واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی1 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی2 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی3 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی4 (+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)


 

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی6

 

1-data Analysis :

پردازش اطلاعات و یافته ها، جهت کشف روابط بین عناصر و اجزا واستخراج نتایج.

 

2-Daily Activities Report:

گزارشی از فعالیت های روزانه یک فروشنده در طی یک روز کاری از قبیل بازار گردی، رصد مشتریان، دیدار با مشتریان، بررسی رقبا و…

 

3-Deceptive Packaging:

بسته بندی فریبنده، مثال میتوان اشاره به بسته بندی های که در بازار به طوری  عرضه می شود که مصرف کننده در تخمین میزان حجم آن دچار اشتباه شود. مثل بسته بندی چیپس و تنقلات.

 

4-Dealer Loader:

جایزه ای که جهت خرده فروشان در راستای تشویق به خرید گرفته می شود، که معمولا در طی دوره پروموشن محصولی این اتفاق می افتد.

 

5-Delivered pricing :

قیمت گذاری بر اساس هزینه های حمل کالا، به طور مثال اگر کالا در تهران تحویل داده شود دارای یک قیمت و اگر در زاهدان تحویل داده شود با قیمتی متفاوت محاسبه و عرضه میشود.

 

6-Demographic characteristic:

متغیرهای درونی جمعیتی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، میزان تحصیلات و…

 

7-Demand Elasticity :

کشش تقاضا، معمولا در زمانی که یک شرکت بالا بردن  و پایین آوردن قیمت یک کالا می خواهد، میزان تقاضا ی آن را ارزیابی و محاسبه نماید.

 

8-Depth Interviews :

یکی از روش های تحقیقات بازار استفاده از مصاحبه های عمیق با مصرف کننده گان است که معمولا در روش تحقیقات بازار به روش گروه کانونی استفاده میگردد.

 

9-Distribution casts :

هزینه های توزیع مربوط به نگهداری موجودی شامل انبار داری، تخلیه و بار گیری، ارسال برای مشتری محاسبه می گردد.

 

10- Distribution Intensity:

شدت توزیع، به میزان سطح دسترسی کالا در بازار گفته می شود که این به عنوان یک شاخص تاثیر گذار در سهم بازار می باشد.

شرکت های پخش بخصوص، در میان شرکت های صنایع غذایی که عرضه کننده، محصولات تند فروش هستند،  درگیری مشتری برای خرید در مورد کالا کم است، با افزایش این شاخص، سعی در افزایش قدرت انتخاب کالا توسط مصرف کنننده دارند، و همچنین افزایش سهم بازارخود دارند.

 

11-Distribution management :

مدیریت سیستم توزیع فیزیکی، شامل انبار داری، تخلیه و بار گیری، ارسال و حمل کالا و برگشت محصول از مشتری است که به عنون یکی از وظایف مدیر فروش درشعب پخش در نظر گرفته می شود.

 

12- Distribution Center :

به انبارهای موقت، که برای تسهیل پردازش سریع سفارش ها و ارسال کالا ها برای مشتریان در نظر گرفته گفته می شود، که میتوان به انبار فروشگاه های زنجیره ای کورش، که جهت تجمع سفارشات از تامین کننده مختلف و ارسال یک ماشین برای یک فروشگاه تاسیس شده است مثال زد.

 

13-Distract Sales Manager :

مدیر فروش منطقه ای، که وظیفه نظارت بر چند شعبه فروش را بر عهده دارد، معمولا شرکت های پخش ،استان های همجوار  را به چند منطقه تقسیم کرده و هرمنطقه را به یک مدیر فروش و یا معاونت فروش، جهت سامان دهی و نظارت بر فروش واگذار می نماید.

 

14- Door- To- Door Selling

مراجعه فروشنده، به صورت خانه به خانه و توضیح، در خصوص مزایای استفاده از محصول، که میتوان به طرح های نصب صندوق پستی توسط شرکت های طرف قرارداد با اداره پست اشاره کرد.

 

15- Downside Elasticity :

افزایش تقاضایک محصول با کاهش قیمت یک محصول، که این معادله در اینجا بین دو متغیر رابطه معکوس با هم دارند، بخصوص در مورد محصولاتی که کاربرد خاص دارند.

