واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدماتی – دوازدهم

واژه گان بازاریابی نقش الفبای اولیه از درک درست داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژه گان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژه گان بازاریابی جهت درک بهتر معنای کلمات ایجاد گردد

 


واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدماتی – دوازدهم

1-Near- pack Premium:

دادن جایزه خرید در صورت خرید یک کالای خاص از فروشگاه مثلاً درصورتی‌که کیف‌های چرمی برند چرم مشهد خریداری شود که قیمت آن بالای 500 هزار تومان باشد یک کیف چرم هم هدیه داده می‌شود.

 

2-Negotiated Price:

قیمت توافقی کالا معمولاً با توجه به فرهنگ بازار ایران گرفتن تخفیف برای کالا درصورتی‌که به قیمت توافقی منجر شود موجب خرید کالا می‌گردد.

 

3-New Task Buying

خرید بدون تجربه قبلی،یکی از لذت‌های خرید در هاپیرمال خریدهای ناگهانی است که در اثر چیدمان و یا تخفیفان و یا هر انگیزه‌ای دیگری بدون اینکه قبلاً از آن محصول استفاده کرده باشیم صورت می‌گیرد.

 

4-New product Development:

توسعه محصول جدید، یک فرایند کاملاً مشخص می‌باشد که شامل انجام مراحل(ایده پردازی، پیش‌تولید، تولید، آزمایش و آزمودن محصول، آزمایش محصول در بازار کنترل‌شده، بازخورد و اصلاح می‌باشد. اما متأسفانه برخی از شرکت‌ها بدون توجه به انجام درست این مراحل موجب جوان‌مرگ شدن محصول می‌شوند.

 

5-Niche market:

یک بخش کوچک و سودآور در بازار به‌طور مثال می‌توان به واحدهای آموزشی که نیازسنجی جهت کشف استعداد کودکان می‌پردازند اشاره کرد که با توجه به اهمیت آینده‌نگری و گزینش درست انتخاب‌ها این بخش تبدیل به بازار سودآور شده است.

 

6-Nutritional La-belling:

برچسب مواد غذایی یک کالا، که مشخصات و ترکیبات در آن درج می‌گردد.

 

7Off-Invoice Allowance:

تخفیف و کاهش قیمت محصولات به دلیل خرید مقداری خاص در دوره‌ای معین به‌طور مثال فروشگاه‌های زنجیره‌ای ازجمله کورش و جامبو از تاریخ 26 ام ماه اقدام به ارائه تخفیفات خارج از روزهای قبل می‌نمایند و یا فروشگاه‌های که در ایام خاص اقدام به ارائه تخفیف و جایزه در میزان خاصی از خرید رادارند.

 

8Observation Method:

روشی برای کسب اطلاعات بازار که به‌اصطلاح روش مشاهده‌ای هم گفته می‌شود ویکی از متدهای تحقیقات میدانی  است و اکثر مدیران فروش برای به دست آوردن اطلاعات سریع و بدون واسطه از این متد بسیار استفاده می‌کنند.

 

9On- pack Premium :

یکی از روش‌های تبلیغ محصولات برای فروش می‌باشد که شرکت تولیدکننده برای ترغیب مشتری به خرید اقدام به گذاشتن جایزه دربسته بندی محصول می‌کند، به‌طور مثال گذاشتن کیسه نایلون تبلیغاتی دربسته بندی محصول ماست دبه‌ای برای ترغیب مغازه‌دار به خرید محصول از شرکت می‌توان اشاره کرد .

 

10-On- the- job Training:

آموزش حین خدمت به کارکنان ، بسیار رایج است که نیروهای سازمان فروش قبل از مشغول به کار شدن تحت نیروهای قدیمی‌تر مورد تعلیم و تربیت قرار می‌گیرند.

 

11Operant  Conditioning:

نظریه که بر رابطه بین محرک و پاسخ و پاداش اشاره دارد، که می‌توان به شرطی کردن مشتریان به گرفتن جایزه در صورت تحقق اهداف اشاره کرد.

 

12-Operating Statement :

گزارش عملکرد، صورت عملکرد، گزارش شرکت در طی یک دوره حسابداری یا دوره مالی که معمولاً در اسفندماه  می‌باشد.

 

13-Order Cycle Time:

زمان چرخه سفارش محصول که بر اساس نقطه بهینه سفارش تعیین می‌گردد.

