واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدمانی – دهم

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدمانی – دهم

کشاورز واژگان بازاریابی و فروش 16 فوریه 2018

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8(+)

واژگان بازاریابی و فروش -بخش مقدماتی 9(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی-10

 


ایجاد # دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی نقش الفبای اولیه از درک درست داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .


 

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدمانی – دهم

1-Image Differentiation: تمایز هویت

تمایز هویت، یکی از مزیت‌های رقابتی در بازار بحث هویت است، این هویت به کمک آرم، نماد، فعالیت، داستان‌پردازی، شخصیت برند خلق می‌شود و می‌تواند به‌عنوان یک مزیت در بازار مطرح شود، مثلاً بستنی عروسکی شرکت کاله با بستی عروسکی شرکت دومینو دو هویت متفاوت را ایجاد می‌نماید.

 

2-In – pack  premium : جوایز داخل بسته بندی

جوایز داخل بسته‌بندی که برخی از شرکت‌ها جهت ایجاد انگیزه خرید مشتری استفاده می‌کنند، مثل گذاشتن اسباب‌بازی‌های کوچک دربسته‌های خوراکی از قبیل محصولات شانسی، لوپ لوپ.

 

3-In- store Media: رسانه تصویری در فروشگاه

استفاده از رسانه‌های تصویری در درون فروشگاه و یا داروخانه به جهت ترغیب خریداران به خرید برند و یا کالای تبلیغی.

 

4-Impulse Buying: خرید ناگهانی

خرید ناگهانی، خریدهای بدون برنامه‌ریزی قبلی ایجاد می‌گردد، که به آن خریدهای هیجانی هم می‌گویند، یکی از تاکتیک‌های چیدمان فروشگاهی است که با استفاده از جذابیت بصری سعی در ترغیب مصرف‌کننده به خریدهای بیشتری می‌نمایند.

 

5-Incentives: انگیزانده

 انگیزانده‌ها و محرک‌ها، به‌طور مثال افزایش پورسانت فروش برای محصولی که تاکنون پورسانتی به او تعلق نمی‌گرفته، باعث ایجاد انگیزه در نیروهای فروش می‌شود.

 

6-  Information Judgement Techniques : تکنیک استفاده از افراد خبره

فن استفاده از افراد خبره جهت پیش‌بینی تقاضا، که معمولاً در شرکت‌های کوچک افرادی که داری سابقه  بیشتر درفروش می‌باشند، به امر بودجه‌بندی فروش مبادرت می‌کنند.

 

7-Inventory Turnover: گردش موجودی

گردش موجودی، نسبت سود ناخالص یا فروش واحد به متوسط موجودی کالا این نسبت برای اندازه‌گیری متوسط تعداد دفعاتی که یک شرکت میزان ارزش موجودی خود را می‌فروشد اندازه‌گیری می‌شود.

 

8-Judgement  Sample: نمونه قضاوتی

نمونه‌گیری جهت قضاوت، یکی وظایف واحد کنترل کیفی در هنگام بارگیری محموله‌های غذایی برداشتن نمونه و آزمایش مشخصات کیفی و کمی آن است که به‌صورت رندم این مسئله مورد انجام قرار می‌گیرید. البته گاهی برای روش تحقیقات بازار در زمان کم چند نمونه از مشتریان به‌صورت اتفاقی مورد بازدید قرار می‌گیرند و مورد مصاحبه و پرسش در خصوص مسئله و یا مشکل  سازمان قرار می‌گیرند، بعدازاین مرحله می‌توان به یک درک نسبی نسبت به موضوع رسید.

 

9-Kickback : رشوه سازمانی

رشوه دادن غیرقانونی به افراد تأثیرگذار در معامله سازمانی را  میگویند، معمولاً این رشوه به‌عنوان درصدی از گروه در نظر گرفته می‌شود.

 

10-Keep- out pricing: قیمت گذاری پایین

قیمت‌گذاری پایین  باهدف خارج کردن رقبای از سطح بازار، به‌طور مثال ماست پاستوریزه دامداران جهت خارج کردن رقبای و خود مثل میهن و پگاه کاله قیمت‌های خود را پایین‌تر از محصول مشابه این برندها عرضه می‌کنند و ممکن است بلعکس این سیاست توسط برندهای کوچک محلی در مقابله برندهای بزرگ‌تر به کار گرفته شود.