می توان مثال زد،مثلا با ارزان شدن فرش های ماشینی مصرف کندگان بیشتری جهت خرید مراجعه می نماید، که می توان به نمایشگاه ها عرضه محصولات پاییزه و بهاره در استان ها  که همراه با تخفیف است، اشاره نمود.

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/FDv5B7

 

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی6
Rate this post

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5

# دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی و فروش، نقش الفبای اولیه، از درک داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .


واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5

1-Consumer Non- Durable s :

کالاهای بی‌دوام مصرفی مانند، ماست، دوغ، کبریت.

 

2-Consumer Attitudes :

نگرش مصرف‌کننده شامل (احساسات، باورها، عواطف و تمایلات مطلوب یا نامطلوب) نسبت به برند و یا کالا یا موضوع.

 

3-Consumer Behavior :

رفتار مصرف‌کننده در قبال موضوع کالا و خدمات. سالیانه شرکت‌های هزینه‌های بابت شناسایی، نحوه رفتار مصرف‌کننده در خصوص  محصولات انجام می‌دهند.

 

4-Consumer Durable s :

کالاهای بادوام مثل یخچال، ماشین ظرف‌شویی.

 

5-Contests :

نوعی پرمو شن و جایزه روی محصول، جهت تشویق مصرف‌کننده به خرید و استفاده، که می‌توان به اعطای جایزه نقدی مثل جشنواره فروش محصولات ال‌جی  اشاره نمود، که به همراه خرید یک دستگاه تلویزیون مبالغی در قالب کارت هدیه به خریدار تعلق می‌گیرد.

 

6-Consumer Wear-out:

سِر شدگی مصرف‌کننده، در اثر دیدن زیاد تبلیغ کالا و یا محصول درشلف فروشنده، شرکت‌های تولیدکننده، گاهی در اثر تبلیغ زیاد یک محصول باعث کوری در خرید آن توسط مصرف کننده محصول شده، مثل زمانی که مصرف‌کننده بدون توجه به آن محصول خرید خود را انجام می‌دهد.

 

7-Contractual Sales Force :

نیروهای فروش پیمانی که به‌صورت تمام‌ وقت و یا پاره‌ وقت برای شرکت کار می‌کنند و معمولاً دارای قرارداد معین کار هستند.

 

8-Contract Carrier :

بنگاه و آژانس حمل‌و نقل که منحصراً در یک صنعت و با یک شرکت خاص قرارداد دارند.

 

9-Cost/ Profit/Analysis:

تحلیل هزینه فایده، که اساسی‌ترین تحلیل، برای شروع هر فعالیتی در کسب‌ وکار‌است. در این تحلیل بسیار مهم است که در شناسایی کانون‌های هزینه و فرصتها دقیق باشیم، تا تحلیل ما به واقعیت نزدیک‌تر باشد.

 

10-Creative Selling

فروش خلاق، شامل روش‌های که یک فروشنده می‌توان جهت عرضه و فروش محصولاتش انجام دهد، مثلاً خریدن یک کادو جهت مشتری به مناسبت روز تولدش و ایجاد ارتباط عمیق‌تر با مشتری.

 

11-Credit :

اعتبار، می‌توان به میزان اعتبار هر مشتری نزد شرکت اشاره کرد، که بر اساس آن میزان خرید خود را به‌صورت اعتباری انجام دهد، یعنی بعد از فروش کالا در طی یک دوره تعیین‌شده از طرف شرکت وجه آن را بپردازد.

 

12-Critical- Path Analysis:

یک تکنیک برنامه‌ریزی است، که فعالیت‌ها بر اساس تایم زمان‌بندی‌شده و اولویت انجام قابل دسته‌بندی است و می‌توان بر اساس این معیارها پروژه را رصد و بررسی کرد.

 

13-Customer Training:

آموزش به مشتری، در خصوص کالا و نحوه استفاده از آنکه می‌تواند در قالب بروشور و یا حضوری ارائه گردد. مثل زمان نصب پکیج دیواری، که توسط نصاب در خصوص نحوه کار با محصول به مشتری آگاهی و آموزش می‌دهد.