 

14-Opportunity Cost:

هزینه فرصت ازدست‌رفته، معمولاً در نظریه انتخاب و اقتصاد این گزینه بسیار مهم است، زیرا مشتری با هر انتخابی فرصت انتخاب چیز دیگر را از دست می‌دهد. و حداکثر سود زمانی است که هزینه فرصت ازدست‌رفته کمتر از هزینه انتخاب‌هایمان باشد.

 

15-Order Getter:

فروشنده و یا ویزیت کننده‌ای که به همراه گرفتن سفارش از مشتری او را به خرید بیشتر ترغیب می‌کند.

 

16Outside Order- Taker

فروشنده‌ای که سفارش‌ها را از مشتریان جمع‌آوری می‌کند، ولی مسئول تشویق آن‌ها به خرید بیشتر نیست.

 

17Out- of Stock Costs:

هزینه فروش ازدست‌رفته به‌واسطه عدم موجودی،یکی از اعتراضات فروشندگان به  شرکت‌های تأمین‌کننده که وظیفه تأمین به‌موقع محصول رادارند است.

 

 


واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8(+)

واژگان بازاریابی و فروش -بخش مقدماتی 9(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی10(+)

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدماتی- 11(+)

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/vz6CxT

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدماتی – دوازدهم
Rate this post

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدماتی – یازدهم

 

 

ایجاد # دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی نقش الفبای اولیه از درک درست داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .


واژگان بازاریابی و فروش مقدماتی – بخش یازدهم :

 

1-Mail order House :

ارسال کاتالوگ جهت فروش برای مشتری برای معرفی محصولات و ترغیب به خرید.

 

2-Maintenance Marketing :

فعالیت‌های بازاریابی به‌منظور حفظ میزان فروش در یک موقعیت رقابتی ،  مثلاً می‌توان اتخاذ سیاست برگشت مرجوعی ناشی از عدم خرید محصولات توسط مصرف‌کنندگان در کانال خرده‌فروشی را نوعی از این سیاست دانست.

 

3-Manipulative Selling Techniques:

روش ماهرانه و متقلبانه فروش، در این روش فروشنده با متوسل به فریب سعی می‌کند مشتری را در شرایطی قرار دهد که اگر جنس را خریداری نکند، احتمال نایاب شدن است و مشتری بدون تأمل اقدام به خرید نماید.

 

4- Management by Objective  :

مدیریت بر مبنای هدف، در سازمان‌های فروش که در ابتدای هرماه بودجه فروش به تفکیک محصول مشخص است و هرروز نسبت به آن بودجه میزان فروش را ارزیابی می‌کنند.

 

5-Mark – up Ratio :

عددی که به‌صورت درصد بیان می‌شود یعنی قیمت خرید به قیمت فروش کالا میزان سودی که فروشنده از فروش کالا به دست می‌آورد از پایه خرید کالا محسوب می‌گردد. مثلاً قیمت خرید کالا 800 تومان و قیمت فروش کالا 1000 تومان است که میزان درصد مار کاپ آن مساوی است با 20ضربدر 100 تقسیم‌بر 1000 که 20 درصد می‌گردد .

 

6-Market Forecast:

پیش‌بینی وضعیت بازار معمولاً در اویل هرسال سازمان‌های فروش جهت تعیین بودجه فروش در سازمان از فرمول‌های که ترکیبی از میانگین فروش طی سال و ضریب رشد و نظر خبرگان هست جهت تعیین بودجه فروش به‌پیش بینی بازار می‌انجامد.

 

7-Market Growth Rate :

نرخ رشد بازار که به‌صورت یک درصد در هرسال مشخص می‌شود، که با توجه به وضعیت کل فروش محصولات می‌توان نرخ رشد را محاسبه کرد.

 

8-  Market Index :

ترکیبی از عوامل بازار برای پیش‌بینی میزان فروش احتمالی که می‌توان به نرخ رشد، تغییرات جمعیت، ضریب رشد مشتریان و عوامل دیگر که اثر بر روی شاخص نهایی بازار رادارند اشاره نمود.

 

9- Market Entry Barriers

موانع ورود به بازار ، شامل عواملی مثل میزان سرمایه، داشتن برند معتبر، تنوع کالایی همگی حاکی از وضعیتی است که یک رقیب برای وارد شدن به بازار به آن نیاز  دارد.