 

11-Kotler’ back box model: جعبه سیاه کاتلر

مدل جعبه سیاه کاتلر، یک مدل طراحی‌شده توسط فیلیپ کاتلر که اشاره به موضوع کشف ذهن مشتری توسط بازاریاب‌ها به مشتری با سؤال چگونه و چرایی خرید مشتری را کشف و درک نماید، و این موضوع شبیه کشف اطلاعات جعبه سیاه هست.

 

12-Laggards: محافظه کار

افرادی که دیرتر از سایر افراد جامعه به خرید یک کالا ترغیب می‌شوند، و معمولاً در گروه محافظه‌کاران طبقه‌بندی می‌شوند.

 

13- Likert Scale : شاخص لیکرت

مقیاس لیکرت، وسیله‌های، جهت ارزیابی است که غالباً در پرسشنامه‌های تحقیق بازار به کار می‌رود،و در آن از پاسخ‌دهندگان میزان موافقت خود را با یک موضوع یا کالا از طریق انتخاب پاسخ مناسب و بر اساس یک مقیاس اعلام می‌کنند. این شاخص به‌صورت مقیاس 5 گانه و مقیاس 7 گانه طبقه‌بندی می‌گردد.

 

که شامل مقیاس‌های 1- خیلی موافقم، 2-موافقم، 3-بدون نظر 4- مخالف 5- خیلی موافقم.

 

14- Liquidity: جریان نقدینگی

جریان نقدینگی، به دارایی‌های جاری، به‌ غیراز موجودی و کالای در جریان ساخت می‌گویند.

 

15-Low – Involvement Products : محصولات با درگیری کم

محصولاتی که بدون تلاش زیاد و دغدغه فکری، غالباً خریداری می‌شود و مصرف‌کننده برای خرید آن‌ها نیاز به جستجو و تحقیق در بازار ندارد، مثل خرید کبریت و ماست و دوغ .

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/nAXc11

 

 

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدمانی – دهم
Rate this post
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی9

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی9

کشاورز واژگان بازاریابی و فروش 07 فوریه 2018

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی9


Geographic Development -1 :

توسعه جغرافیایی،شرکت های برای افزایش فروش اقدام به افزایش حوزه توزیع محصولات خود در بازارهای جدید می کنند، که امکان دارد بازار داخلی ویا خارجی باشد، به طور مثال شرکت صنایع شیر ایران پگاه تصمیم به صادرات لبنیات به کشور مالزی گرفته است.

 

2-Geographic segmentation:

منطقه بندی جغزافیایی، سازمان های پخش وتوزیع برای تعیین حریم توزیع هر نماینده اقدام به تفکیک مناطق توزیعی می نمایند، تا بتواند عملکرد هر نماینده را بر اساس ضریب پوشش مشتریان مشخص نمایند.

 

3-Geographic Pricing:

قیمت گذاری بر اساس مناطق جغرافیایی، برخی شرکت ها با توجه به سیاسیت های خود در گسترش و توسعه بازار اقدام به قیمت گذاری مختلفی در حوزه های جغرافیایی می نمایند.

مثلا یک شرکت بر اساس هزینه حمل قیمت گذاری متفاوتی را انجام می دهد و یا شرکتی با توجه به گران بودن سبد کالایی عرضه شده ، هزینه حمل را در تمام مناطق توزیعی یکسان می بیند.

 

4-Gross Margin:

سود ناخالص ، سود قبل از کسر بهره ومالیات را سود ناخالص می گویند که از کسر درآمد از هزینه ها به دست می آید.

 

5-Green Marketing

بازار یابی سبز، که بیشتر در خصوص محصولاتی که طرفدار محیط زیست هستند را میتوان نام برد، که هدر رفتن انرژی، عدم تولید گاز های سمی و تخریب طبیعت را در سر لوحه تولیدات خود قرار می دهند.

 

6-Grow Rate

درصد رشد بازار، این متغیر به عنوان یکی از شاخص های مهم در برنامه ریزی سالانه بودجه شرکت های تولیدی وتوزیعی قرار می گیرد.

