیم. آمین

 

 

#با متمم
Rate this post