 

10-Market Share:

سهم بازار، درصدی از سهم بازار که می‌تواند متعلق به شرکت باشد، معمولاً شرکت‌های تحقیقات بازار هرساله با گرفتن حجم کل بازار و میزان فروش یک شرکت می‌توانند به درصد سهم بازاری که یک شرکت از میان کل سهم بازار دارد برسند.

 

11-Marketing Information System:

سیستم اطلاعات بازاریابی، که شامل واحدی است که در آن داده‌ها جمع‌آوری و تبدیل به اطلاعات باارزش می‌گردد و بعد تحلیل و تفسیر می‌شود و مبنای برای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد.

 

12-Marketing Planning Process:

یک روش نظام‌اند برای تحلیل داده‌ها، تنظیم اهداف و برنامه‌های اجرای که شامل تدوین برنامه، تنظیم اهداف، اجرا و کنترل و بازخورد می‌باشد.

 

13-Marketing Research Brief

خلاصه تحقیقات بازار که به‌صورت گزارش مدیریتی ارائه می‌شود.که در این سند راه و روش انجام تحقیقات شامل اهداف، بودجه، شرایط زمان‌بندی و غیره ذکر می‌گردد.

 

14-Me – Too Product

محصولاتی که ازنظر شباهت دقیقاً مثل محصول رقیب می‌باشد، به‌طور مثال در حوزه محصولات غذایی این اتفاق به دلیل درگیری  کم مخاطب با محصول جهت گمراه ساختن مخاطب زیاد استفاده می‌شود، مثلاً می‌توان به پنیرهای اشاره کرد که هیچ تفاوت با یکدیگر ندارند و فقط در عنوان اسم که بسیار ناخوانا است تفاوت می‌توان یافت .

 

15-Mock Purchase:

خرید ساختگی، که در این شرایط فرد خود را خریدار محصول معرفی می‌کند ولی قصدش درواقع گرفتن اطلاعات محصولات است.

 


واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8(+)

واژگان بازاریابی و فروش -بخش مقدماتی 9(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی10(+)

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/L1K2uJ

 

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدماتی – یازدهم
Rate this post

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدمانی – دهم

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8(+)

واژگان بازاریابی و فروش -بخش مقدماتی 9(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی-10

 


ایجاد # دسته واژگان بازراریابی و فروش  :

واژه گان بازاریابی نقش الفبای اولیه از درک درست داد و ستد در بازار را دارد، قرار است که به تدریج این دامنه واژگان در بخش دسته واژگان بازاریابی و فروش  به تدریج تکمیل شود . با توجه به اینکه این روزها بیشتر درگیر تهیه مطالب در حوزه آموزش مهارت های سرپرستان فروش هستم .لازم دیدم در دسته ای به نام واژگان بازاریابی جهت درک بهتر  معنای کلمات ایجاد گردد .


 

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدمانی – دهم

1-Image Differentiation: تمایز هویت

تمایز هویت، یکی از مزیت‌های رقابتی در بازار بحث هویت است، این هویت به کمک آرم، نماد، فعالیت، داستان‌پردازی، شخصیت برند خلق می‌شود و می‌تواند به‌عنوان یک مزیت در بازار مطرح شود، مثلاً بستنی عروسکی شرکت کاله با بستی عروسکی شرکت دومینو دو هویت متفاوت را ایجاد می‌نماید.

 

2-In – pack  premium : جوایز داخل بسته بندی

جوایز داخل بسته‌بندی که برخی از شرکت‌ها جهت ایجاد انگیزه خرید مشتری استفاده می‌کنند، مثل گذاشتن اسباب‌بازی‌های کوچک دربسته‌های خوراکی از قبیل محصولات شانسی، لوپ لوپ.

 

3-In- store Media: رسانه تصویری در فروشگاه

استفاده از رسانه‌های تصویری در درون فروشگاه و یا داروخانه به جهت ترغیب خریداران به خرید برند و یا کالای تبلیغی.

 

4-Impulse Buying: خرید ناگهانی

خرید ناگهانی، خریدهای بدون برنامه‌ریزی قبلی ایجاد می‌گردد، که به آن خریدهای هیجانی هم می‌گویند، یکی از تاکتیک‌های چیدمان فروشگاهی است که با استفاده از جذابیت بصری سعی در ترغیب مصرف‌کننده به خریدهای بیشتری می‌نمایند.

 

5-Incentives: انگیزانده

 انگیزانده‌ها و محرک‌ها، به‌طور مثال افزایش پورسانت فروش برای محصولی که تاکنون پورسانتی به او تعلق نمی‌گرفته، باعث ایجاد انگیزه در نیروهای فروش می‌شود.