 

14-Customer Value Analysis

تحلیل ارزش مشتری، که با روش های گوناگون با استفاده از شاخص های کیفی و کمی  می توان یک دسته بندی ارزش های ایجاد شده توسط مشتری ایجاد کرد،به طور نمونه با استفاده از روش‌های گرید بندی، بر اساس شاخص‌های میزان خرید، دفعات خرید، تنوع خرید، به تحلیل، میزان ارزشی که یک مشتری در یک دوره مشخص  برای سازمان ایجاد می‌کند، به یک تحلیل ارزش برسیم.

 

دیکشنری مدیریت بازاریابی(+)

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/mx3Lwx

 

واژگان بازاریابی و فروش-بخش مقدماتی5
Rate this post

واژگان بازاریابی و فروش- بخش مقدماتی 4

# دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی نقش الفبای اولیه از درک درست داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .

 

1-Celebrity Testimonials(+)

نوعی روش تبلیغی که با استفاده از افراد سرشناس هنری و سیاسی و ورزشی و …. .مثل حضور نیکی کریمی در تبلیغات شرکت اپتل اپراتور جدید تلفن همراه.

2- Ceiling Price :

بالاترین قیمتی که میتوان برای یک خدمت ویامحصول ارائه داد که نیاز به شرایط بازار و دولت دارد.

3-Channel of distribution:

 کانال های بازاریابی در بازار به طور مثال خرده فروشی، بنکدار، فروشگاههای زنجیرهای، ارگان های دولتی ونظامی و بیمارستان ها….

4-Chain Store

فروشگاه های زنجیره ای که دارای چند شعبه هستند و مالکیت آنها واحد است مثل فروشگاه رفاه، فروشگاه اتکا، فروشگاه کورش.

5-Channel Conflict

به اختلاف در بین کانال های بازار یابی می گویند، که معمولا سازمان در اثر انتخاب استراتژی نامناسب باعث ایجاد تعارض بین کانال های می گردد.

به طور مثال با سازمان برای چالش فروش اقدام به تخفیف 10 درصدی کالادر صورت خرید نقدی مشتری مینماید، و در این میان افراد سود جو با خرید نقدی محصول و با ترزیق آن به بازار مصرف با 8 درصد تخفیف باعث فلج شدن سیستم توزیع عادی و خرده فروشی سازمان میشوند. که به اصطلاح به آن بازار خاکستری هم می گویند.( وجود محصول در بازار  با قیمت کمتر از کارخانه سازنده ).

6-Price Packs:

تخفیف بر روی بسته بندی، نوعی روش ارتقاء فروش می باشد، که مصرف کنننده باخرید یک بسته از محصول میتواند از تخفیف برخوردار شود.

شبیه آنچه در برخی  از محصولات پیشنهاد شهروند می توان مشاهده کرده . مثلا خرید دو عدد پنیر در یک بسته بندی خاص شامل قیمتی کمتر از خرید تک به تک آنها است.

7-Closing Techniques:

تکنیک های اجرای پایان معامله، که توسط بازار یان استفاده می شود. مثل تصمیم گیری در زمان محدود به علت محدودیت در زمان خرید .(تخفیف تا پایان امروز میباشد).

8-Closed Territory:

منطقه اختصاصی یک نماینده فروش، در شرکت ها و سازمان های پخش هر نماینده یک منطقه توزیعی اختصاصی خود دارد. که رعایت حریم منطقه جز قوانین کاری می تواند باشد . بخصوص در سازمان های پخش وتوزیع  محصولات تند فروش.(صنایع غذایی)

9-Cluster Analysis:

یکی از روش های طبقه بندی اطلاعات بر اساس عوامل مشابه در گروههای مشخص است، که در تحقیقات بازار استفاده می شود.مثل فروشگاه های خرده فروش گریدA+پلاس در چند منطقه توزیعی از یک بازارمصرف.

10-Cold Calling:

ملاقات در زمینه فروش  با مشتری بدون قرار قبلی. در ادبیات ما به تعبیری(سرکشی به بازار) استنباط می گردد.

11- Commission Override :

پورسانتی که مدیر فروش از حاصل جمع پورسانت فروشنده های خود  در اثر فروش محصولات تعلق میگیرد.