 

7-Gross Sales

فروش ناخالص ، درآمد کلی که از فروش به مشتریان در یک دوره خاص ایجاد میگردد.

 

8-Growth strategies

استراتژی رشد، شرکت های برای افزایش سهم بازار خود، اقدام به  اجرای سیاست های خاصی در مناطق تحت پوشش دارند.

که می توان به تولید محصول جدید، اجرای کمپین های تبلیغاتی، اجرای طرح های جشنواره فروش، ارائه بسته بندی متفاوت و قیمت گذاری متفاوت اشاره کرد.

 

9-Halo Effect

اثر هاله ای، زمانی، یک برند در بازار از مقبولیت بالای برخوردار است، محصول جدیدی که تولید می کنند.

تحت تاثیر اثر هاله ای برند قرار می گیرد، یا محصولی که از مقبولیت بالای برخوردار است و محصول جدید که همزمان با آن محصول به بازار عرضه می شود از مقبولیت محصول قبلی اثر می پذیرد .

 

10-Hierarchy of need

 هرم سلسه نیازها، آقای مازلو در هرم سلسه نیاز ها اشاره می کند انسان ها درتجارت و یا رفع نیاز به جذابیت هم هستند.

استفاده رنگ، بسته بندی، طرح و ویژگی محصول وکالا بر اساس این انگیزه است که محصول را جذاب نمایند تا مشتری به خرید آن ترغیب گردد.

 

11 Horizontal Cannel Conflict

اختلاف در میان کانال های توزیع افقی اعم از عمده فروشی، توزیع مویرگی و مراکز خاص، برخی از مواقع شرکت های به دلیل حجم بالایی تولید جهت کاهش هزینه نگهداری و انبار داری به فروش ویژه اقدام میکنند.

  در این میان با افزایش مارژین در طرح ویژه مشتریان عمده فروش اقدام به خرید محصولات در حجم وتناژ بالا می نمایند و آن را با قیمت پایین تراز درب کارخانه به بازار عرضه می  کنند.

 

12-Hold strategy

استراتژی نگهدری در خصوص محصولاتی که در دوره افول خود را طی می کنند و سازمان سعی مینماید که با کمترین هزینه محصول را تولید نماید و  بیشترین بازده را از آن کسب نماید.

 

13-Holding Cost

هزینه نگهداری و انبار داری محصول، که در سازمان های پخش و توزیع یکی از سرفصل هزینه ها شامل هزینه تخلیه وبارگیری و انبار داری میباشد که در هر صنعت با توجه به استاندارد های متفاوتی می تواند مشخص گردد.

 

14-Horizontal Integration

سازمان های بزرگ و یا برند های رهبر بازار معمولا برای افزایش قدرت رقابت در بازار و افزایش قدرت چانه زنی شرکتها اقدام به توسعه افقی خود اقدام به خرید شرکت های رقیب می نمایند.

مثل شرکت شیر پاستوریزه صلا اراک که زیر مجموعه شرکت صنایع شیر ایران قرار گرفت.

 

لینک کوتاه شده : https://goo.gl/VUdFTZ

 

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی9
1 (20%) 1 vote
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی 8

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی 8

کشاورز واژگان بازاریابی و فروش 02 فوریه 2018

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8


1-Face- to-Face Selling :
فروش مستقیم، در این روش با مراجعه حضوری نزد مشتری به فروش محصول یا خدمات اقدام می‌کنیم، چیزی که در شرکت‌ها به‌عنوان فروشنده حضوری مطرح است.

 

2-Fad:
یک محصول که در بازار معرفی می‌شود، و طی مدت کوتاهی، به رشد خوبی می‌رسد، ولی سریع بعد از طی مدت کوتاهی دچار افت می‌شود که به‌اصطلاح امروزی محصول جوان‌مرگ می‌گردد. در بخش توسعه محصولات جدید علاوه بر تولید محصول باید شاخص‌های حمایتی جهت رشد پایدار محصول در نظر گرفته شود.