 

6-  Information Judgement Techniques : تکنیک استفاده از افراد خبره

فن استفاده از افراد خبره جهت پیش‌بینی تقاضا، که معمولاً در شرکت‌های کوچک افرادی که داری سابقه  بیشتر درفروش می‌باشند، به امر بودجه‌بندی فروش مبادرت می‌کنند.

 

7-Inventory Turnover: گردش موجودی

گردش موجودی، نسبت سود ناخالص یا فروش واحد به متوسط موجودی کالا این نسبت برای اندازه‌گیری متوسط تعداد دفعاتی که یک شرکت میزان ارزش موجودی خود را می‌فروشد اندازه‌گیری می‌شود.

 

8-Judgement  Sample: نمونه قضاوتی

نمونه‌گیری جهت قضاوت، یکی وظایف واحد کنترل کیفی در هنگام بارگیری محموله‌های غذایی برداشتن نمونه و آزمایش مشخصات کیفی و کمی آن است که به‌صورت رندم این مسئله مورد انجام قرار می‌گیرید. البته گاهی برای روش تحقیقات بازار در زمان کم چند نمونه از مشتریان به‌صورت اتفاقی مورد بازدید قرار می‌گیرند و مورد مصاحبه و پرسش در خصوص مسئله و یا مشکل  سازمان قرار می‌گیرند، بعدازاین مرحله می‌توان به یک درک نسبی نسبت به موضوع رسید.

 

9-Kickback : رشوه سازمانی

رشوه دادن غیرقانونی به افراد تأثیرگذار در معامله سازمانی را  میگویند، معمولاً این رشوه به‌عنوان درصدی از گروه در نظر گرفته می‌شود.

 

10-Keep- out pricing: قیمت گذاری پایین

قیمت‌گذاری پایین  باهدف خارج کردن رقبای از سطح بازار، به‌طور مثال ماست پاستوریزه دامداران جهت خارج کردن رقبای و خود مثل میهن و پگاه کاله قیمت‌های خود را پایین‌تر از محصول مشابه این برندها عرضه می‌کنند و ممکن است بلعکس این سیاست توسط برندهای کوچک محلی در مقابله برندهای بزرگ‌تر به کار گرفته شود.

 

11-Kotler’ back box model: جعبه سیاه کاتلر

مدل جعبه سیاه کاتلر، یک مدل طراحی‌شده توسط فیلیپ کاتلر که اشاره به موضوع کشف ذهن مشتری توسط بازاریاب‌ها به مشتری با سؤال چگونه و چرایی خرید مشتری را کشف و درک نماید، و این موضوع شبیه کشف اطلاعات جعبه سیاه هست.

 

12-Laggards: محافظه کار

افرادی که دیرتر از سایر افراد جامعه به خرید یک کالا ترغیب می‌شوند، و معمولاً در گروه محافظه‌کاران طبقه‌بندی می‌شوند.

 

13- Likert Scale : شاخص لیکرت

مقیاس لیکرت، وسیله‌های، جهت ارزیابی است که غالباً در پرسشنامه‌های تحقیق بازار به کار می‌رود،و در آن از پاسخ‌دهندگان میزان موافقت خود را با یک موضوع یا کالا از طریق انتخاب پاسخ مناسب و بر اساس یک مقیاس اعلام می‌کنند. این شاخص به‌صورت مقیاس 5 گانه و مقیاس 7 گانه طبقه‌بندی می‌گردد.

 

که شامل مقیاس‌های 1- خیلی موافقم، 2-موافقم، 3-بدون نظر 4- مخالف 5- خیلی موافقم.

 

14- Liquidity: جریان نقدینگی

جریان نقدینگی، به دارایی‌های جاری، به‌ غیراز موجودی و کالای در جریان ساخت می‌گویند.

 

15-Low – Involvement Products : محصولات با درگیری کم

محصولاتی که بدون تلاش زیاد و دغدغه فکری، غالباً خریداری می‌شود و مصرف‌کننده برای خرید آن‌ها نیاز به جستجو و تحقیق در بازار ندارد، مثل خرید کبریت و ماست و دوغ .