12-Commodity Product :

محصولاتی که از نظر تمایز و ویژگی ها خیلی متفاوت، از سایر محصولات موجود در بازار نیست، مثل دوغ با طعم های مشابه در بسته بندی های متفاوت ولی در یک وزن و حجم.

13-Compensation Method :

نوعی پذیرش مرجوعی کالا، به دلیل عدم کیفیت و یا رضایت که علاوه بر ارائه خود محصول جایزه هم در نظر گرفته میشود.  شرکت ها و سازمان ها با توجه به افزایش دامنه رقابت در بازار، روی برخی از کالا درج می نمایند در صورتی که به هر دلیل از کالا رضایت نداشتید، علاوه بر وجه استرداد کامل وجه  یک عدد محصول نمونه رایگان هم دریافت کنید.

14- Competitive Myopia:

کوته بینی بازار، نسبت به فعالیت های رقبا، معمولا توسط شرکت های که از استراتژی سکون و ثبات استفاده می کنند، در اثر دوری از شرایط بازار دچار پدیده سِر شدگی می گردند.

که در اثر یک موج رقابت تا آستانه مرز ورشکستگی می روند. مثل شرکت های که در ابتدا  که دولت طرح شیر یارانه خانوار را ارائه کردند، شروع به احداث شرکت و تولید شیر یارانه نمودند و غافل از توسعه سبد محصول خود شدند و این بازار را همیشگی دانستند و با پایان طرح شیر یارانه خانوار ، به علت تک محصولی بودن از بازار  حذف شدند.

15-Complementary Product Pricing :

قیمت گذاری کالا های مکمل، روشی از قیمت گذاری است، که قیمت یک کالا بر تقاضای کالای دیگر می تواند موثر باشد. به طور مثال قیمت دوغ می تواند موثر بر قیمت نوشابه باشد و یا بعلکس.

در برخی از موارد این کالا می‌تواند یک کالای جدید باشد، که توسط همان شرکت تولید و عرضه می‌شود. مثلاً محصول دلستر انگور می‌تواند بر تقاضای نوشابه از همان برند در بازار مؤثر باشد.

دیکشنری بازاریابی(+)

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/kkQcv4

واژگان بازاریابی و فروش- بخش مقدماتی 4
2 (40%) 3 votes

واژگان بازایابی و فروش-بخش مقدماتی 3

واژگان بازاریابی و فروش، نقش الفبای اولیه از درک درست مفاهیم  دادو ستد است

1-Brand

نماد، علامت، طرح و ترکیبی که از آن به جهت شناخت محصول توسط مشتری از سایر محصولات رقبا متمایز می‌شود.

2- Brand Awareness

برند آگاهی و یا شناخت از مارک تجاری است، معمولاً در تحقیقات بازار یکی از مراحل ممیزی برند می‌باشد و با این سؤال می‌تواند آغاز شود با دیدن شیر کیسه‌ای پاستوریزه چه برندی در ذهن شما ایجاد می‌شود ؟

و یا از شعار برند استفاده کنند مثلاً :” سر تو با چی میشوری

3- Brand Concept

تصویر ذهنی یک برند در ذهن مشتری، مثلاً مشتری و یا خریدار وقتی‌که اسم برند ما را می‌شنود چه تصویری در ذهن او نقش می بند؟

کاله به‌عنوان یک جِلتمن جوان و یا پژو به‌عنوان یک جوان محافظه‌کار

4-Brand Leveraging:

افزایش توسعه محصول از طریق تولید با اشکال گوناگون از یک محصول مثلاً تولید دوغ در سایزها و اشکال متنوع

5-Brand Life Cycle:

چرخه عمر یک برند مثل چرخه عمر یک محصول می‌تواند محاسبه شود که شامل دوران معرفی، رشد، بلوغ، افول است.

6-Brand reinforcement :

تقویت یک برند از طریق راههای گوناگون مثل تبلیغات، پروموشن کالایی، افزایش ساختار توزیعی محصول با شبکه‌های توزیعی بیشتر.

7-Brand Personality

شخصیت برند، چیزی که برند به آن کلمه شناسانده می‌شود، مثل برندکاله که شخصیت آن نوآوری و ماجراجویی است.