 

3-False Objection :
اعتراض بیان‌نشده خریدار نسبت به محصول که به آن اعتراض خاموش هم میگویند، زمانی که شرکت‌ها در فلسفه عملیاتی خود جایی برای اعتراض و پاسخگویی او نمی‌گذارند، مشتری دچار سرخوردگی شده و با اعتراض خاموش خود محصول شرکت را نمی‌خرد و یا بابی میلی آن را تبلیغ می‌کند.

 

4-Fast Moving Customer Goods:
به‌اختصار به آن محصولات تند مصرف (FM CG) هم می‌گویند، که می‌توان به شرکت‌های تولیدکننده محصولات غذایی بخصوص لبنی اشاره کرد، در این محصولات میران درگیری مشتری با محصول کم است و شرکت با تبلیغ و افزایش میزان دسترسی محصول در شلف مغازه‌داران سعی در دیده شدن توسط مشتری دارند.

 

5-Financial Risk :
ریسک مالی، در سازمان‌های فروش یکی از مخاطرات فروشنده و مدیر فروش ریسک مالی مشتریان است، که در برخی از سازمان، با گرفتن تضمین معتبر از مشتریان عمده تا حدی این مخاطره را کم کرده، مشتریان خُرد را توسط فروشنده‌ها سرویس می‌دهند که عملاً فروشنده باید ریسک مالی (بدهکاری مشتری ) را قبول نمایند.

 

6-Floor Price :
کف قیمت اعلام‌شده، توسط سازمان و یا مشتری ،در مذاکرات تجاری هر طرف خریدار و یا فروشنده ازنظر ذهنی و محاسباتی دارای یک کف قیمتی برای خرید و یا فروش محصول خود هستند.

 

7-Follow – The – Leader Strategy:
تعبیت از استراتژی رهبر بازار، شرکت‌های کوچک که توان رقابت با شرکت‌های بزرگ‌تر را ندارند، معمولاً ازنظر قیمتی و عرف و روال فروش تا حد زیادی تابع رفتار شرکت‌های بزرگ که تعیین‌کننده جهت کلی بازار هستند، را تقلید می‌کنند، مثلاً شرکت‌های لبنی کوچک در بازار از روش قیمت‌گذاری شرکت پگاه و یا کاله تبعیت می‌کنند و اختلاف جزئی در قیمت دارند اما در خصوص چارچوب‌های قانونی به مشتری ساده‌تر رفتار می‌کنند.

 

8-Follow –Up
پیگیری مشتری توسط واحد فروش، ارسال پیامک‌های جهت اطلاع از وضعیت محموله در شرکت دیجی کالا نوع ره‌گیری مشتری به‌حساب میاید، یا استفاده از فلسفه CRM در شرکت‌ها را می‌توان راستای پیگیری مشتری دانست.

 

9-Focus Group :
یکی از تکنیک‌های تحقیقات بازار است، که در این روش با گردآوری گروه کوچکی از مشتریان نسبت به انجام مصاحبه‌های عمیق و گفتگو اقدام و در خصوص اظهارنظر مشتری و یا مصرف‌کننده نسبت به برند و محصولات یک شرکت بازخورد گرفته می شود.

 

10-Free Samples :
توزیع نمونه مجانی، بین مصرف‌کنندگان که در راستای آشنایی مصرف‌کننده با برند و محصول جدید هست.و این مسئله می‌توان در بهبود و افزایش خرید مشتری مؤثر واقع شود.

 

11-Forward Buy :
پیش‌خرید کردن محصول و یا خدمت توسط مشتری، که می‌توان به‌پیش خرید محصولات سایپا و یا ایران‌خودرو توسط مشتری اشاره کرد.

 

12-Franchising :
حق امتیاز، که حق فروش یک محصول را در تحت یک برند خاص به مشتری می‌دهد، که می‌توان اشاره به فروش حق امتیاز تابلو پدر خوب به افراد متقاضی کرد، که البته فرانشیز در صنایع غذایی بیشتر دیده می‌شود، که اخیراً در صنعت رستوران‌داری بسیار رونق پیداکرده است.

 

13-Full- Cost Pricing :
قیمت‌گذاری بر مبنای قیمت تمام‌شده، یکی از روش‌های قیمت‌گذاری بر اساس میزان قیمت تمام‌شده است که به با افزایش درصدی از سود قیمت نهایی محصول مشخص می‌شود.