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/nAXc11

 

 

واژگان بازاریابی و فروش بخش مقدمانی – دهم
Rate this post

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی9

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی9


Geographic Development -1 :

توسعه جغرافیایی،شرکت های برای افزایش فروش اقدام به افزایش حوزه توزیع محصولات خود در بازارهای جدید می کنند، که امکان دارد بازار داخلی ویا خارجی باشد، به طور مثال شرکت صنایع شیر ایران پگاه تصمیم به صادرات لبنیات به کشور مالزی گرفته است.

 

2-Geographic segmentation:

منطقه بندی جغزافیایی، سازمان های پخش وتوزیع برای تعیین حریم توزیع هر نماینده اقدام به تفکیک مناطق توزیعی می نمایند، تا بتواند عملکرد هر نماینده را بر اساس ضریب پوشش مشتریان مشخص نمایند.

 

3-Geographic Pricing:

قیمت گذاری بر اساس مناطق جغرافیایی، برخی شرکت ها با توجه به سیاسیت های خود در گسترش و توسعه بازار اقدام به قیمت گذاری مختلفی در حوزه های جغرافیایی می نمایند.

مثلا یک شرکت بر اساس هزینه حمل قیمت گذاری متفاوتی را انجام می دهد و یا شرکتی با توجه به گران بودن سبد کالایی عرضه شده ، هزینه حمل را در تمام مناطق توزیعی یکسان می بیند.

 

4-Gross Margin:

سود ناخالص ، سود قبل از کسر بهره ومالیات را سود ناخالص می گویند که از کسر درآمد از هزینه ها به دست می آید.

 

5-Green Marketing

بازار یابی سبز، که بیشتر در خصوص محصولاتی که طرفدار محیط زیست هستند را میتوان نام برد، که هدر رفتن انرژی، عدم تولید گاز های سمی و تخریب طبیعت را در سر لوحه تولیدات خود قرار می دهند.

 

6-Grow Rate

درصد رشد بازار، این متغیر به عنوان یکی از شاخص های مهم در برنامه ریزی سالانه بودجه شرکت های تولیدی وتوزیعی قرار می گیرد.

 

7-Gross Sales

فروش ناخالص ، درآمد کلی که از فروش به مشتریان در یک دوره خاص ایجاد میگردد.

 

8-Growth strategies

استراتژی رشد، شرکت های برای افزایش سهم بازار خود، اقدام به  اجرای سیاست های خاصی در مناطق تحت پوشش دارند.

که می توان به تولید محصول جدید، اجرای کمپین های تبلیغاتی، اجرای طرح های جشنواره فروش، ارائه بسته بندی متفاوت و قیمت گذاری متفاوت اشاره کرد.

 

9-Halo Effect

اثر هاله ای، زمانی، یک برند در بازار از مقبولیت بالای برخوردار است، محصول جدیدی که تولید می کنند.

تحت تاثیر اثر هاله ای برند قرار می گیرد، یا محصولی که از مقبولیت بالای برخوردار است و محصول جدید که همزمان با آن محصول به بازار عرضه می شود از مقبولیت محصول قبلی اثر می پذیرد .

 

10-Hierarchy of need

 هرم سلسه نیازها، آقای مازلو در هرم سلسه نیاز ها اشاره می کند انسان ها درتجارت و یا رفع نیاز به جذابیت هم هستند.

استفاده رنگ، بسته بندی، طرح و ویژگی محصول وکالا بر اساس این انگیزه است که محصول را جذاب نمایند تا مشتری به خرید آن ترغیب گردد.

 

11 Horizontal Cannel Conflict

اختلاف در میان کانال های توزیع افقی اعم از عمده فروشی، توزیع مویرگی و مراکز خاص، برخی از مواقع شرکت های به دلیل حجم بالایی تولید جهت کاهش هزینه نگهداری و انبار داری به فروش ویژه اقدام میکنند.

  در این میان با افزایش مارژین در طرح ویژه مشتریان عمده فروش اقدام به خرید محصولات در حجم وتناژ بالا می نمایند و آن را با قیمت پایین تراز درب کارخانه به بازار عرضه می  کنند.

 

12-Hold strategy

استراتژی نگهدری در خصوص محصولاتی که در دوره افول خود را طی می کنند و سازمان سعی مینماید که با کمترین هزینه محصول را تولید نماید و  بیشترین بازده را از آن کسب نماید.

 

13-Holding Cost

هزینه نگهداری و انبار داری محصول، که در سازمان های پخش و توزیع یکی از سرفصل هزینه ها شامل هزینه تخلیه وبارگیری و انبار داری میباشد که در هر صنعت با توجه به استاندارد های متفاوتی می تواند مشخص گردد.