8-Break –Even

نقطه سربه‌سر، نقطه‌ای که در آن درآمد کل برابر با هزینه کل است. محاسبه درست این نقطه در انجام کارهای بازاریابی بسیار مهم است و اندازه‌گیری مقطعی در کل سال می‌تواند از مسیری که در آن هستیم یک‌چشم انداز به ما بدهد.

محاسبه نقطه سربه‌سر:در مدل تحلیل خطیِ سود-حجم-هزینه (زمانی که هزینه‌ها و درآمدها ثابت هستند).

جهت آشنایی بیشتر با این واژه از سایت دیدن نماید.

9- Build strategy:

راهبردهای ایجاد و توسعه بازار، تصمیماتی که برای توسعه محصولات و یا بازارهای قابل‌دسترس تعریف می‌شود.

10-Buyer Dissonance:

تردید خریدار، وقتی خریدار در زمان خریدار با یک کالای جایگزین روبه‌رو می‌شود و در خرید خود تردید می‌کند در  فروشگاه‌های زنجیره‌ای بسیار از این اتفاق برای خریدار اتفاق می‌افتد مثلاً خریدار ماست ساده است و در هنگام با دسرهای ماستی روبه‌رو می‌شود و در خرید ماست ساده امکان تردید وجود دارد.

11-Buying Allowance

تخفیف خرید آنچه امروز در سطح فروشگاه هاومراکز خرید می‌توان مشاهده کرد و گاهی هم شعارهای  با عنوان “فروشگاه همواره تخفیف” در سر درب فروشگاه نصب می‌شود.

12-Cannibalization

محصول خواری یا حذف یک محصول توسط محصول دیگر مثلاً با تولید و عرضه ماست با وزن 1900 احتمال حذف ماست با وزن 2200 در چرخه فروش وجود دارد.

13-Call Report

گزارش‌هایی که از جلسه با مشتری تهیه می‌شود. این گزارش حاوی نکات مهمی در خصوص مشتری است .

14-Cash Discount

تخفیف نقدی جهت ترغیب مشتری به خرید بیشتر و تسویه‌ حساب فوری، یکی از تکنیک‌های فروش در زمان پایان فصل‌ها و یا اعیاد می‌باشد .

15- Carring Costs

شامل هزینه‌های حمل یک کالا از یک مبدأ به یک مقصد می‌باشد. شامل هزینه کرایه و بیمه و تخلیه و بارگیری می‌گردد.

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/iELssf

واژگان بازایابی و فروش-بخش مقدماتی 3
3 (60%) 1 vote

دامنه واژگان بازار یابی و فروش – بخش مقدماتی 2

1- product Penetration Ratio:

درصد نفوذ محصول این اصصلاح برای محاسبه میزان نفوذ محصول بر اساس تعداد مشتریان قابل محاسبه است، به طورمثال ما 100 مشتری داریم و در طی هر تور ویزیت 30 مشتری ویزیت می گردد، اگر در طی سه روز کاری  از 100 مشتری 80 مشتری اقدام به خرید از این محصول نمایدT می توان گفت که ضریب نفوذ محصول به مشتری 80 است .

2-Accessibility:

این شاخص میزان دسترسی پذیری بازار محاسبه میگردد، یکی از چهار نیاز اصلی ( قابلیت اقدام ، ، قابلیت  اندازه گیری  قابلیت بزرگ شدن، قابلیت دسترسی )جهت تقسیم بازار است.

3- Action Program:

برنامه های اجرایی که واحد بازار یابی و یا فروش جهت رسیدن به اهداف خود تعریف می کند.

4-Added Value:

ارزش افزوده محصول که به واسطه فعالیت های بازاریابی ایجاد میگردد.

5- Adoption Process:

یکی از فرایند پنج مرحله ای که طی آن فرد تصمیم به خرید کالای جدید می گیردکه شامل (آگاهی، علاقمندی، ارزیابی، آزمایش، پذیرش) است.

6- Adviser Approach

یکی از تکنیک های فروشنده گان حرفه ای دربازار است که نقش مشاور برای مشتری را بازی می کنند و سعی می نماید با بر شمردن مزیت های محصول با توجه به پتاسیل خرید مشتری به او سود بهتری را ارائه نمایند.