 

14-Functional Cost :
هزینه‌های عملیاتی، بر اساس وظایف مختلف در یک سازمان، به‌طور مثال هزینه عملیاتی دریک سازمان پخش در صنایع غذایی شامل 14 تا 18 درصد نسبت به قیمت محصول هست، که می‌توان به هزینه حقوق و دستمزد کارکنان ، انبارداری، حمل‌ونقل، ضایعات محصولی، مالی و انبار اشاره کرد.

 

15-Functional Discount :
تخفیف عملیاتی، یا تخفیفی که به جهت انجام عملیات خاصی از قبیل بازاریابی و یا فروش محصول توسط شرکت‌های تولیدی داده می‌شود.

به و طور مثال یک شرکت تصمیم می‌گیرد که به جهت ترغیب فروشندگان یک سازمان فروش 2 درصد از فروش محصول را به فروشندگانی بدهد که توانسته‌اند، این محصول را به‌خوبی بازاریابی کرده و اهداف فروش را محقق نماید که این تخفیف در قالب تفاهم‌نامه بین شرکت تولیدی و سازمان فروش انجام می‌گردد.

 

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/3rGGTJ

 

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی 8
Rate this post
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 7

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 7

کشاورز واژگان بازاریابی و فروش 26 ژانویه 2018

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 7


1-Economic Order Quantity  :

مقدار اقتصادی سفارش، با توجه به هزینه نگهداری سفارش در انبار، با استفاده از تکنیک‌های تعیین نقطه سفارش مطلوب، به مقدار اقتصادی سفارش که بیشترین سودآوری را برای سازمان و کمترین هزینه را داشته باشد محاسبه می‌نمایند.

 

2-Entomic Utility :

مطلوبیت اقتصادی، به‌عنوان یک عامل مهم در خرید مصرف‌کننده محسوب می‌شود، یعنی با توجه به محدودیت منابع خریدار به‌عنوان خرید کالایی است که بیشترین مطلوبیت را برایش ایجاد نماید.

 

3-Elasticity Demand :

کشش تقاضا، به این معنی که در اقتصاد در خصوص تعیین  قیمت بر روی رفتار مصرف‌کننده و یا خریدار از نمودار قیمت و تقاضا استفاده می‌کنند، اقتصاددان‌ها بررسی می‌کنند، که با افزایش قیمت‌ها تقاضا به کدام سمت می‌رود، آیا کاهش می‌یابد و یا بدون تغییر باقی می‌ماند.

در کالاهای اساسی معمولاً این بدون تغییر می‌ماند و یا کمی کاهش می‌یابد، مثل نان و یا دارو. که به‌اصطلاح میگویند قیمت‌ها بدون کشش است.

اما در خصوص کالاهای که می‌تواند به‌عنوان کالاهای جانشین محسوب شود. مثل نوشابه با دوغ اگر قیمت نوشابه افزایش پیدا کند به مصرف‌کننده از خرید آن خودداری کرده، به‌ جای نوشابه از سایر نوشیدنی‌ها استفاده می‌نماید.که می‌گویم در اصطلاح قیمت‌ها از کشش بالایی برخوردار است.

 

4-Emotional close :

یکی از تکنیک‌های فروشنده، تحریک احساسات خریدار است، مثلا در مورد خرید کالایی گران قیمت در صورتی که مشتری از توان خرید برخوردار نباشد، فروشنده می گوید که البته این جنس خوبی است و از کیفیت بالایی برخوردار است.

امابرای شما کمی گران است، و باعث جریحه دار شدن احساس غرور مشتری می شوند که در برخی از مواقع برای اینکه مشتری اثبات کند، که برای او گران نیست او را انتخاب میکند که غرورش جریحه دار نشود. البته استفاده از این تکنیک مانند استفاده از شمشیر دولبه است.

 

5-Embedding :

استفاده از تکنیک های پنهان نمودن برند شرکت در تبلیغات، مثلا اسپانسر شدن در ساخت فیلم و سریال های می توان اشاره کرد.