 

14-Horizontal Integration

سازمان های بزرگ و یا برند های رهبر بازار معمولا برای افزایش قدرت رقابت در بازار و افزایش قدرت چانه زنی شرکتها اقدام به توسعه افقی خود اقدام به خرید شرکت های رقیب می نمایند.

مثل شرکت شیر پاستوریزه صلا اراک که زیر مجموعه شرکت صنایع شیر ایران قرار گرفت.

 

لینک کوتاه شده : https://goo.gl/VUdFTZ

 

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی9
1 (20%) 1 vote

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی 8

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)
واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی7 (+)
واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی8


1-Face- to-Face Selling :
فروش مستقیم، در این روش با مراجعه حضوری نزد مشتری به فروش محصول یا خدمات اقدام می‌کنیم، چیزی که در شرکت‌ها به‌عنوان فروشنده حضوری مطرح است.

 

2-Fad:
یک محصول که در بازار معرفی می‌شود، و طی مدت کوتاهی، به رشد خوبی می‌رسد، ولی سریع بعد از طی مدت کوتاهی دچار افت می‌شود که به‌اصطلاح امروزی محصول جوان‌مرگ می‌گردد. در بخش توسعه محصولات جدید علاوه بر تولید محصول باید شاخص‌های حمایتی جهت رشد پایدار محصول در نظر گرفته شود.

 

3-False Objection :
اعتراض بیان‌نشده خریدار نسبت به محصول که به آن اعتراض خاموش هم میگویند، زمانی که شرکت‌ها در فلسفه عملیاتی خود جایی برای اعتراض و پاسخگویی او نمی‌گذارند، مشتری دچار سرخوردگی شده و با اعتراض خاموش خود محصول شرکت را نمی‌خرد و یا بابی میلی آن را تبلیغ می‌کند.

 

4-Fast Moving Customer Goods:
به‌اختصار به آن محصولات تند مصرف (FM CG) هم می‌گویند، که می‌توان به شرکت‌های تولیدکننده محصولات غذایی بخصوص لبنی اشاره کرد، در این محصولات میران درگیری مشتری با محصول کم است و شرکت با تبلیغ و افزایش میزان دسترسی محصول در شلف مغازه‌داران سعی در دیده شدن توسط مشتری دارند.

 

5-Financial Risk :
ریسک مالی، در سازمان‌های فروش یکی از مخاطرات فروشنده و مدیر فروش ریسک مالی مشتریان است، که در برخی از سازمان، با گرفتن تضمین معتبر از مشتریان عمده تا حدی این مخاطره را کم کرده، مشتریان خُرد را توسط فروشنده‌ها سرویس می‌دهند که عملاً فروشنده باید ریسک مالی (بدهکاری مشتری ) را قبول نمایند.

 

6-Floor Price :
کف قیمت اعلام‌شده، توسط سازمان و یا مشتری ،در مذاکرات تجاری هر طرف خریدار و یا فروشنده ازنظر ذهنی و محاسباتی دارای یک کف قیمتی برای خرید و یا فروش محصول خود هستند.

 

7-Follow – The – Leader Strategy:
تعبیت از استراتژی رهبر بازار، شرکت‌های کوچک که توان رقابت با شرکت‌های بزرگ‌تر را ندارند، معمولاً ازنظر قیمتی و عرف و روال فروش تا حد زیادی تابع رفتار شرکت‌های بزرگ که تعیین‌کننده جهت کلی بازار هستند، را تقلید می‌کنند، مثلاً شرکت‌های لبنی کوچک در بازار از روش قیمت‌گذاری شرکت پگاه و یا کاله تبعیت می‌کنند و اختلاف جزئی در قیمت دارند اما در خصوص چارچوب‌های قانونی به مشتری ساده‌تر رفتار می‌کنند.

 

8-Follow –Up
پیگیری مشتری توسط واحد فروش، ارسال پیامک‌های جهت اطلاع از وضعیت محموله در شرکت دیجی کالا نوع ره‌گیری مشتری به‌حساب میاید، یا استفاده از فلسفه CRM در شرکت‌ها را می‌توان راستای پیگیری مشتری دانست.

 

9-Focus Group :
یکی از تکنیک‌های تحقیقات بازار است، که در این روش با گردآوری گروه کوچکی از مشتریان نسبت به انجام مصاحبه‌های عمیق و گفتگو اقدام و در خصوص اظهارنظر مشتری و یا مصرف‌کننده نسبت به برند و محصولات یک شرکت بازخورد گرفته می شود.