7-Allowances

تخفیف،جایزه فروش، که به خاطر  تشویق به خرید عمده به مشتری در نظر گرفته میشود.

8-Adia Concept

نظریه آیدا در فروش . براساس این نظریه آگاه سازی مشتری و ایجاد تمایل و رغبت به خرید میتواند به عنوان یکی از تکنیک های فروش در نظر گرفته شود که شامل چهار مرحله است.  4Action    3Conviction   2Desire   1Interest

9- American Marketing Association

انجمن بازاریابی امریکا (AMA)

10-Area Market Potential

پتاسیل بازار منطقه ای که بر اساس تخمین میزان فروش در یک بازار محاسبه میگردد. و تقسیم بندی منطقه های بستگی به سیاست های شرکت دارد.

11-Audience Profile

پروفایل مخاطبین که میتواند مشتریان داخلی و خارجی شرکت باشد معمولا در شرکت های پخش وتوزیع هر کدام ازمشتریان دارای یک پروفایل مخصوص به خود که شامل سابقه، میزان خرید، تعداد خرید، تعدد خرید و… است

12- Attitude Tracking

بررسی رفتار مصرف کننده از طریق تحقیقات به وطور مثال اندازه گیری رضایت مصرف کننده از یک محصول .

13- Average cost Product

میزان هزینه ثابت یک محصول که شامل کل هزینه انجام شده برای یک محصول.

14-Average Revenue Product

میانگین در آمد از یک محصول

15- Average Total Cost

میانگین هزینه کل شامل هزینه های ثابت و متغیر یک محصول می باشد.

16- Break -Even Point

نقطه سر به سر این اصطلاح بسیار زیاد در واحد های تولیدی و فروش استفاده میشود به طور مثال وقتی شرکتی تولید اعلام می کند که محصول  ایکس برایش ضرر دارد به این معنی است که میزان هزینه های آن از نقطه سر به سر عبور کرده و وارد مرحله زیان شده (هزینهای ثابت آن میتواند بیشتر از هزینه های متغیرآن باشد).

17-Bonus Plan

طرح پرداخت های اضافی که مدیر فروش جهت فروشندگان خود در نظر میگیرد تا انگیزه ای جهت فروش بیشتر به مشتری شود.

دامنه واژگان بازار یابی و فروش – بخش مقدماتی 2
3 (60%) 2 votes

دامنه واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی

رونوشت اول :

ایجاد # دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی نقش الفبای اولیه از درک درست داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .

بخش اول :

1- بازار یابی (Marketing)

بازاریابی مجموعه ای از تمام تلاش ها و کوشش های سازمان یافته ای است، که هدف از آن تولید کالا و یا انجام خدمتی است، با مشخصات و کیفیت وقیمت مناسب و مورد قبول مشتریان احتمالی و تامین نیاز و جلب رضایت آنان و کسب شهرت برای بنگاه است. این تلاش ها  از مرحله  تحقیقات شروع شده و تا پس از فروش ادامه می یابد.

2-فروش (selling)

فروش به عنوان یکی از عناصر زیر مجموعه بازاریابی، به تنهایی به معنی هنر، دانش وتوانایی به نتیجه رساندن کلیه تلاش ها و کوشش های است که مقامات ارشدسازمان تحت عنوان بازاریابی انجام می دهند.

3-مشتری یابی : prospecting

مشتریابی، یا پیدا کردن مشتری، یا پیداکردن افرادی که به کالا و یا خدمت شما نیاز دارند و از توان پرداخت برخوردار هستند. شامل چهار فعالیت عمده است:

1-حفظ مشتری فعلی.

2-فراخوانی مشتریان گذشته.

3-به دست آوردن مشتریان و ترغیب مشتریان رقیب.

4-سعی در شناسایی مشتریان جدید.