شرکت کاله برای نشان دادن محصولاتش در سر سفره غذا در سریال هزینه میکنند بدون اینکه به صورت مستقیم از برند شرکت کاله صحبتی به میان آید.

 

6-Endorsements :

استفاده از شخصیت های مهم هنری و ورزشی در تبلیغ یک برند کالا، مثل خانم نیکی کریمی در تبلیغ اپراتور همراه اول شرکت کرده است.

 

7-Entry Barrier:

موانع ورود به بازار که توسط رقبا و یا محیط بازار ایجاد میشود، مثلا شرکت میهن به دلیل سرمایه گذاری زیاد در حوزه بستنی و همچنین دادن یخچال های خاصی به مشتریان، جهت نگهداری بستنی، عملا باعث ایجاد مانع ورود رقیب جدید به حوزه بستنی در کل کشور شده است.

 

8-Error rate :

نرخ اشتباه در فرایند، در سازمان های پخش و توزیع گاها، در فرایند تحویل کالا به مشتری اشتباه میگردد، که باعث می شود مشتری ناراضی گردد.

 لذا باتوجه  نوع صنعت و به کوچک و یا بزرگی صنعت و مجموعه یک نرخ اشتباه که حداکثر آن است را تعیین می کنند،که تا این حد را  می توان به عنوان نرخ اشتباه قابل اغماض دانست. بالاتر از این حد را به عنوان نقص سیستم ثبت و پیگیری می کنند.

 

9-Exclusive Distribution :

توزیع انحصاری، محدودیت دسترسی یک کالا و یا یک منطقه و یا یک نماینده را میتوان مثال زد، به طور مثال شرکت ها برای حفظ مزیت رقابتی خود کالا های خود رافقط به یک توزیع کننده میدهند.

که هم از تداخل بازار بین نمایندگان جلوگیری کنند وهم مزیت رقابتی برای نماینده ایجاد کنند.

 

10-Exclusive Sales Territory:

منطقه فروش اختصاصی، معمولا در سازمان های پخش و توزیع هریک از نمایندگان یک منطقه مشخص شده، برای توزیع کالا دارند، قوانین سختی هم برای رعایت مرز ها گذاشته می شود.

 

11-Experience Curve:

منحنی تجربه، یا منحنی یادگیری، که این منحنی شامل مراحل تولد، رشد، بلوغ، افول است، مهمترین مسئله در این منحنی این نکته است که، در زمانی که در اوج رشد هستید، وقت بیشتری برای یادگیری بگذاریم، زیرا با توجه به قدرت فناوری اطلاعات، خیلی از تجارب در دوره کوتاهی رنگ کهنگی به خود میگیرند.

 

12-Exploratory Research :

تحقیق اکتشافی، یکی از روش های گردآوری اطلاعات که فرد با جستجو کردن و عملیات میدانی به دست می آورد. مثل مشاهده ویترین مغازه دار ها و رصد حضور رقبا درمیان ویترین و برآورد سهم ویترین برند.

 

13-Evaluative Criteria:

معیار ارزیابی یا ویژگی های که یک خریدار برای انتخاب یک برند در ذهن خود دارد، که میتوان در محصولات غذایی به سلامت، معروف بودن برند، تصویر برند، قیمت و بسته بندی اشاره  کرد.

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/VfFKL8

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 7
Rate this post
واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6

کشاورز واژگان بازاریابی و فروش 19 ژانویه 2018

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی1 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی2 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی3 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی4 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)


 

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی6

 

1-data Analysis :

پردازش اطلاعات و یافته ها، جهت کشف روابط بین عناصر و اجزا واستخراج نتایج.

 

2-Daily Activities Report:

گزارشی از فعالیت های روزانه یک فروشنده در طی یک روز کاری از قبیل بازار گردی، رصد مشتریان، دیدار با مشتریان، بررسی رقبا و…

 

3-Deceptive Packaging:

بسته بندی فریبنده، مثال میتوان اشاره به بسته بندی های که در بازار به طوری  عرضه می شود که مصرف کننده در تخمین میزان حجم آن دچار اشتباه شود. مثل بسته بندی چیپس و تنقلات.