 

10-Free Samples :
توزیع نمونه مجانی، بین مصرف‌کنندگان که در راستای آشنایی مصرف‌کننده با برند و محصول جدید هست.و این مسئله می‌توان در بهبود و افزایش خرید مشتری مؤثر واقع شود.

 

11-Forward Buy :
پیش‌خرید کردن محصول و یا خدمت توسط مشتری، که می‌توان به‌پیش خرید محصولات سایپا و یا ایران‌خودرو توسط مشتری اشاره کرد.

 

12-Franchising :
حق امتیاز، که حق فروش یک محصول را در تحت یک برند خاص به مشتری می‌دهد، که می‌توان اشاره به فروش حق امتیاز تابلو پدر خوب به افراد متقاضی کرد، که البته فرانشیز در صنایع غذایی بیشتر دیده می‌شود، که اخیراً در صنعت رستوران‌داری بسیار رونق پیداکرده است.

 

13-Full- Cost Pricing :
قیمت‌گذاری بر مبنای قیمت تمام‌شده، یکی از روش‌های قیمت‌گذاری بر اساس میزان قیمت تمام‌شده است که به با افزایش درصدی از سود قیمت نهایی محصول مشخص می‌شود.

 

14-Functional Cost :
هزینه‌های عملیاتی، بر اساس وظایف مختلف در یک سازمان، به‌طور مثال هزینه عملیاتی دریک سازمان پخش در صنایع غذایی شامل 14 تا 18 درصد نسبت به قیمت محصول هست، که می‌توان به هزینه حقوق و دستمزد کارکنان ، انبارداری، حمل‌ونقل، ضایعات محصولی، مالی و انبار اشاره کرد.

 

15-Functional Discount :
تخفیف عملیاتی، یا تخفیفی که به جهت انجام عملیات خاصی از قبیل بازاریابی و یا فروش محصول توسط شرکت‌های تولیدی داده می‌شود.

به و طور مثال یک شرکت تصمیم می‌گیرد که به جهت ترغیب فروشندگان یک سازمان فروش 2 درصد از فروش محصول را به فروشندگانی بدهد که توانسته‌اند، این محصول را به‌خوبی بازاریابی کرده و اهداف فروش را محقق نماید که این تخفیف در قالب تفاهم‌نامه بین شرکت تولیدی و سازمان فروش انجام می‌گردد.

 

 

لینک کوتاه شده مطلب : https://goo.gl/3rGGTJ

 

واژگان بازاریابی و فروش – بخش مقدماتی 8
Rate this post

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 7

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 1(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 2(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 3(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 4(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 5(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 6(+)

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 7


1-Economic Order Quantity  :

مقدار اقتصادی سفارش، با توجه به هزینه نگهداری سفارش در انبار، با استفاده از تکنیک‌های تعیین نقطه سفارش مطلوب، به مقدار اقتصادی سفارش که بیشترین سودآوری را برای سازمان و کمترین هزینه را داشته باشد محاسبه می‌نمایند.

 

2-Entomic Utility :

مطلوبیت اقتصادی، به‌عنوان یک عامل مهم در خرید مصرف‌کننده محسوب می‌شود، یعنی با توجه به محدودیت منابع خریدار به‌عنوان خرید کالایی است که بیشترین مطلوبیت را برایش ایجاد نماید.

 

3-Elasticity Demand :

کشش تقاضا، به این معنی که در اقتصاد در خصوص تعیین  قیمت بر روی رفتار مصرف‌کننده و یا خریدار از نمودار قیمت و تقاضا استفاده می‌کنند، اقتصاددان‌ها بررسی می‌کنند، که با افزایش قیمت‌ها تقاضا به کدام سمت می‌رود، آیا کاهش می‌یابد و یا بدون تغییر باقی می‌ماند.

در کالاهای اساسی معمولاً این بدون تغییر می‌ماند و یا کمی کاهش می‌یابد، مثل نان و یا دارو. که به‌اصطلاح میگویند قیمت‌ها بدون کشش است.

اما در خصوص کالاهای که می‌تواند به‌عنوان کالاهای جانشین محسوب شود. مثل نوشابه با دوغ اگر قیمت نوشابه افزایش پیدا کند به مصرف‌کننده از خرید آن خودداری کرده، به‌ جای نوشابه از سایر نوشیدنی‌ها استفاده می‌نماید.که می‌گویم در اصطلاح قیمت‌ها از کشش بالایی برخوردار است.