 4-سیستم بازار یابی (marketing system):

مجموعه عملیات هماهنگ، منسجم، مرتبط و هدفمند است که همگی با هم در یک راستا عمل نموده و در تعقیب دستیابی به هدف واحدی هستند و شامل سه قسمت :

1-ورودی : نیاز مصرف کننده ، اطلاعات بازار ، فرصت ها

2- فرایند: تصمیم گیری در مومرد آمیخته های بازاریابی

3- خروجی : رضایت مشتری، سود بنگاه، شهرت، فروش بیشتر، سهم بالاتر

5-تحقیقات بازار   ( market research)

یکی از ورودی های اصلی سیستم بازاریابی است. بازار کاوی یعنی کاوش وجستجو  برای شناخت بهتر و کامل تر نیاز مشتری و شرایط بازار و رقابت،برای انطباق بهتر با شرایط بنگاه با شرایط بازار و تامین نیازها و ایجاد رضایت در مصرف کننده و شامل

1-شناسایی و تجزیه و تحلیل رفتار مشتری.

2-شناسایی کالا و خدمات مورد نیاز مشتری.

3-شناسایی عوامل توزیع.

4-رقبا و تعداد و اهیمت و حجم فعالیت آنها.

5- شنا سایی قیمت ها وقوانی و مقرارت حاکم بر بازار.

6-شنا سایی اطلاع رسانی و تبلیغات و چگونگی اثر گذاری بر مصرف کننده و شناسایی برنامه ها و استراتژی های آینده.

 6-آمیخته های بازاریابی : marketing mix))

مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات اجرایی هستند، که مدیر بازاریابی نسبت به آنها باید تصمیم بگیرید. این عوامل در دهه 1960 میلادی توسط “مک کارتی “در آمریکا معرفی شد و با علامت P نمایش داده می شود . البته در دهه 90  این عوامل به P13 تغییر کرد.

1-Product : شامل تصمیمات در مورد ابعاد،اندازه،نام ،زمان،کیفیت و گارانتی محصول است .

2-Pricing: شامل تصمیماتی در خصوص قیمت گذاری و تخفیفات.

3-Promotion: شامل تصمیماتی در خصوص تبلیغات و اطلاع رسانی و جوایز.

4-Place distribution: شامل کانال های توزیع و اعطای نمایندگی و حمل ونقل.

5-presentation : شامل تصمیماتی در خصوص کالاهای که فاقد بسته بندی هستند.

6-power: شامل تصمیماتی در مورد شناسایی و برخورد، مقابله یا مصالحه با نیروهای حاکم بر بازار است.

7-People : شامل تصمیماتی است که به هر صورت مردم را متاثر می سازد .

8-Participation: شامل تصمیماتی که به هر صورت مردم، مشتریان، نمایندگان را جلب می کند.

9-Probe : شامل تصمیماتی در مورد نحوه تحقیقات، ردگیری، کنترل محصول از لحظه خروج بنگاه تا لحظه مصرف نهایی و دریافت بازخوردها است.

10-Physical evidence: شامل تصمیماتی در مورد جلوه یا محیط فروش و ساختمان و تاسیسات خصوصا بخش مشتریان است.

11- Packaing: شامل تصمیمات در خصوص رنگ، طراحی، زیباییهای بسته بندی و اطلاعات مندرج بر بسته بندی است .

12- process: تصمیمات در خصوص فرایند تولید و طراحی محصول واصلاحات لازم است.

13-Public relations: شامل تصمیمات در مورد فعالیت های روابط عمومی مانند جشن هاو مسابقه ها و ایجاد ذهنیت مثبت در جامعه به نفع بنگاه و محصول است.

7-سهم بازار : (market share)

سهم بازار یعنی آن قسمتی از بازار، یا تعدادی از مصرف کنندگان یک کالا یا خدمت که نیازهای آنان به خدمات یا کالاهای خاصی توسط یک بنگاه اقتصادی مشخص تامین شود.

 

8-روشهای پیش بینی فروش : (sales forecasting)

  • بررسی نظرات خریدارن و مشتریان
  • برسی نظرات فروشندگان ومدیران فروش
  • بررسی نظرات افراد خبره در هر صنعت
  • تجزیه و تحلیل سریهای زمانی مانند دوره عمر محصول (product life cycle )
  • تحلیل تقاضا (وy= f(x1+x2+x3 تقاضا تابعی از متغیر های مختلف است .

 مطالب برگرفته از کتاب طراحی استراتژی و برنامه ریزی و مهارتهای فروش و فروشندگی حرفه ای تالیف دکتر بلوریان تهرانی -نشر و چاپ بازرگانی است . (+)

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/LBPShP

دامنه واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی
Rate this post