 

4-Dealer Loader:

جایزه ای که جهت خرده فروشان در راستای تشویق به خرید گرفته می شود، که معمولا در طی دوره پروموشن محصولی این اتفاق می افتد.

 

5-Delivered pricing :

قیمت گذاری بر اساس هزینه های حمل کالا، به طور مثال اگر کالا در تهران تحویل داده شود دارای یک قیمت و اگر در زاهدان تحویل داده شود با قیمتی متفاوت محاسبه و عرضه میشود.

 

6-Demographic characteristic:

متغیرهای درونی جمعیتی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، میزان تحصیلات و…

 

7-Demand Elasticity :

کشش تقاضا، معمولا در زمانی که یک شرکت بالا بردن  و پایین آوردن قیمت یک کالا می خواهد، میزان تقاضا ی آن را ارزیابی و محاسبه نماید.

 

8-Depth Interviews :

یکی از روش های تحقیقات بازار استفاده از مصاحبه های عمیق با مصرف کننده گان است که معمولا در روش تحقیقات بازار به روش گروه کانونی استفاده میگردد.

 

9-Distribution casts :

هزینه های توزیع مربوط به نگهداری موجودی شامل انبار داری، تخلیه و بار گیری، ارسال برای مشتری محاسبه می گردد.

 

10- Distribution Intensity:

شدت توزیع، به میزان سطح دسترسی کالا در بازار گفته می شود که این به عنوان یک شاخص تاثیر گذار در سهم بازار می باشد.

شرکت های پخش بخصوص، در میان شرکت های صنایع غذایی که عرضه کننده، محصولات تند فروش هستند،  درگیری مشتری برای خرید در مورد کالا کم است، با افزایش این شاخص، سعی در افزایش قدرت انتخاب کالا توسط مصرف کنننده دارند، و همچنین افزایش سهم بازارخود دارند.

 

11-Distribution management :

مدیریت سیستم توزیع فیزیکی، شامل انبار داری، تخلیه و بار گیری، ارسال و حمل کالا و برگشت محصول از مشتری است که به عنون یکی از وظایف مدیر فروش درشعب پخش در نظر گرفته می شود.

 

12- Distribution Center :

به انبارهای موقت، که برای تسهیل پردازش سریع سفارش ها و ارسال کالا ها برای مشتریان در نظر گرفته گفته می شود، که میتوان به انبار فروشگاه های زنجیره ای کورش، که جهت تجمع سفارشات از تامین کننده مختلف و ارسال یک ماشین برای یک فروشگاه تاسیس شده است مثال زد.

 

13-Distract Sales Manager :

مدیر فروش منطقه ای، که وظیفه نظارت بر چند شعبه فروش را بر عهده دارد، معمولا شرکت های پخش ،استان های همجوار  را به چند منطقه تقسیم کرده و هرمنطقه را به یک مدیر فروش و یا معاونت فروش، جهت سامان دهی و نظارت بر فروش واگذار می نماید.

 

14- Door- To- Door Selling

مراجعه فروشنده، به صورت خانه به خانه و توضیح، در خصوص مزایای استفاده از محصول، که میتوان به طرح های نصب صندوق پستی توسط شرکت های طرف قرارداد با اداره پست اشاره کرد.

 

15- Downside Elasticity :

افزایش تقاضایک محصول با کاهش قیمت یک محصول، که این معادله در اینجا بین دو متغیر رابطه معکوس با هم دارند، بخصوص در مورد محصولاتی که کاربرد خاص دارند.

می توان مثال زد،مثلا با ارزان شدن فرش های ماشینی مصرف کندگان بیشتری جهت خرید مراجعه می نماید، که می توان به نمایشگاه ها عرضه محصولات پاییزه و بهاره در استان ها  که همراه با تخفیف است، اشاره نمود.

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/FDv5B7

 

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6
Rate this post
واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5

کشاورز واژگان بازاریابی و فروش 12 ژانویه 2018

# دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی و فروش، نقش الفبای اولیه، از درک داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .


واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5

1-Consumer Non- Durable s :

کالاهای بی‌دوام مصرفی مانند، ماست، دوغ، کبریت.