 

4-Emotional close :

یکی از تکنیک‌های فروشنده، تحریک احساسات خریدار است، مثلا در مورد خرید کالایی گران قیمت در صورتی که مشتری از توان خرید برخوردار نباشد، فروشنده می گوید که البته این جنس خوبی است و از کیفیت بالایی برخوردار است.

امابرای شما کمی گران است، و باعث جریحه دار شدن احساس غرور مشتری می شوند که در برخی از مواقع برای اینکه مشتری اثبات کند، که برای او گران نیست او را انتخاب میکند که غرورش جریحه دار نشود. البته استفاده از این تکنیک مانند استفاده از شمشیر دولبه است.

 

5-Embedding :

استفاده از تکنیک های پنهان نمودن برند شرکت در تبلیغات، مثلا اسپانسر شدن در ساخت فیلم و سریال های می توان اشاره کرد.

شرکت کاله برای نشان دادن محصولاتش در سر سفره غذا در سریال هزینه میکنند بدون اینکه به صورت مستقیم از برند شرکت کاله صحبتی به میان آید.

 

6-Endorsements :

استفاده از شخصیت های مهم هنری و ورزشی در تبلیغ یک برند کالا، مثل خانم نیکی کریمی در تبلیغ اپراتور همراه اول شرکت کرده است.

 

7-Entry Barrier:

موانع ورود به بازار که توسط رقبا و یا محیط بازار ایجاد میشود، مثلا شرکت میهن به دلیل سرمایه گذاری زیاد در حوزه بستنی و همچنین دادن یخچال های خاصی به مشتریان، جهت نگهداری بستنی، عملا باعث ایجاد مانع ورود رقیب جدید به حوزه بستنی در کل کشور شده است.

 

8-Error rate :

نرخ اشتباه در فرایند، در سازمان های پخش و توزیع گاها، در فرایند تحویل کالا به مشتری اشتباه میگردد، که باعث می شود مشتری ناراضی گردد.

 لذا باتوجه  نوع صنعت و به کوچک و یا بزرگی صنعت و مجموعه یک نرخ اشتباه که حداکثر آن است را تعیین می کنند،که تا این حد را  می توان به عنوان نرخ اشتباه قابل اغماض دانست. بالاتر از این حد را به عنوان نقص سیستم ثبت و پیگیری می کنند.

 

9-Exclusive Distribution :

توزیع انحصاری، محدودیت دسترسی یک کالا و یا یک منطقه و یا یک نماینده را میتوان مثال زد، به طور مثال شرکت ها برای حفظ مزیت رقابتی خود کالا های خود رافقط به یک توزیع کننده میدهند.

که هم از تداخل بازار بین نمایندگان جلوگیری کنند وهم مزیت رقابتی برای نماینده ایجاد کنند.

 

10-Exclusive Sales Territory:

منطقه فروش اختصاصی، معمولا در سازمان های پخش و توزیع هریک از نمایندگان یک منطقه مشخص شده، برای توزیع کالا دارند، قوانین سختی هم برای رعایت مرز ها گذاشته می شود.

 

11-Experience Curve:

منحنی تجربه، یا منحنی یادگیری، که این منحنی شامل مراحل تولد، رشد، بلوغ، افول است، مهمترین مسئله در این منحنی این نکته است که، در زمانی که در اوج رشد هستید، وقت بیشتری برای یادگیری بگذاریم، زیرا با توجه به قدرت فناوری اطلاعات، خیلی از تجارب در دوره کوتاهی رنگ کهنگی به خود میگیرند.

 

12-Exploratory Research :

تحقیق اکتشافی، یکی از روش های گردآوری اطلاعات که فرد با جستجو کردن و عملیات میدانی به دست می آورد. مثل مشاهده ویترین مغازه دار ها و رصد حضور رقبا درمیان ویترین و برآورد سهم ویترین برند.

 

13-Evaluative Criteria:

معیار ارزیابی یا ویژگی های که یک خریدار برای انتخاب یک برند در ذهن خود دارد، که میتوان در محصولات غذایی به سلامت، معروف بودن برند، تصویر برند، قیمت و بسته بندی اشاره  کرد.

 

لینک کوتاه شده مطلب: https://goo.gl/VfFKL8

واژگان بازاریابی و فروش –بخش مقدماتی 7
Rate this post