 

2-Consumer Attitudes :

نگرش مصرف‌کننده شامل (احساسات، باورها، عواطف و تمایلات مطلوب یا نامطلوب) نسبت به برند و یا کالا یا موضوع.

 

3-Consumer Behavior :

رفتار مصرف‌کننده در قبال موضوع کالا و خدمات. سالیانه شرکت‌های هزینه‌های بابت شناسایی، نحوه رفتار مصرف‌کننده در خصوص  محصولات انجام می‌دهند.

 

4-Consumer Durable s :

کالاهای بادوام مثل یخچال، ماشین ظرف‌شویی.

 

5-Contests :

نوعی پرمو شن و جایزه روی محصول، جهت تشویق مصرف‌کننده به خرید و استفاده، که می‌توان به اعطای جایزه نقدی مثل جشنواره فروش محصولات ال‌جی  اشاره نمود، که به همراه خرید یک دستگاه تلویزیون مبالغی در قالب کارت هدیه به خریدار تعلق می‌گیرد.

 

6-Consumer Wear-out:

سِر شدگی مصرف‌کننده، در اثر دیدن زیاد تبلیغ کالا و یا محصول درشلف فروشنده، شرکت‌های تولیدکننده، گاهی در اثر تبلیغ زیاد یک محصول باعث کوری در خرید آن توسط مصرف کننده محصول شده، مثل زمانی که مصرف‌کننده بدون توجه به آن محصول خرید خود را انجام می‌دهد.

 

7-Contractual Sales Force :

نیروهای فروش پیمانی که به‌صورت تمام‌ وقت و یا پاره‌ وقت برای شرکت کار می‌کنند و معمولاً دارای قرارداد معین کار هستند.

 

8-Contract Carrier :

بنگاه و آژانس حمل‌و نقل که منحصراً در یک صنعت و با یک شرکت خاص قرارداد دارند.

 

9-Cost/ Profit/Analysis:

تحلیل هزینه فایده، که اساسی‌ترین تحلیل، برای شروع هر فعالیتی در کسب‌ وکار‌است. در این تحلیل بسیار مهم است که در شناسایی کانون‌های هزینه و فرصتها دقیق باشیم، تا تحلیل ما به واقعیت نزدیک‌تر باشد.

 

10-Creative Selling

فروش خلاق، شامل روش‌های که یک فروشنده می‌توان جهت عرضه و فروش محصولاتش انجام دهد، مثلاً خریدن یک کادو جهت مشتری به مناسبت روز تولدش و ایجاد ارتباط عمیق‌تر با مشتری.

 

11-Credit :

اعتبار، می‌توان به میزان اعتبار هر مشتری نزد شرکت اشاره کرد، که بر اساس آن میزان خرید خود را به‌صورت اعتباری انجام دهد، یعنی بعد از فروش کالا در طی یک دوره تعیین‌شده از طرف شرکت وجه آن را بپردازد.

 

12-Critical- Path Analysis:

یک تکنیک برنامه‌ریزی است، که فعالیت‌ها بر اساس تایم زمان‌بندی‌شده و اولویت انجام قابل دسته‌بندی است و می‌توان بر اساس این معیارها پروژه را رصد و بررسی کرد.

 

13-Customer Training:

آموزش به مشتری، در خصوص کالا و نحوه استفاده از آنکه می‌تواند در قالب بروشور و یا حضوری ارائه گردد. مثل زمان نصب پکیج دیواری، که توسط نصاب در خصوص نحوه کار با محصول به مشتری آگاهی و آموزش می‌دهد.

 

14-Customer Value Analysis

تحلیل ارزش مشتری، که با روش های گوناگون با استفاده از شاخص های کیفی و کمی  می توان یک دسته بندی ارزش های ایجاد شده توسط مشتری ایجاد کرد،به طور نمونه با استفاده از روش‌های گرید بندی، بر اساس شاخص‌های میزان خرید، دفعات خرید، تنوع خرید، به تحلیل، میزان ارزشی که یک مشتری در یک دوره مشخص  برای سازمان ایجاد می‌کند، به یک تحلیل ارزش برسیم.

 

دیکشنری مدیریت بازاریابی(+)

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/mx3Lwx

 

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5
Rate this post
12